بررسی تحلیلی حجاب ازدیدگاه ادیان سامی (اسلام،یهود و مسیحیت)

مجموعه عالم ایجاد شده است. آموزش و پرورش ماهم برنامه هزاره سوم را که همان گفتمان سازی نگاه غربی است پیاده کرده است بنابر این تغییراتی هم در جامعه ایجاد شده است . رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در پیامی، درگذشت اسماعیل واعظ جوادی آملی از استادان برجسته فلسفه و معارف اسلامی دانشگاههای کشور را تسلیت گفت. استاد ملکیان در پایان بعد از توضیح ۱۲ فایده برای فلسفه ورزی گفت: آموزش و پرورش ما باید از ابتدا فلسفه ورزی را به ما بیاموزد البته زندگی به این شکل سخت است.

از همین روی هایدگر به نسبت برداشت تاریخی از متافیزیک، آنرا چنین توضیح میدهد: سخنی که به هستی نپردازد، و تفاوت هستی شناسانه را فراموش کند، و فقط متوجه هستنده و چند و چونی آن باشد، سخنی متافیزیک گفته میشود. ولی پیش از آنکه به تعریف فلسفه و معرفی اجمالی مسائل آن بپردازیم، خوب است توضیح بیشتری پیرامون «موضوع» و «مسائل» و «مبادی» علوم و روابط آنها با یکدیگر بدهیم. از این رو در چنین مکتبی، باید مهمترین پایه ها برای استدلال، از همین عناصر گرفته شوند و دلایل عقلانی در تأئید آنها به کار روند.

11-” يا پيروان و طفيليانى كه تمايلى به زن ندارند” (افراد سفيه و ابلهى كه ميل جنسى در آنها وجود ندارد) (أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ). حجاب نشان دهنده هویت جامعه است و تا آن را خدشه دار نکنند در میان ملل اسلامی نفوذ پیدا نخواهند کرد. ملکیان در بخش دیگری از سخنانش با تمایز گذاشتن میان فرآیندهای فلسفه ورزی از فرآورده های فلسفی انتقادهای تندی از فلسفه آکادمیک ایرانی کرد و گفت: بیشترین تاثیری که فلسفه در زندگی روزمره دارد و من از آن به عنوان تاثیر نجات بخش یاد کردم، به فرآیند فلسفه ورزی اختصاص دارد البته فرآورده های فلسفی نیز تاثیر فراوانی دارند، اما تاثیر فرآورده های فلسفی اصلاو ابدا با تاثیر فرآیند فلسفه یعنی فلسفه ورزی قابل مقایسه نیست.

حیا در عرصه ادب ، اخلاق ، رفتار ، منش ، شخصیت و حتی در روابط بین زن و مرد و رعایت های خاصی که مرتبط به آن است از جمله بیان و ظاهر و رفتار و امثالهم ، حضور اجتماعی ، حضور خانوادگی و همه ی این عرصه ها و عرصه های مشابهش ورود دارد . بزرگان در عرصه علم ، وجود این قوانین را به اثبات رسانیده اند. از طرف دیگر، فلسفه از جهاتی با ریاضیات نیز فرق دارد و به همین دلیل نمی توان روشهای علم ریاضیات را تماما در فلسفه به کار برد. اما فلسفه اخلاق بهعنوان یک معرفت مرتبه دوم میخواهد مشخص کند که درجه اعتبار این علم از چه قرار است؟

اما در عمل شاهد پایداری مجموعه جهان در طی میلیون ها سال هستیم. میفروش کارش خریدن و فروختن و سود بدست آوردن و باز از نو همین عمل را تکرار کردن است . برخی از دولت ها برای حجاب و عفاف بودجه کافی اختصاص ندادند و گاه همان هایی هم که بود عمل و اجرا نشده است . من به فلسفه ورزی به چشم یگانه منجی ما انسان ها عموما و ما ایرانیان در این برهه تاریخی خصوصا نگاه می کنم. اصلااز فلسفه ورزی مرادم پرداختن به یک رشته آکادمیک مثل سایر رشته ها نیست.

