اشعار عاشقانه انگلیسی + مجموعه شعر زیبا زبان انگلیسی و ترجمه فارسی با موضوعات رمانتیک

از ميان بانوان سخنور، ژاله قائم مقامي، پروين اعتصامي و سيمين بهبهاني در باب زن و مسائل بانوان، نظرات ژرفتري دارند و بيشتر به آن پرداخته اند؛ بنابراين در اين مقاله ابعاد اين موضوع را با تکيه بر اشعار سه شاعر مزبور، مورد بررسي قرار مي گيرد. در این مقاله، نه همه ابعاد داستانسرایی نظامی، بلکه تنها توجه خاص او به زنان،به عبارت دیگر «زن محوری» در آثارش بررسی می شود و مجموعه فضائلی که زن آرمانی در شعر وی دارد، با استناد به تمام آثار او، یعنی 30 هزار بیت مشتمل بر مخزن الاسرار،خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر، اسکندرنامه (شامل اقبالنامه و شرفنامه)، قصاید و غزلیات و …

شاعر برای تحقق هدف مذکور، تمام زیبائیها را در عرایس شعری خود، یا در شخصیتهای داستانی اش جمع می کند و چنان ره اغراق می پوید که خواننده منتقد امروزی درمی یابد با همه تفاوتها و خلاقیتهای موجود در توصیفات مورد بحث، گویی همگی وصف یک تن است و این معشوقان چقدر شبیه یکدیگرند! میتوان گفت که از روی انگیزه دینی، نمیتوانسته چندان مدافع این جریانباشد؛ اما بدان دلیل که وی شاهد عالمان و فرهیختگان و ادیبان در دربار شاهانبهویژه دربار بویهیان ری، زیاریان گرگان و مأمونیان خوارزم بوده اس. پیگیری این طرز تلقی عمومی در ادبیات فارسی، خود می تواند موضوع تحقیق مستقلی باشد که خارج از بحث فعلی ماست؛ ولی به اجمال می گوئیم شاید نتوان شاعری را یافت که هیچ تأثیری از این تلقی نگرفته و اشاره و کنایه ای بدان نداشته باشد،نهایت اینکه میزان این تأثیر و اعتقاد متفاوت است.

دقیقاً به همین دلیل است که هیچ زن مثبتی را در این حوزه نمی توان زشت یافت. سپس به تشریح وظایف زن به عنوان یك همسر و كدبانوی خانه میپردازد و برای زن نقشی همسان و برابر با مرد قائل میشود هر چند این تساوی به هیچ وجه به تساوی حقوق و امتیازات منجر نمیشود. سؤال اینجاست که اگر اینچنین است و اینگونه تعریف کنیم، آیا با کنار گذاشتن پروین اعتصامی و پروین اعتصامیها به این تعریف رسیدهایم؟

شرایطی که فروغ در زندگی زنان اطرافش و خواهرانش دید و شعرهای زیادی شد در دفترچههای شعرش و در نهایت رگههایی از آن وارد سرودههایش در دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» شد؛ همچنین خفقانی که در جامعه و سیاست و شرایط زندگی بر پروین اعتصامی تأثیر گذاشت و وارد شعرش شد و سبک سرایشش را تعریف و تعیین کرد. چگونه میتوان جو سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و شرایط مختص جامعه در هر دهه را در نظر نگرفت و به چنین تعریف جامعی رسید؟

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست! نوع ديگر از كلام موزون در ايرانِ قبل از اسلام، داستانْ بود كه در مجامعِ عمومي و جشن ها، داستان هایي از شرح حال پهلوانان و دليران تاريخ و رؤسای قبيله هاي شجاع را به صورت افسانه با ساز و آواز مي خوانده و بازگو مي كرده اند. مؤلفههای شعری گراناز موسوی و بسیاری از شاعران دهه هفتاد دستخوش تغییر شدند. بین شاعران تأثیرگذار شعر دهه هفتاد و شاعرانی که البته از دهه شصت قلم میزدهاند و در دهه هفتاد به پختگی رسیدهاند، میتوان از میان بیست شاعر از فرشته ساری، شیوا ارسطویی، مهرنوش قربانعلی، رزا جمالی و گراناز موسوی نام برد که گراناز موسوی شهرت بیشتری را توانست در بین مخاطبین شعر کسب کند.

