اختلاف آیتالله حائری با کربن درباره معنای فلسفه در اسلام/ هایدگر مملکت را گرفته است

1 – بودن یا نبودن من چه تأثیری در دنیا و در زندگی مردمی که امیدوارم روزی تبدیل به مشتری و در نهایت مبلغان من شوند خواهد داشت؟ من مطمئن هستم که افراد حداقل از خود پرسیده اند که آیا زندگی پس از مرگ و خدا وجود دارد یا خیر. 7 – چگونه مطمئن شوم که کسانی که مرا دوست دارند و از من حمایت می کنند، تا ابد مرا دوست خواهند داشت و از من حمایت خواهند کرد؟ چرا مردم باید مرا دوست داشته باشند و از بین رقبا مرا برای رفع نیازهای روزمره یا احساسی انتخاب کنند؟ شاید بتوان گفت که احساس برسازنده نسبت، بین خواجه و برده، نفرت است.

حال آنکه عاشق و معشوق «متعهد می شوند که شخصیتهایشان را به یکدیگر تسلیم کنند و هر کدام تنها با دیگری کامل باشند.» (۳) بدین طریق علاوه بر آنکه شخصیت این دو در یکدیگر ادغام شده است، ارتقایی نیز صورت گرفته است. در رابطه عاشق و معشوق، انحلال شخصیت زن و مرد در یکدیگر و ارتقای آنها به صورت بنیاد خانواده، نمایاننده مشخصه های عشق از نگاه هگل است. بنابراین سعی ما برآن خواهد بود که عشق را از دریچه دو تقابل متقابلین بنگریم: تقابلی که نسبت خواجه و برده با رابطه عاشق و معشوق (در خانواده) دارد و نیز تقابل بین ادیان یهود و مسیح.

در اینجا نیز تضاد و تقابلی عمیق بین رابطه عاشق و معشوق و نسبت خواجه و برده برقرار است. اما از این لحاظ شاید نتوان تقابلی بین این نسبت و رابطه خواجه و برده بیان کرد. در این نوشتار کوشیده ایم تا تقابل رابطه عاشق و معشوق را با نسبت خواجه و برده از نگاه هگل بیان کنیم. 4 – من چگونه به مردمی که امیدوارم روزی عاشق من شوند عشق می ورزم؟ 6 – مردمی که من در جستجوی عشق آن ها هستم، چگونه می توانند مرا بشناسند و با من ارتباط بر قرار کنند؟

برای ساختن برندی قوی که مورد توجه مشتریان و مخاطبان شما قرار گیرد، پنج اصل وجود دارد که باید از آن ها پیروی کرد و ما به عنوان مدیریت برند در مجموعه شما از آن اطمینان حاصل می کنیم: 1 – مشتری باید پایه و اساس و مهمترین رکن برند شما باشد، در غیر این صورت دیر یا زود حذف یا جایگزین خواهید شد. بنابراین مبنای ازدواج دلدادگی نیست، بر پایه احساس است، اما فقط احساسی که در هسته آن عقل قرار دارد. 2 – از میان بر ها استفاده نکنید، زیرا باعث بی نظمی و عدم تداوم و در نتیجه به وجود آمدن احساس ناامنی برای مخاطبان شما می شود.

5 – آوازه برند باعث ایجاد تمرکز بر روی برند می شود و آن را خواستنی می کند و باعث ایجاد شوق در مردم برای معرفی کردن خود به واسطه شما خواهد شد. 5 – اگر در اقیانوس آبی (خدمات یا کالای بدون رقیب) شنا می کنم، چگونه خود را برای مقابله با رقبایی که دیر یا زود باعث سرخ شدن اقیانوس صنعت یا کسب و کار من می شوند آماده می کنم؟ استیس این جنبه را چنین توضیح می دهد: «… با این توضیح روشن میگردد که آیه یادشه مبیّن همین حقیقت است که دنیا، پرورشگاه استعدادها و دار التربیه انسانهاست.

شاید برسم توضیح بدهم. ستایشی که کریچلی در این کتاب از بکت میکند، بینظیر است و شاید بتوان گفت با این کتاب است که فلسفه دین خود را به بکت ادا میکند و انگار که کریچلی از میان جامعه و طبقه فیلسوفان برگزیده شد تا ستایش آنها از بکت را در دل تاریخ ماندگار کند. 7 – ارزش برند بر پایه مشتری را خلق کرده و از رشد و توسعه و بهبود آن مطمئن می شود و میزان وفاداری مشتری و مخاطب نسبت به برند را افزایش می دهد. اگر به دنبال مشتری وفادار هستید، ابتدا باید مطمئن شوید که آن ها تجربه خوبی از محصول یا خدماتی که شما ارائه می دهید دارند.

اگر توانسته باشید کتابهایی که در این نوشتار به عنوان کتاب های مقدماتی فلسفه معرفی شدند را به خوبی مطالعه کنید نوبت به مطالعهی دو کتاب تاریخ فلسفهی بزرگ میرسد. سقراط از این گفتگو به این نتیجه نائل میآید که هنگامی که مرگ میرسد و روح از تن جدا میشود، روحی که دیگر در قید تن نیست و دیگر از تن تبعیت نمیکند است که میتواند به حقیقت برسد و چون تمام آمال فیلسوف رسیدن به حقیقت است پس نباید از مرگ هراسی داشته باشد. ممكن است گمان شود كه پذیرفتن این دو نوع تأثیر، فلسفه را تبدیل به كلام میكند؛ چرا كه تعلق خاطر به مباحث دینی و دفاع از آنها شأن متكلم است نه فیلسوف.

