بله درست متوجه شدی یکی هستن!

حال آنکه شعر واقعی کلماتی شکل یافته است که اندیشهای را عرضه میکند در اشعار آن دو، بیشتر اندیشه به معنای خاص خودش جریان دارد تا تصویر؛ یعنی شعرشان حاوی فکر و اندیشهای است که خواننده را به دانستنی جدیدی فرا میخواند و زمینه نوعی تأثر را در او بوجود میآورد. بنابراین اگر روند شعرهایی که در مجموعه شعر درباره زمستان و برف بر خلاف روال و رویه معلوم بود باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که اصولا هدف از پرداختن و سرودن این شعرها به قول حافظ طرحی نو در انداختن بوده و امیدواریم که توانسته باشیم در انتقال این مفاهیم موفق عمل کرده باشیم.

از مردان شاعر این دوره که کمتر به مسائل سیاسی و اجتماعی توجه نشان داده است میتوان به سهراب اشاره کرد که درونگرایی اختیار کرده و از این جهت مورد انتقاد معاصرانش قرار میگیرد. و یا اگر “بندرت” اشاره میکنند با حجب و حیا و پوشیده و غیر مستقیم است. قطعات “بهار در خزان”، “سایهسار نخل ولایت”، “افراشته باد قامت غم” و “خاستگاه نور” از زیباترین اشعاری محسوب میشوند که به همین مناسبتها سروده است. این عارف سرشناس، همچون دریایی از معرفت، همواره در حال گفتن اشعاری گوناگون درباره موضوعات مختلف عرفان و عشق بوده است.

صدای ناب اذان میآید/ صفیر دستهای مؤمن مردیست که حس دور شدن، گم شدن، جزیره شدن را/ ز ریشههای سالم من بر میچیند/ و من به سوی نمازی عظیم میآیم/ وضویم از هوای خیابان است و/ راهنمای تیره دود/ و قبلههای حوادث در امتداد زمان… من زادگاهم را ندیدهام/ جایی که مادرم/ بار سنگین بطنش را/ در زیر سقفی فرو نهاد/ هنوز زندهست/ نخستین تیک تاکهای قلب کوچکم/ در سوراخ بخاری/ و درز آجرهای کهنه/ و پیداست جای نگاهی شرمسار/ بر در و دیوار اتاق/ نگاه مادرم/ به پدرم/ و پدربزرگم/ صدای خفهیی گفت/ دخترست! در شعر صفارزاده، فرصتها گرانبهاترند و خواننده با شاعری مواجه میشود که اسلوب گرمارودی را در زبانی فشرده و موجزتر و با بار بیشتر از لحاظ اندیشه و تفکر میبیند هر دوی آنها، با استفاده از تعابیر مذهبی و قصص و آیات قرآن به صورت تلمیح و جهان مداری و سیاست محوری، رنگ و بوی خاص به اشعارشان بخشیدهاند.

این پارههای اضافی، بیشتر ارزش موسیقایی دارند و تأثیری بر معنای شعر نمیگذارند و حذف آنها لطمهای به کلیت شعر نمیزند. این سایت دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و هرگونه کپی برداری از مطالب سایت مشمول ” قانون حمایت از حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان ” می باشد ، کپی برداری از این آثار ممنوع و با متخلفان برابر قانون برخورد خواهد شد . نخستین سخنی که از آن روزگاران نشانی از شعر دارد کلام «مانی» است که برخی دوازده هجایی و بعضی نه هجایی است. جامعه ی شاهنامه مانند جامعه بشری است كه قهرمانان آن مانند افراد گوناگون جامعه نسبت به مسایل گوناگون از جمله زن نگرش های متفاوتی دارند و هیچ یك از آن ها لزومن نگرش شاعر نتواند بود كه به ویژه درباره زن، به واقع هم نیست (رك.

و نیز میتوان بر این نظر تأکید کرد که غالب شاعران زن ما، جهان درون و بیرون را از چشم شاعران مرد ملاحظه کردهاند و همانند آنان عاشق زلف سیاه و خط و خال معشوقی زنبور میان بودهاند. زندگی رسم خوشایندی است/ زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ/ پرشی دارد اندازه عشق/ زندگی چیزی نیست، که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود/ زندگی جذبه دستی است که میچیند/ زندگی بعد درخت است به چشم حشره/ زندگی تجربه شب پره در تاریکی است… شعر صفارزاده، فقط در بکارگیری بسامد واژههایی که مبین “زن بودن” سراینده است با شعر زنان مشترک است.

