اخلاق اجتماعی در نهج البلاغه – پرسمان

مبنای اخلاق سازمانی اصول معقولی مانند خلوص، سعادت انسانی، خدمت و خوش رفتاری را دربردارد. به تعبیر دیگر فرایند ارزش گذاری ارگانیسمی در نوزادان بسیار کارآمد و بر مبنای درستی استوار است. رابطه بین مددکار اجتماعی و مددجو معمولاً میان دو یا چند نفر است و برای کمک کردن به مراجعان جهت درک و روشن کردن نظرات آنـها در مورد زنـدگی خود و یاد دادن راه رسیدن به اهداف انتـخـاب شـده فـردی، از طـریق انـتخاب راهـهای سنـجیده با هـدف حـل مشکلات هیـجانی بـرگزار می شود. این فریضة الهی به عنوان مهم ترین و ارزنده ترین پدیدة اجتماعی آثار و برکات اجتماعی و فردی بسیاری همچون تحقق عدالت اجتماعی، نوسازی جامعه، تثبیت حکومت اسلامی، تحکیم امنیت اجتماعی، نزول خیر و برکت، شکست جبهة نفاق، گسترش راه های کسب حلال، تحقق مصلحت عمومی جامعه، طرد نااهلان و تحقق اخلاقی الهی در جامعه دارد و همچنین ترک این فریضة بزرگ الهی آثار منفی چون سلطة بدان، سقوط و انحطاط اجتماعی، نفی هویت و حیات انسانی را دربردارد.

مددکاری اجتماعی اساساً با انگیزه کمک به مردم توسعه پیدا کرد و در این راه هم بر نیازهایشان و هم بر محیط پیرامونشان تأکید ویژه ای دارد و تنها حرفه یاورانه ایست که هم به جنبه های دورنی وضعیت انسانها (ارزش ها، باورها، عواطف و توانایی مردم در حل مسائلشان) و هم جنبه های بیرونی آن (محله، مدرسه، محیط کار، نظام رفاه اجتماعی و نظام سیاسی ای که بر زندگی فرد اثر دارند) توجه می کند و در کمک به مددجـویان، همـواره هر دو جنبه را با هم می بیند. در حرفه مددکاری اجتماعی از ویژگیهای اخلاقی یا منشهای خاص رفتارها و سلوک شخصی گفتگو می شود که آنها را ضرورت و الزام برای پرداختن به فعالیتهای مددکاری می دانند و غالباً بر این اعتقاد دارند که فقدان یا ضعف این قواعد، موجب ناکامی در ارائه خدمات و حتی وارد شدن آسیب و صدمه های روانی و اجتماعی به مددجویان و افراد دارای مشکلات و معضلات خواهد شد.

صرف نظر از اینکه «مراجع» کیست یا رفتارش چگونه است باید او را با هر عقیده و ارزش، مذهب، طبقه اجتماعی، سن و سواد پذیرفت؛ چرا که مددکاری اجتماعی یک جریان مستمر یاری رسانی است و مُراجع به عنوان یک انسان باید تکریم شود. مددکار اجتماعی باید نقش خود را به درستی و آشکارا برای مُراجعان و مؤسسه ای که در آن کار می کند، بیان نماید تا مجبور نباشد انتظارات مؤسسه را بر اهداف فردی مُراجع ترجیح دهد و در این راستا از روابط بدون ضوابط بپرهیزد. در حقیقت، اخلاق حرفه ای، فرایند تفکر عقلانی است که هدف آن تعیین ارزش های سازمان است و دارای بار و ارزش های والایی است که رعایت آنها در رعایت هنجارهای اجتماعی بسیار نقش آفرین است.

انجام هرگونه کار ناپسند نسبت به خود یا دیگران غیراخلاقی است. بدین سان در اسلام هر فردی علاوه بر اندیشیدن در مصالح خود، نسبت به افراد جامعه وهمنوعان مسئولیت دارد. پژوهش خبری : بین آسیب های اجتماعی و اخلاق چه رابطه ای وجود دارد؟ علاوه بر این آنها تلاش می کنند تا به این افراد آسیبی وارد نشود و در مواقعی که اجتناب از این آسیب امکان پذیر نیست، سطح آن را به حداقل برسانند. اصل سودمندی و عدم آسیب رسانی: این اصل به تلاش مددکاران اجتماعی برای رساندن منافع سلامت روانشناختی به افرادی که با آنها کار می کنند اشاره دارد.