یعنی شاعر بزرگ عرب، بحتری را در مقابل فیلسوف مسلمان میگذارد. زناشویی اساساً پیوندی اخلاقی است که بر مبنای آن بنیادی ماهیتاً اخلاقی (یعنی خانواده) شکل می گیرد. بنابراین عشق نه تنها وحدت بخش است، بلکه عنصری اساساً اخلاقی به شمار می رود. با تفاصیل بیان شده، می توان دریافت که عشق از نگاه هگل کاملاً عقلانی است. به بیان ساده ارزش برند، ارزش محصول یا خدمت اضافه شده به برند را در مقابل محصول مشابه بدون مارک اندازه گیری می کند. با پرهيزگارى و ساده دلى با يكديگر زندگى مى كردند.

ما در برخورد با جوانان، مخصوصآ بچههای محصل، این روحیه را به شدت میبینیم که مایلند، هر چه میشنوند و هر دستوری که به آنها میرسد، دلیل و علت و حکمت و فلسفهاش را بدانند.نمیخواهم بگویم که چرا چنین هستید، بلکه، مایلم تشویق کنم. بي حجابي در غرب برده داري را دوباره زنده كرد (برده هاي جنسي). جوان در پى رسيدن به استقلال فكرى است؛ براى جبران نواقص و تأمين نيازهاى بى شمار خود به سوى ازدواج سوق داده مىشود و با گزينش همسرى مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مىكند. همچنین هگل در تبیین هنر رمانتیک سه خصیصه را خاص هنر مزبور برمی شمرد: شرف، عشق و وفاداری.

شرف، پی بردن به ارج و ارزش خود است، حال آنکه در عشق، عاشق به ارج و ارزش نامتناهی دیگری اعتراف می کند و حقیقت نفس خویش را در او می یابد. طبیعتاً وجوه دیگری از عشق نیز وجود دارد که بیانشان در این مجال نمی گنجد، برای مثال تقابل خصمانه میان عاشق و معشوق نیز قابل تصور است؛ نمونه بارز این تقابل در ارتباط میان کی یرکگور و نامزدش، رژین، به چشم می خورد. عاشق و معشوق ابداً مخالف یکدیگر نیستند.

نظریه رواقیون درباره ی عاطفه بر تحلیل آن ها از نفس آدمی استوار بود موضع کلیدی نظریه ی رواقی نکته ای است که در آن هم با افلاطون وهم با ارسطو مخالف بودند.با این وجود قطعا باز هم نظر خود را در سنت فکری سقراطی می دانستند.رواقیون هر تفاوتی را میان بخش ها یا کارکردهای شناختی و عاطفی در اثر گذاری بر نفس رد می کردند که هر عملکرد نفس هم وجهی شناختی دارد و هم وجهی عاطفی و بخش شناختی آن است که از لحاظ علی اهمیت دارد.در این چهارچوب رواقیون عاطفه را جنبش غیر عاقلانه و افراط نفس تعریف می کردند.برخورد آن ها با عاطفه این گونه بود که آن را رخدادی نفسانی می دانستند که از نظر شناختی متعین شده است.

نکتة جالب در اندیشة کامو این است که او از طرح مسئلة پوچی و حمایت از آن هیچ ابایی نداشته و با قدرت از آن دفاع کرده و با صراحت تأکید میکند که کشف پوچی تنها عامل رهایی بخش آدمی از دام اوهام و خیالات متافیزیکی است. ملکیان تصریح کرد: وقتی در کشور غریبی هستیم نظارهگر هستیم و خودمان را در هیچ چیز دخالت نمیدهیم. به میزانی ایمان جامعه تحقق پیدا می کند که که عقلانیت، بتواند جاری شدن ایمان را به صورت هماهنگ تدبیر کند. بنابراین عشق در این میانه واسطه ای است برای تحقق اهدافی اخلاقی. برهمین اساس طلاق نیز، به واسطه آنکه این پیوند روحانی و اخلاقی را از هم می گسلد، غیر اخلاقی است و باید به تأخیر افتد.

آنچه در رابطه اخیر، اخلاقی به حساب می آید، دوری هر چه بیشتر برده از خواجه است. برای آشنایی بیشتر با ما به چنل یوتیوب ما سر بزنید. در رابطه خواجه و برده، آزادی حقیقی از آن برده است که با خودسازی و خودشکوفایی، به فاصله هرچه بیشتر از خواجه می رسد. برده با فاصله گیری از طرف مقابلش و پناه بردن به درون خویش به صیانت نفس و آزادی (از نوع رواقی آن) دست می یابد. بنابراین، نمی توان بین روشهای فلسفه و روشهای سایر علوم به مشابهت کاملی دست پیدا کرد.

دیدگاهتان را بنویسید