اشعار وی با گرمارودی در یک خطوط فکری مشترک است. شیوه بیان مستقیم یکی دیگر از ویژگیهای مشترک برخی از اشعار سپهری و فرخزاد است و همچنین سطور ساده شعری هم از ویژگیهای مشترک هر دوی آنهاست. ولی فرخزاد با اینکه مسافرتهای زیادی به داخل و خارج از کشور داشته است و با “تورات” هم آشنا بوده جز در آیههای زمینی به اطلاعات به دست آمده خویش که حاصل تجربههای فوق باید باشد، اشاره نمیکند. وی با بیان اینکه شعرا بزرگترین مضامین اخلاقی را در قالب شعر ارائه می دهند، اظهارکرد: شاعران بزرگ ایران زمین، همچون سعدی، حافظ، فردوسی، صائب تبریزی و شهریار اوج حکمت و معنویت را با شعر آفریدند.

۶- در شعر مردان وسعت بکارگیری از قالبهای شعری و رعایت قافیهها و اصول ادبی بیشتر از شعر زنان به چشم میخورد. ۱۱- مهمترین نکتهای که در اولین برخورد با شعر شاعرههای جوان معاصر به چشم میخورد کمبود اصالت و فقدان استقلال لازم شعری است. سیاست محوری، در هر مجموعه آثار هر دو، آنها را به سمت صراحتگویی و بیان مستقیم متمایل میکند. ولی سپهری تا آخر، جهان آرمانی و ذهنی خود را حفظ میکند. از دیگر سو، وجه تمایز خاص خود را با شعر مردان، همچنان حفظ میکند. ۸- از نظر فکری شعر اکثر زنان وجه تمایز خاصی با شعر مردان دارد.

۳- هر چند از نظر روانشناسی، زنان در بروز احساستشان راحتترند. در تاریخ ادبیات ایران شاید کمتر شاعری به اندازه بهار اشعارش را به ثبت رویدادهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی زمان اختصاص داده باشد. پروین که بسامد بالایی از اشعارش را به ترسیم چهره کودکان بیسرپرست و بینوا اختصاص داده است و با هنرمندی تمام و ایفای نقش مادرانه به توصیف حالات مختلف کودکان خردسال پرداخته است. بیتو، شکوه جهان، ویرانهای است مسکوت و بیهیاهو. بیان مسائل سیاسی و اشاره به وقایع مهم جهان، دیگر ویژگی فکری او محسوب میشود. پس با بیانی نوستالژیک به تنهایی خود اشاره می کند و عاشق شدن خودرا به شبیخون خوردنی تشبیه می کند که خاصیت عشق است.

شاعرهها در تصویرسازی دو روش دارند؛ یا از همان فوت و فن قدیمیها استفاده میکنند که خود به خود، اگر شعرشان روشن و با معنی است لکن کهنه و تکراری و تقلیدی محسوب میشود . اکثریت اشعار شاعرههای جوان سوزناک و دردآور است و میبینم که حتی از تأثیر تصویرسازی دلنشین هم در این اشعار خبری نیست و آنچه اصالت کار شاعران بزرگ است در شعر شاعرهها دست نزده باقی مانده است و تنها رویه کار مورد تقلید است. به نظر می رسد سهراب این مراحل را به توالی ذکر نکرده است بلکه آن ها را با توجه به قراین و شاید زندگی شخصی خود در ضمن سطور فوق آورده و بعد از آن هم به تنها خاص خویش رسیده است.

و از این نظر با اشعار خانم صفارزاده قابل مقایسه است. ۹- حوزه شعر زن در زمینه ادبی، محدودتر از شعر مردان است. ۵- تا زمان فروغ شعر فارسی از داشتن معشوق مرد، معشوق مردی که از دیدگاه جنسی، عاطفی و جسمانی یک زن دیده و تصویر شده باشد، محروم مانده است. در این غزل زیبا، جستجوی یک عاشق شرح داده شده که معشوق ذره به ذره و جزء به جزء خود را به او می نمایاند. اکثر شاعرههای ما به علت شرایط زندگی و نیز به خاطر موقعیت سنی خویش “عشق” را مظهر اصلی شعر خود برگزیدهاند و در حدود ۸۰% از مجموع اشعار آنها به اصطلاح “عاشقانه” است.

دیدگاهتان را بنویسید