اخلاق اسلامی؛ مبانی و غایات

و نيز از همين جا مى توان علم اخلاق را چنين تعريف كرد: «اخلاق علمى است كه از ملكات و صفات خوب و بد و ريشه ها و آثار آن سخن مى گويد» و به تعبير ديگر، «سرچشمه هاى اكتساب اين صفات نيك و راه مبارزه با صفات بد و آثار هر يك را در فرد و جامعه مورد بررسى قرار مى دهد». از آن جا که ایمان، پایه تمامی ارزشهای اخلاقی را تشکیل میدهد و مؤثرترین عامل در ایجاد انگیزه برای انجام اعمال صالح است، لذا ایمان را نقطه آغاز حرکت به سوی کمال انسانی میشماریم. بدینسان از دیدگاه قرآن، انسان در انتخاب راه اصلح، خود مختار است و هیچ گونه قهر و جبری در کار نیست.

گویا عنوان تربیت در لغت اطلاق دارد و نمی توان آن را به گونه ای انحصاری، به حالات ویژه اختصاص داد. ای کسانی که به ظاهر ایمان آوردهاید، به درستی و راستی ایمان آورید، و هیچ گونه تبعیض ـ طبق دلخواه ـ در ایمان روا ندارید و هر که کفر ورزد، کاملاً دور افتاده و گمراه گشته است. ایمان تنها علم و یقین نیست؛ زیرا ممکن است علم به گونه غیر اختیاری حاصل گردد، ولی ایمان چنین نیست. قلم سرنوشت همان گونه که در ازل رقم زد، تغییرپذیر نیست و هرگونه کوشش، پس از سابقه تقدیر، میسّر نمیباشد. به عنوان مثال، اگر گفته شود: «احسان، کار اخلاقی است»، «عفت، عفو، دوستی، راستی، وفا، گذشت، نیکی در برابر بدی و خدمت به نوع بشر، فعلِ اخلاقی است»، «بخل، حسد، دروغ گویی، سخن چینی، رفتار منافی عفّت، عمل غیر اخلاقی است»، در این صورت منظور از اخلاق تنها فضایل اخلاقی است.

خلاصه سخن این که اخلاق از دیدگاه اسلام، پشتوانهای مستحکم برای تنظیم روابط خانواده، و جامعه و حتی روابط بین الملل به شمار میرود و هیچ گاه و در هیچ مورد، مسأله اخلاق و معنویت و کرامت انسانی، نادیده گرفته نشده است و این یکی از امتیازات والای شریعت الهی میباشد. مسأله «ایمان به غیب» که در قرآن مطرح گردیده، یکی از مسائل اساسی و زیربنایی است که در ساختن انسان نقش مؤثر دارد. بهره انسان همان است که خود به دست آورده، و طبق آن بازرسی خواهد شد و بهترین پاداش را دریافت خواهد نمود.

انسان، بیچاره نیست، بلکه خود چارهساز است؛ به شرط آن که افسار خود را به دست خواستههای پست نسپارد و خود را حقیر و زبون نسازد. امروزه نیز دنیای غرب از اخلاق دم میزند، اما اگر در باورها و افکار آنان دقت کنیم در مییابیم که نگاه آنها به اخلاق با نگاه توحیدی متفاوت است؛ چون محورِ اخلاق در آن دومتفاوت است. از ظواهر آیات قرآنی، که به ایمان آوردن دستور داده، به دست میآید که آن یک عمل کاملاً اختیاری است؛ گرچه باطنی بوده، و به قلب مربوط میباشد.

اما پیش از آنکه دلایل این مدعا را بیان کنم، مایلم به این نکته اشاره کنم که ما دو نوع گرایش به لیبرالیسم و ساخت سیاسی لیبرال داریم: یک نوع آن را می توان گرایش عمل گرایانه نامید، که به نظرم در میان پاره ای از متفکران و مصلحان معاصر ما، از جمله مرحوم مهندس مهدی بازرگان، دیده می شود. ولی خداوند ـ که از آفریده خود آگاه است ـ میداند که انسان، چندان تاب مقاومت در مقابل شهوات را ندارد؛ لذا سختگیری ـ در تکالیف ـ نشان نمیدهد و به کمک او میشتابد.

