انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

حکایت کسانی که اموال خود را در راه به دست آوردن خشنودی خدا، و استواری دلهایشان (تا آرامش خاطر پیدا کرده، حس انسانیت خود را اشباع کرده باشند) انفاق میکنند، مانند باغی است که بر زمین پهناور بلندی قرار گرفته، تا رگبار تند بر آن ببارد و دو چندان ثمر دهد، یا غباری بر آن ببارد. ولی انگیزههایی که منشأ آن، حسّ خیرخواهی و انساندوستی، یا عشق به دست آوردن حقیقت و علاقه به علم و دانش بوده باشد در واقع اینها برخاسته از فطرت اصیل انسانی و اندیشههای پاکی است که خداوند در نهاد انسانها قرار داده است.

ای کسانی که ایمان آوردهاید، بخشش و نیکی که به کسی روا میدارید، با منت گذاردن و تحقیر نمودن طرف، آن را تباه نکنید، مانند کسانی که به انگیزه ریا و خودنمایی بخشش و احسانی انجام میدهند، ولی خدا و روز واپسین را باور ندارند. در این صورت، عملی که انگیزه آن، خودنمایی باشد، نمیتواند از خلق و خوی نیک فاعل حکایت کند، بلکه تنها خودپسندی و خودنمایی است که یک صفت ناپسند به شمار میرود.

چه همه مردم از لحاظ توان ایمانی، پایبندی به فرمان های خداوند و دوری گزیدن از نواهی او، و نیز از نظر وفاداری به ارزش ها و آرمان های والا در یک سطح نیستند؛ همانگونه که حدیث مشهور جبرئیل اشاره می کند، دینداری دارای سه مرتبه است: مرتبه اسلام، مرتبه ایمان، و مرتبه احسان که بالاترین آن ها می باشد. متاسفانه بعضی به دلیل عدمشناخت و آگاهی لازم، حسن خلق و رفتار نیکو را با تملّق و چاپلوسی اشتباه میگیرند و به نا حقّ به مدح و ستایش صاحبان زور و زر میپردازند و در برابر آنان کرنش و کوچکی میکنند و شخصیت و ارزش والای انسانی خود را لگدکوب میسازند و با کمال وقاحت نام این رفتار ناشایست را حسن خلق و رفق و مدارا با مردم میگذارند، نشانه چنین کسانی آن است که وقتی به افراد عادی و تهیدست میرسند، گشادهرویی و نرمخویی را فراموش میکنند و حتّی چهرهای عبوس و خشن به خود میگیرند.

لذا حضرت میفرماید: کسی، کاری را که «ثواب» شمرده میشود (عملی که مورد خشنودی خداست و خداوند بر آن پاداش قرار داده) انجام میدهد، ولی خشنودی خداوند، منظور وی نیست، بلکه تنها برای آن است که مردم او را ستایش کنند و او را فردی شایسته و پاک بشمرند و خواسته او این است که آوازه نیکی او فراگیر گردد. این یک اصل ثابت است ولی مانعی ندارد که در گوشه و کنار آن گاهی استثنائی وجود داشته باشد.

به عنوان مثال، فردی که از شهر کوچکی وارد شهر بزرگی شده است در مواجهه با اخلاق اجتماعی از اخلاق فردی خودش مثلا حجاب، برای همقدم شدن با اجتماع دست میکشد یا یک کاسب وقتی میبیند که همصنفهای او به اخلاق پایبند نیستند برای اینکه بتواند به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهد مجبور میشود اخلاق را کنار بگذارد. در این حدیث شریف، معیار ارزش عمل، همسویی با شرع ذکر شده است؛ زیرا عمل باید صالح و شایسته باشد و شایستگی یک عمل آن گاه است که عقل و شرع بر آن توافق داشته باشند. اگر این صفت پایدار نفسی به گونه ای باشد که تنها افعالی از او صادر بشود که از منظر عقل و شرع نیک و پسندیده باشد، اخلاق نیک نامیده می شود، و اگر افعالی از او صادر شود که از منظر شرع و عقل زشت و ناروا باشد، به آن اخلاق زشت گفته می شود.