دفاع تلخی است مثل این میماند که بخواهیم اثبات کنیم چرا هستم و چرا اینگونه هستم. اگر دقت کنیم می بینیم که بقیه ی مقولات ربطی با حرکت ندارند. ما تنها با تغییر و اصلاح فرهنگی می توانیم از سیطره این پنج عامل رهایی یابیم. اگر همه ۷۵ میلیون چنین زندگی می کردیم، از پنج عاملی که در ابتدا گفتم، نجات می یافتیم. وی ابتدا به اهمیت فلسفه ورزی اشاره کرد و گفت: امید به اینکه با فلسفه ورزی واقعی و حقیقی همه ما پیر و جوان، زن و مرد از سلطه پنج عاملی که بر ما مسلط شده اند.

همواره گفتهام که بهترین راه از برای آشنایی با عقاید یک فیلسوف این است که کتابهای اصلی خود آن اندیشمند مطالعه شوند، اما قطعاً برای کسی که تازه پای در جادهی فلسفه گذاشته و قصد شروع فلسفه را دارد، این امر بهسادگی میسر نمیتواند شد. در اینجا جسم جوهر و سرخی عرض سیب است. ویژگی دیگر چنین پرسش هایی هم ابدی و همیشگی بودنشان است. یعنی هیچ کدام از ویژگی هایی که برای فلسفه ورزی گفتم درباره شان صدق نمی کند.

فقط با فلسفه ورزی و نه هیچ چیز دیگری می توان از سلطه نادانی، بدسگالی و بدنیتی، فریبکاری، خشونت و ستمگری که بر ما سایه افکن شده و بر سرشت و سرنوشت ما ایرانیان مسلط شده اند، رهایی یابیم. خوب خالق چرا این مجموعه به این بزرگی را با چنین نظمی آفریده است؟ یا نه دست قدرتی مقتدر و توانا در کار بوده و با هدف و منظور مشخص جهان را آفریده است.

خداوند با تمام صفات کاملش وجود داشته است. او مجموعه ای کامل، از کل صفات که در تمام جهان وجود دارد. عقل سلیم می گوید که قوانین تغییر ناپذیر و ناملموس در جهان وجود دارد. عقل چه می گوید؟ قانون نظم چه می گوید؟ بر اساس قانون نظم ، اگر در نظم جهان دخالت نشود ، بی نظمی در جهان افزایش می یابد. در نتیجه این عقلانیت دینی ماست که تمدن سازی می­کند و بین عقلانیت پایه و کارکردهای جامعه، هماهنگی برقرار می­نماید. به عبارت دیگر عقلانیت نظری از طریق مدل سازی و روش سازی -که در خود مدل سازی نیز مفاهیم، فلسفی هستند و در طول فلسفه نظری تعین یافته و فلسفه کمی یا فلسفه کیفی تولید شده است- با تعینات خاص خود در مرحله عقلانیت کارکردی تنازل یافته و در عینیت جریان پیدا کرده است.

مثلا توصیه میکنند که به دنبال شهرت و ثروت نباشیم، چه با این کار به احتمال قوی آرامشمان مختل خواهد شد. او در سال 1630 در دانشگاه لیدن فارغ التحصیل شد. در همین دبیرخانه دانشگاه در میدان انقلاب نامه را به آقای گرجی دادم. و در هندسه به ارائه هندسه تحلیلی خود پرداخت. آیا میباید برای كار خوب، پاداش خوب و برای كار بد پاداشی بد در نظر گرفته شود؟

خدا در نظر نیچه مساوق با عالم غیب است (داوری، 1359، ص201). نیچه و مارکس هر دو از سطحی بودن و غیر تاریخی بودن فلسفه های آنگلوساکسون سخن گفته اند. البته او حد وسط به معنای میانگین دو حد را مد نظر نداشت، نتیجه مهم حاصل از نظریه او وجود راههای گوناگون برای افراد مختلف است که بوسیلهٔ تجربه قابل شناخت است. او استدلال کرد که غده صنوبری باید نقطه وحدت باشد زیرا این تنها اندام غیرقابل تجمع در مغز است و گزارشات مضاعف، از دو چشم باید یک مکان برای ادغام داشته باشد. یادم میآید آن وقتها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانهٔ کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم!

