خورشید چیست ؟

علاوه بر این خورشید به دور محور خود نیز در حال گردش است. چهارم اینکه: اگر در آیات و روایات آمده که آسمانها منزلگاه ملائکه است، و یاملائکه از آسمان نازل می شوند، و امر خدای تعالی را با خود به زمین می آورند، و یا ملائکه بانامه اعمال بندگان به آسمان بالا می روند، و یا اینکه آسمان درهایی دارد، که برای کفار بازنمی شود و یا اینکه ارزاق از آسمان نازل می شود، و یا مطالبی دیگر غیر اینها، که آیات وروایات متفرق بدانها اشاره دارد، بیش از این دلالت ندارد که امور مزبور نوعی تعلق و ارتباط باآسمانها دارند.اما اینکه این تعلق و ارتباط نظیر ارتباطی که مابین هر جسمی با مکان آن جسم می بینیم، بوده باشد، آیات و روایات هیچ دلالتی بر آن ندارد، و نمی تواند هم داشته باشد، چون جسمانیت مستلزم آن است که محکوم به نظام مادی جاری در آنها باشد، همان طور که عالم جسمانی محکوم به دگرگونی، تبدل و فنا و سستی است، آن امور هم محکوم به این احکام بشود. “قالتا اتینا طائعین” – این جمله پاسخی است از آسمان و زمین، به خطابی که خدای تعالی به ایشان فرمود و در آن اظهار می دارند: ما به اختیار و طوع پذیرفتیم.و اگر کلمه”طائعین”را که مخصوص صاحبان عقل است به کار برد، با اینکه آسمان و زمین دارای عقل نیستند، بدین جهت است که مقام، مقام مخاطبه و جواب است و این دو مقام مخصوص دارندگان عقل است.

روایاتی در باره آغاز خلقت عالم شنبه که خدای تعالی از کار خلقت فارغ شد استراحت کرد و به این جهت رسول خدا(ص) ناراحت شد. و اگر مراد از”امر”، امر تکوینی خدای تعالی باشد که عبارت است از کلمه ایجاد، همان طور که از آیه”انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن” (6) نیز استفاده می شود، در این صورت اگر آیات را به یکدیگر ضمیمه کنیم، و این معنا را افاده می کند که: منظور از امر الهی که در زمین اجرا می شود، عبارت است از خلقت و پدید آوردن حوادث که آن حوادث راملائکه از ناحیه خدای صاحب عرش حمل نموده و در نازل کردنش طرق آسمان را طی می کنند، تا از یک یک آسمانها عبور داده و به زمین برسانند. از آیه اولی استفاده می شود که آسمان مبدا امری است که به وجهی از ناحیه خدای تعالی به زمین نازل می شود و آیه دوم دلالت دارد بر اینکه امر از آسمانی به آسمانی دیگر نازل می شود تا به زمین برسد و آیه سوم می فهماند که آسمانها راههایی هستند برای سلوک امر ازناحیه خدای صاحب عرش و یا آمد و شد ملائکه ای که حامل امر اویند، همچنان که آیه”تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر” (4) و آیه”فیها یفرق کل امر حکیم” (5) ، نیزتصریح دارند به اینکه امر خدا را ملائکه از آسمان به زمین می آورند.

“فقضیهن سبع سموات فی یومین و اوحی فی کل سماء امرها”معنای اصلی”قضاء”، جدا کردن چند چیز از یکدیگر است.و ضمیر”هن”به آسمانها برمی گردد.و جمله”سبع سموات”حال از ضمیر است.و ظرف”فی یومین”متعلق است به جمله” فقضاهن”، در نتیجه جمله مزبور می فهماند که آسمانی که خدا متوجه آن شد، به صورت دود بود و امر آن از نظر علیت یافتن وجود مبهم و غیر مشخص بود و خدای تعالی امرآن را متمایز کرد و آن را در دو روز هفت آسمان قرار داد. و در روضه کافی به سند خود از محمد بن عطیه از امام ابی جعفر(ع)روایت کرده که فرمود: خدای تعالی نخست آن ماده ای را که تمامی اشیاء را از آن درست کرده، بیافرید و آن عبارت بود از آب که تمامی اشیاء را مولود آن دانسته، ولی دیگر برای آب نسبتی و ماده ای که خلقتش را به آن نسبت دهد قرار نداده.و از جمله چیزهایی که از آب خلق کرده باد است.

در نتیجه امر خدا یک نسبت به تک تک آسمانها دارد، به اعتبار ملائکه ای که در آن ساکنند و نسبتی هم به هر فرقه از فرقه های ملائکه دارد، به اعتبار اینکه حامل آن امرند.وخداوند امر را به آنان تحمیل کرده، یعنی به ایشان وحی فرموده، چون در آیه”انما قولنا لشی ءاذا اردناه ان نقول له کن” (2) امر خدای را قول خدا خوانده. این فرآیند یعنی تولید نور خورشید که از نظر فنی به عنوان همجوشی هسته ای شناخته میشود مقدار باورنکردنی از انرژی را به صورت نور و گرما آزاد میکند. با توجه به آیه و حدیث فوق هفت زمین مطبق وجود دارد که غلطی واضح است و اگر کسی در پشت زمین هفتم برود سقوط میکند که این هم غلط است. هفتآسمان، واژهای در قرآن که بر وجود آسمانهای هفتگانه دلالت میکند. از آنچه گذشت چند نکته به دست آمد: اول اینکه: آنچه از ظاهر آیات – البته فراموش نشود که می گوییم ظاهر نه صریح استفاده می شود این است که آسمان دنیا از بین آسمانهای هفتگانه عبارت است از آن فضایی که این ستارگان بالای سر ما در آن قرار دارند.

دیدگاهتان را بنویسید