اصل وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری: مددکاران اجتماعی در قبال رفاه و امور مربوط به سلامت روانشناختی افراد جامعه احساس مسئولیت دارند. اصل عدم تبعیض: این اصل اشاره به این باور ذهنی و عملی مددکاران اجتماعی دارد که تمامی افراد جامعه حق بر خورداری از خدمات مددکاری اجتماعی با کیفیت برابر را دارند و از این لحاظ نباید تفاوتی بین افراد قایل شد. با امر به معروف و نهی از منکر بی تفاوتی از میان مردم برداشته می شود و همه افراد در برابر یکدیگر مسئول شناخته می شوند فلذا زمینه تحقق همه اجکام الهی و ارزش های دینی در جامعه فراهم می شود.

امر به معروف و نهی از منکر در حق الله :مانند تشویق افراد به انجام وظایف و تکالیف دینی از قبیل نماز ،روزه وحج. لذا، در تفسير “لا اله الا الله ” گفتهاند يعني: “لا موثر في الوجود الا الله” ، موثر استقلالي در عالَم، خداست و عوامل ديگر هم اگر در جهان موثراند باذن الله موثراند. 4. اگر به او خیری رسید به او تبریک بگویی. منظور از تقدس در این اصل این است که دستیابی به اهداف با استفاده از روشهای غلط ناممکن است؛ حتی اگر این روشها برای کل جامعه سودمند باشند!

از دیگر ابعاد آگاهی، شناساندن خطرها و تهدیدها است. امر ونهی در رابطه با مردم وحکومت :نظیر نصیحت ونقد خیرخواهانه حکومت دینی وتشویق کارگزاران به تشویق عدالت اجتماعی و جلوگیری از برخورد هاو رفتارهای نامساعد .بنابراین، حوزه امر به معروف در کلیه ابعاد زندگی انسان، اعم از رابطه انسان باخدا ، رابطه مردم با یکدیگر ورابطه مردم با حکومت جریان دارد. آیا دینی که داعیه کاملترین دارد برای همه امور زندگی برنامه ارائه داده است برای حل این مسئله برنامه دارد ؟ بی تفاوتی؛ نوعی بی قیدی در افراد نسبت به قوانین، هنجارها، حوادث و اتفاقات اجتماعی، سیاسی و دینی در جامعه است..

این عمل نوعی ابزار باشد و یا یک هدف، به هر حال کاری است که از انجام آن باید پرهیز شود. از دیدگاه افلاطون، هر انسانی به خاطر نیازمندی ها و منافع خود، ناچار است که اجتماعی باشد1. این می تواند به خاطر مشکلات روزمره زندگی و یا هر مسئله ی دیگر باشد. تغییر سبک زندگی برخی از مردم، در سایة تبلیغات فرهنگ غربی نیز به دامنة این عارضة اجتماعی – اخلاقی افزوده است. این مقوله تا آنجا دیده می شود که مردم در زندگی روزمره خود، برخورد با ناهنجاری و کجروی در حوزههای مختلف دینی، فرهنگی، سیاسی و آموزشی را تجربه میکنند ولی کمتر مشاهده شده کسی نسبت به آنها واکنشی متناسب با اخلاق و آموزه های جامعه نشان دهد تا جایی که میتوان گفت بیتفاوتی اجتماعی به یک پرستیژ تبدیل شده است.

در برخی روایات، حتی در مورد خوراک و پوشاک همسایه نیز سفارش شده است: «هرکس که سیر بخوابد؛ ولی همسایهاش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است». باید ایمان و باور قلبی را از سویی، با اعمال نیک همراه کرد تا انجام اعمال نیک به پرورش ایمان کمک کند و از سوی دیگر، از رذایل و گناهان که موانع رشد و پرورش ایماناند، دوری کرد و این حقیقت نیازمند شناخت فضایل اخلاقی و رذایل است تا درست از نادرست تشخیص داده شود. می توان گفت که اخلاق و تربیت هر دو به نوعی دانش شناخت انسان است. اما آنچه که امروزه در کشور ما بوضوح دیده می شود رشد « بی تفاوتی اجتماعی» است که یکی از مهم ترین مسائلی است که گریبانگیر جامعه شده است.

رعایت اصول اخلاقی معمولا رشد کرامت افراد را در پی دارد. همانطور که از نام این اصل مشخص است، به طور واضح اشاره به این موضوع دارد که سازمان به هیچ عنوان مجاز به همکاری با شخص یا مجموعهای در کارهای خلافکارانه نیست. معمولا کتابچه های راهنما به طور واضح قوانین، دستورالعمل ها و استانداردهای یک سازمان و همچنین قوانین، مقررات و قوانین احتمالی مرتبط با آن را مشخص می کنند ، بدیهی است که با توسعه ارتباطات ، و وجود زیرساختهای مبتنی بر وب ، امروزه این کتابچه ها میتوانند بصورت الکترونیک یا در قالب اپلیکیشن ارائه گردند .

دیدگاهتان را بنویسید