در این آیه، خداوند سه بار اراده و خواست خود را نسبت به انسان و حفظ کرامت او ابراز داشته و در ضمن گوشزد کرده، کسانی که به دنبال خواستههای نفسانی هستند، میکوشند تا جامعه انسانی را به انحراف بکشانند. وظیفه مدیریت منابع انسانی در زمینه اخلاق سازمانی، شامل شناسایی و اولویت بندی ارزشها برای هدایت رفتارهــا و تدویـن خط مشی ها و رویه هایی برای مطمئن شدن از انجام این رفتارهاست و با برنامه ریزی دقیق به ترویج فرهنگ اخلاق سازمانی در سازمان تلاش کند و روح توجه به فضائل اخلاقی و انسانی را در میان افراد نهادینه کنند.

شخصی که اخلاقی نیکو دارد، سعی میکند که با احترامش رای ها را به سوی خود بازگرداند و سعی می کند که به این شیوه محبوب همگان شود. اخلاق حرفه ای مجموعه ای از اصول و استانداردهاست که رفتار افراد و گروه ها را تعیین می کند در واقع، اخلاق حرفه ای، یکسری فرایندهای مبتنی بر فکر و جهت یابی دارد و یک فرایندهایی نیز برای تحقق این اندیشه ها.

باغبان هم دستی در زندگی نهال دارد. راه هدایت و زندگی سعادت بخش را به شما ارائه خواهیم داد، پس هر که آن را پیروی کند، گمراه و سرگردان و تیره بخت نخواهد گردید و هر که از آن رو گردان شد هر آینه زندگی دشواری را خواهد گذرانید و در روز واپسین با چشم و دل کور بهپا خیزد. در باره مفهوم تربیت اختلاف نظرها و تردیدهایی وجود دارد.

در رد این برداشت نادرست از اخلاق، باید گفت انسان که موجود فاعل آگاه و مختار است، نمی تواند بدون یک هدف نهایی، فعالیتهای خود را سامان دهد و تنظیم کند؛ زیرا هرکس در کارهایی که انجام می دهد، اهدافی دارد و از آنجاکه تسلسل در اهداف ممکن نیست، یک هدف نهایی برای آن کارها در نظر می گیرد تا بتواند به مقاصد مختلفی که دارد، دست پیدا کند. بایستی در برخوردها، بزرگوارانه رفتار نمود و نسبت به یکدیگر گذشت داشت و در جهت نیکی به دیگران گام برداشت. چنین ایمانی، سبب میگردد تا انساندر رفتار و کردارش، راست و استوار باشد و شیوههای درست و پسندیده انتخاب کند و به سوی اخلاق کریمه روآورد.

براى انجام رفتار و کردار پسندیدهای همچون خوش اخلاقی و خوشرویی، باید تمرین کرد تا به آن عادت نمود. خداوند دعاى او را اجابت کرد و اخلاق نیک را در او به مرحله کمال رسانید. سپس در صدد بیان رعایت فضیلت آمده و آنان را به مراعات آن فراخوانده است. در واقع، از ویژگیهای شرایع الهی این است که در سه بعد تنظیم شده است: تضمین حقوق افراد، رعایت حقوق عامه و حفظ کرامت انسان. «اخلاق» در اصل، واژهاي عربي است كه مفرد آن «خُلْق» و «خُلُق» ميباشد. یعنی سختگیر و خردهگیر نباشید، که حتما زن نصف مهر را مطالبه کند، و شوهر نیز بیش از نصف آن را پرداخت نکند.

پس نتیجه میگیریم که ایمان یک عمل اختیاری و مربوط به قلب است، که علم و معرفت میتواند منشأ و داعی بر آن بوده باشد. اینها شرایطی است که ایمان را حقیقت میبخشد و منشأ جهش در یک انسان آزاده میگردد. در قوانین بشری، هر چند با کمال دقت و امانت وضع شده باشد، تنها روابط افراد در جهت حفظ منافع آنها، و مصلحت جامعه، مورد نظر بوده و مسأله اخلاق و معنویت، در آنها جایی ندارد، ولی در قوانین شریعت، علاوه بر دو بعد یاد شده که طبعا به کاملترین شکل تنظیم یافته، معنویت انسان و مقام والای کرامت او نیز ملحوظ شده است.

دیدگاهتان را بنویسید