گراناز موسوی در دهه هفتاد با مجموعه «پابرهنه تا صبح» درخشید. با این وجود تأثیر شایانی داشته است شعر روجا و همگام شده است تا حد بسیاری با جریان شعری دهه هشتاد. راه بود و راه ـ این هر جائی افتاده ـ این همزاد پای آدم خاكی. خوشبختانه از عهد ساسانی کلام منظوم کم نیست و آنچه از آن ایام برجای مانده می تواند چراغ راه قضاوت راستین قرار گیرد. گاه آتش جنگ هائى با اشعار خود برافروختند، و انسان ها را براى غارت و کشتار به جان هم انداختند و صفحه زمین را از خون بى گناهان رنگین ساختند.

در بخش کهن خواهیم دید که تجربۀ جنگ به شکلگیری بُعد دیگری در مضمون شهادت میانجامد که توجه به «شهادت در میدان جنگ» است و در بخش معاصر تجربۀ جنگ به شکلگیری «شعر خانوادۀ شهدا» میانجامد. پس از مرگ پروین اعتصامی هم حرفهای بسیاری علیه او زده میشد و این نشان از جامعه ادبی ضد زن ما از دوران کهن تا دوره پس از مشروطه دارد که تا سالها بعد ادامه داشت. این توصیفها که به نظر نگارنده توصیفهای مینیاتوری است، مانند نقاشیهای مینیاتور فاقد پرسپکتیو است؛ لذا تفاوتها و فاصله های افراد را به درستی نشان نمی دهند. دهه هشتاد دههای بود که این مؤلفهها را کنار گذاشت و ما را با رویکردهایی بسیار متفاوتتر مواجه کرد.

استفادۀ او از بحر کامل و بحر متقارب مقبوض اثلم که با آهنگ غزل سازگاری ندارد، از این رهگذر است. است. بر اساس این شیوه، داستانی، موضوعی و یا مضمونی از زاویه ای غیر عرفی نگریسته می شود و به خلاف آمدِ عادت در مورد آن داوری صورت می گیرد. در این مقاله از تحولات لفظی و معنایی قالب های رایج شعر سخن به میان می آید و تحولاتی که در غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی، قطعه، قصیده و تک بیتی به وجود آمده، مورد بررسی قرار می گیرد.

شعری که نمیتوانستند آن را از نام فروغ جدا کنند و به دیگری نسبت دهند. «پروین در شعر « زن در ایران » آشكارا خشنودی خود را نسبت به برخی از دگرگونیهایی كه در زندگی زن ایرانی در دوره معاصر رخ داده نشان میدهد. همین گونه نگاه نشان میدهد كه پروین ژرفای تناخر نظام مرد سالارانه را نسبت به هستی مستقل آزاد و برابرانهی زنان در نیافته است و میاندیشد با ایجاد امكانات آموزشی برای زنان تا سطح عالی، تغییر پوشش زنان و رفع حجاب كار اسارت و سكوت و تباهی زن در جامعهی مرد سالار یكسره شده است.»2. عقیده کنونی عام بر این است که شعر زنان معاصر با طبع لطیف و زنانه خود پیرو سبک و سیاق شاعر و حفظ رگههای زنانگی در شعرشان، بخش عظیمی از تاریخ شعر معاصر را به خود اختصاص میدهد.

2. نگرش منفی – برخی خصائل منفی اخلاقی و نفسانی زنان، زمینه ساز نوعی نگرش منفی بدیشان شده است که به دست جائران فرهنگی بسط یافته و بدان منجر گشته است که زن موجود درجه دوم تلقی شود و زن بودن دشنامی باشد که هنگام اهانت به مرد می توان به کار برد. شعرهای این مجموعه الگو و مرجع بسیاری از شاعران پس از او شد و هنوز دست به دست و دهان به دهان میچرخد. اما در این میان، شاعرانی بودند که شعر را با فاکتها و اِلمانهای شعری دهه هفتاد شروع کرده و آموخته بودند و با اینکه جزو شاعران دهه هشتاد محسوب میشوند رگههای شعر دهه هفتاد در شعرهایشان به چشم میخورد؛ شاعرانی مثل روجا چمنکار که نخستین مجموعه شعرش «رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری» در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسید.