سلام و احوالپرسى توأم با تبسم، دست دادن و گاهی که فاصله ها زیاد می شود، معانقه همراه با صمیمیت و احترام، اولین فن موثر ارتباطى، به منظور تمرین خوش اخلاق بودن و همچنین جلب محبت دیگران است. بحث منطقی بهترین راه برای کسب حقایق است وجدال ومراءکه همراه باتعصب ولجاجت میباشدموجب عقب ماندگی ونفرت وجدائیست. قطعا برای شما از جانب خدا روشنایی و کتابی روشنگر آمده است. پس خواسته، خواسته الهی و حرکت در جاده مستقیم الهی است.

پس روی سخن ما درباره غربیان با طرفدارانِ چنین باورهایی است. من برای شما نمی پسندم که دشنام گو باشید، بلکه اگر کارهای بد آنان را وصف کنید و مواضع شان را یادآور شوید، هم سخن تان استوارتر است و هم عذرتان پذیرفته تر. مَثَل کسانی که خدا را باور ندارند (و طبعا در کارهای به ظاهر نیک، خدا را منظور نمیدارند و از روی حس خودخواهی انجام میدهند) کارهایشان مانند خاکستری است که بادی تند در روزی طوفانی بر آن بوزد؛ چیزی از آن فراهم ساختهها برایشان باقی نمیماند، و همه چیز آنها به باد میرود و این همان گمراهی است که از راه کاملاً به دور افتادهاند.

بنابراین، آثار کارهای اخلاقی، یعنی کمال و تعالی روح آدمی، بر حسن فاعلی و نیت پاک و اخلاص در عمل، مترتّب میشود. در این نوشتار، با تمسک به سرچشمه های اولیه شریعت مقدس ، تلاش بر این است به تحلیل و بررسی توجیهات و رهنمودهای دین در مورد ویژگی ها و تئوری نظام اخلاقی اسلام ونقش کاربردی آن در اکمال دین و به تعالی رساندن فرد مسلمان در رسیدن به کمال مطلوب و حیات طیبه قرآنی پرداخته شود تا تفاوت آن با نظام های اخلاقی دیگر که غالباً برای تأمین خوشبختی انسان و لذت بخشی به زندگی او تعریف می شوند، مشخص گردد چرا که این گونه نظام ها با به چالش کشیدن غایت گویا، به ثمره نظام اخلاقی خود نمی اندیشند و تنها وظیفه گرایی را شعار خود می دانند .

آنان که اصل بنیادی رفتار و سعادت انسان را لذت می انگارند بر آنند که نیک، لذت است، و رفتارهای انسان باید متوجه کسب لذت باشد تا به سعادت نایل شود. در صحیحه عمربن یزید آمده است: با حضرت صادق علیهالسلام شام میخوردیم، که این آیه را تلاوت فرمود: «بل الانسان علی نفسه بصیرة، ولو ألقی معاذیره» (قیامت /14)؛ انسان بر خویشتن و آنچه میکند آگاه است؛ گرچه عذرتراشی کند. فرمود: یعنی: بر وفق نیت و انگیزه خویش عمل میکند. لذا انگیزه چنین کسی، نه فقط در اصل عمل، بلکه در اظهار و آشکار ساختن آن نیز خشنودی خدا و ترویج از نیکوکاری است، ولی تظاهر، تنها خودنمایی است و شخص متظاهر انگیزهای جز شهرت و مطرح کردن خویش ندارد.

نگاه داشتن عمل، تا خالص بماند، از خود عمل مشکلتر است؛ زیرا ممکن است، کاری ـ عبادت یا احسان ـ بآسانی انجام شود، ولی دور داشتن آن از وساوس شیطانی و خواستههای نفسانی، کاری بس دشوار است. و همچنین پنهان داشتن کار شرّ که به زیان جامعه است، سرانجام روزی آشکار میگردد. هر که هرگونه عملی انجام دهد، خداوند عمل او را همان گونه ـ که نیّت داشته ـ آراسته میگرداند؛ اگر نیّت خیر داشته، عمل او زیبا و پسندیده جلوهگر میشود و اگر نیّت شرّ داشته، به همان گونه جلوه میکند.

دیدگاهتان را بنویسید