همینطور دربارۀ دو جنبۀ مهم از حیات انسان، یعنی خواب و آمیزش جنسی که در بررسیهای فلسفی کمتر مورد توجه بودهاند، تحلیلهای جالبی ارائه میدهد. وی در این باره میگوید: «من کار نادیا مفتونی را به دلیل خیلی مشخصی دنبال میکنم. چرا او اراده به این کار کرده است؟ همین تفاوتها باعث شده است که از دیدگاه او فلسفه غرب حاوی نوعی تنوع شگرف باشد که از مسائل عادی فکری تا مسائل روزمره زندگی و مباحث جدیدی چون محیطزیست را هم شامل میشود. اين بخش از نظر ترتيب بعد از بخش «طبيعيّات» قرار گرفت و چون نام مخصوص نداشت به «متا فيزيك» (metaphysics) يعنى «بعد از فيزيك» معروف شد.

آن جا که قانون مشکل دارد یا مبرهن و آشکار شد که خطاست، باید تصحیح گردد. مطمئناً جهان خالقی دارد. بدون شک، این تأثیرات انسان را در رسیدن به زندگی متعادل و رضایتمندانه یاری میکند و اگر جهان پر از انسانهای حکیم و فیلسوف به معنای واقعی، با ویژگیهایی که برشمردیم، باشد، مطمئناً جای بهتری برای زندگی خواهد بود. با یک معرفت شناسی نادرست، ما نمی توانیم حقیقت را از خطا تشخیص دهیم. امیدوارم همه ما واقعا طالبان حقیقت باشیم و تا جایی که می توانیم دست از این مراد نکشیم.

همان سخنی که عیسی (ع) درباره حقیقت می گفت. نیروهای تصادفی در جهتی فعالیت می کنند که بی نظمی را افزایش دهند و نظم و ترتیب را از بین ببرند. بلكه تنها بدين معني است كه در كوشش براي اثبات و نقادي قضاياي مورد بحث در مابعدالطبيعه ميتواند مورد بررسي قرار گيرد. آنجا که بحث از تولید و سر و کار داشتن با ماشین آلات صنعتی و امثال آن است جلوه گریهای جنسی هیچ جایگاهی ندارد اما آنجا که بحث فروشندگی و تبلیغ کالاست این مسئله (خودنمایی جنسی) خودنمایی میکند لذا در بسیاری از کشورهای غربی، چهره جامعه به لحاظ پوشش، در ساعات کاری (صبح) با ساعات غیر کاری (بعد از ظهر و شب) کاملاً متفاوت است چرا که پوششهای نامتعارف و نیمه برهنه تناسبی با فعالیت جدی و کاری افراد ندارد لذا در ساعاتی کاری، این امور نمود بسیار کمتری در جامعه دارد.

درباره ماهيت اشياء بحث كنيم كه مثلًا ماهيت و چيستى و تعريف واقعى «جسم» يا «انسان» چيست؟ گاه درباره نقش فلسفه ادعاهاي بزرگتري هم شده است. فلسفه زندگی چیست؟ از کجا آمده ام به کجا می روم؟ از منظر دیدگاه «لذتگرایی» فلسفه زندگی چیست؟ بلکه از منظر کسی است که اندیشه نجات اجتماعی و فردی برایش اهمیت دارد. وی در ادامه افزود: در کل آثار مولانا این ۱۰ شاخصه وجود دارد و جریان و دوران دارد. 1 مصونيت زن در برابر طمع ورزى هاى هوس بازان.

دیدگاهتان را بنویسید