از شاعران دیگری که با جریان سادهنویسی دهه هشتاد بیشتر همراه شدند و پیش آمدند آیدا عمیدی، سارا محمدی اردهالی، رویا زرین، ناهید عرجونی و فاطمه مزبانپور هستند. ـ علی آموخت هر جا که جای مهر پدر خالی است، میتوان پدر بود تا جامعه را از یتیمی بی مهری، رهایی بخشید؛ آن وقت است که میتوان خیبر دلها را فتح کرد. پس از عهد مشروطه با توجه به تحولاتي که در ممالک پيشرفته و جامعه ايراني صورت گرفته بود، زنان نيز به عرصه روابط اجتماعي وارد شدند و ارزش هاي انساني و اجتماعي خود را درک کردند و هويت خويش را با نوشته هايشان به تصوير کشيدند.

نظامی هم از پاسخگویی به این تقاضای مخاطبان برکنار نبوده است. یعنی جامعه قدرت شعر او را پذیرفته بود که دستِ کمی از قدرت شاعری ملکالشعرای بهار ندارد اما ترجیح میداد که این وزیر شطرنج شعر را نیز، قربانی شاه شعر کند! او همچنین پژوهشگر و مترجم بزرگی بود که با ترجمه متون مقدس در سال ۲۰۰۵، از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر، بهعنوان برترین زن مسلمان برگزیده شد. هر غزل مردانی با چندین ترکیب بدیع و متفاوت ارائه میشود: «از خوان خون گذشتند صبح ظفر سواران / پیغام فتح دارند آن سوی جبهه یاران». از سوی دیگر سنت ادب کلاسیک بر آن است که بر معایب عالم طبیعت چشم پوشد و در هر زمینه، حد اکمل نیکی و نیکویی را عرضه دارد.

1. نگرش زیباخواهانه – نمی توان در حوزه ادبیات، شاعری یافت که از ظرافتها و زیبائیهای زنانه الهامی نگرفته باشد. جسارتی که ستودنیست و از بسیاری شاعران پیش و بعد از او بیشتر بوده است؛ بههمین دلیل شاعران زن دیگری که در فاصله زمانی بین پروین و فروغ بودند، چندان که باید نه در تاریخ ادبی و نه در حافظه مخاطبانِ شعر، به یادگار نماندند و حتی شاعرانی نیز بودند که در صورتِ عدم درخشش شعر فروغ، در دهه چهل میتوانستند چهرههایی ماندگار شوند اما ستارهپروری این دهه، مانع درخشش این شاعران در تاریخ ادبی شعر مدرن شد.

سیمین بهبهانی دلیل محکمی بود بر جایگاه واقعی شعر زنان و دفاعی جانانه از تمام شاعران زنی که در شعر کلاسیک، به دلیل شرایط جامعه، حتی نامشان به تذکرههای ادبی نیز راه نیافت؛او تا جایی که بسیاری از شاعران مرد همدورهاش، هرگز نام و جایگاه سیمین بهبهانی را در شعر پیدا نکردند و گوی زرین را خود به سیمین عطا کردند و یک پله پایینتر نشستند؛ هرچند علنیاش نکرده باشند. یک روزی، یک جایی، آدمهای همفرکانس همدیگر را پیدا میکنند! درون دروازه باغی بود ملک فردوسی را، او را در آن باغ دفنکردند. و از پنجره ای به درون رفت.

از آن جمله است اشعار عاشقانه مولانا که شور و جنون عشق را به جان هر شنونده ای میاندازد. 9 برخی ، تقسیم بندی های دیگری را هم آورده اند که از آل جمله اند : 1- وصفی 2- شکوائیه 3- پند و اندرزی. عدم میل به كسب دانش و هنر، در بند كفش و كلاه و زینت بودن، خودنمایی و تن آرایی از جمله مسائلی است كه پروین به عنوان موانع رشد شخصیت زن و عوامل تنزل شأن و جایگاه او معرفی میكند. در اين راستا، بانوان شاعر، با ابزار شعر راجع به وضعيت زنان در جامعه ايران داد سخن دادند و ضمن ريشه يابي علل تنزل زن در جامعه، به بانوان معاصر خويش راه حل ها و راهکارهايي را جهت احراز هويت و منزلت اصلي خود پيشنهاد دادند.

دیدگاهتان را بنویسید