انقلابِ پنهان چین برای تصاحب جهان

اما این استراتژی نه تنها به نظم مورد نظر نینجامید بلکه باعث آسیب پذیری جمهوری اسلامی شده است. این در حالی است که برای آمریکا ۷ درصد و برای منطقه یورو ۶ / ۴ درصد پیشبینی شده است. هرچند چین در شرق آسیا از نفوذ بالایی برخوردار است اما به نظر نمی رسد که بتواند بر این منطقه سلطه یابد. اساس اتخاذ سیاست «نگاه به شرق» از سوی تصمیمگیران جمهوری اسلامی این استدلال است که چین و روسیه در آینده، نظمی در برابر نظم بین المللی موجود تشکیل می دهند و ایران با قرار گرفتن در اردوگاه این نظم، هم می تواند از فشارهای آمریکا علیه خود بکاهد و هم به عنوان بازیگری کلیدی در نظم چینی-روسی ایفای نقش کند. صادقانه باید اعتراف کرد که رسانهها در درک کم و کیف سیاست جدید چین ناتواناند؛ چرا که این کشور هرازچند گاهی دست به انتشار سیاستهای سختگیرانه خود علیه رمز ارزها میزند و بهرغم تکراری بودن محتوای این سیاستها قیمت بیت کوین در بازار دستخوش تغییر میشود و رسانهها هم با آب و تاب این اتفاق را پوشش میدهند. به همین جهت پس از سالها استفاده از سیاستهای شدید کنترل جمعیت، امروزه این سیاستها را تعدیل کردهاند. اگر بایدن طی دوره ای به مخاطبان منطقه ای و داخلی آمریکا نشان دهد برنامه هسته ای ایران را کاملاً مختل کرده است، هم اعلام موفقیت خواهد کرد و هم برای دموکرات ها در انتخابات 2024 «خطرِهسته ای ایران» را تعدیل خواهد کرد.

صرف نظر از سلاح های هسته ای و جغرافیای کلان سیاسی روسیه، این کشور توانایی مادی لازم برای برقراری یک نظم موثر را ندارد. از سوی دیگر، هند دومین کشور پرجمعیت جهان که دارای سلاح هسته ای است و اقتصاد رو به رشدی دارد نیز مانع جدی برای تسلط چین بر شرق آسیاست. چین جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون نفر، نیروی کاری بیش از یک میلیارد نفر را در اختیار دارد، همچنین هند جمعیتی در حدود یک میلیارد و دویست و سی و هفت میلیون نفر دومین کشور پر جمعیت جهان است. رشد اقتصادی بی نظیر چین علاوه بر این که این کشور را به دومین اقتصاد جهان تبدیل کرده است، پتانسیل تکنولوژیک و نظامی این کشور را نیز افزایش داده است. هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم رشد اقتصادی چین برای مدت زمانی طولانی ادامه داشته باشد، پس باید منتظر دوره هایی از وقفه و آشفتگی در روند رشد اقتصادی این کشور باشیم.

افزایش سریع تقاضای انرژی در چین در حالی صورت میگیرد كه تولید داخلی به هیچ روی كفاف آن را نمیدهد و بخش مهمی از این تقاضا باید از طریق منابع بینالمللی تأمین شود. در واقعیت، به نظر میرسد افزایش حضور چین در خاورمیانه بیشتر ناشی از تقاضای محلی است تا فشار دیپلماتیک یا ایدئولوژیک از سوی پکن. ایسنا-نشست بعدی کشورهای همسایه افعانستان در پکن قرار است برگزار شود، چین چه برنامه و پیشنهادی برای حل مساله افغانستان دارد؟ در بالا اشاره شدکه ایجاد نظم، مستلزم داشتن توانایی های اقتصادی، تکنولوژیک و نظامی است. در پرتو تشدید تنش لفظی و بازرگانی میان چین و آمریکا همچنین اهتمام و برداشت مشترک هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا نسبت به مخاطرات از ناحیه چین بدیهی است که چین بتدریج وارد دوران تازه ای از جهت گیری های نوین سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی بشود. در این میان مهمترین فاکتور مورد نیاز، در مرحله اول توان اقتصادی است که در مراحل بعدی باید قابلیت ترجمه شدن در عرصه های تکنولوژی و نظامی را داشته باشد. غرب همچنین باید راههای دسترسی چین به تکنولوژی مورد نیاز توسعهی صنعتیاش را افزایش دهد.

چین همچنین از سوی برخی از دانشگاهیان، تحلیلگران نظامی، اقتصادی و سیاسی یک ابرقدرت بالقوه لقب گرفتهاست. اول اینکه همه اشکال توسعه سرمایه داری تا اندازه ای با یک الگوی موفقیت و شکست همراه هستند. دوم اقدامات امنیتی اخیر چین در هنگ کنگ، سوم اقدام روسیه در تصرف شبه جزیره کریمه و اقدام هندوستان در لغو خودمختاری ناحیه کشمیر تا حدی زمینه و شرائط برای اقدام یک قدرت بزرگ جهانی در اندازه چین برای تکرار رفتارهای مشابه در قلمرو داخلی خود مثل تایوان را فراهم کرده است. نکته ای که مقامات جمهوری اسلامی نادیده گرفته اند این است که خود چین و روسیه در یک نظم بین المللی حضور دارند که در آن قدرت های بزرگ جهانی بر سر منافع مشترک چانه زنی می کنند. برنامهریزی و هدفگذاری اقتصادی با تکیه بر جمعیت، دو کشور چین و هند را در رشد تولید و توسعهی صنایع و خدمات موفق کرده است و این دو کشور توانسته اند با استفاده از نیروی کار فراوان بازارهای جهانی را به تسخیر خود درآورند.

دیدگاهتان را بنویسید