سیاستهای کنترل جمعیت؛ اهداف و نتایج

بسیاری از رهبران آفریقایی باور دارند که چین انگیزه های بیشتری نسبت به کشورهای غربی برای همکاری دارد. با آگاهی از اینکه در فرایند تدوین و اتخاذ سیاست خارجی در هر کشوری عوامل متعدد داخلی نظیر عوامل فیزیکی، ساختاری، فرهنگی و انسانی، همچنین عوامل مختلف خارجی مانند عوامل منطقه ای، فرامنطقه ای و نیز ساختار نظام بین الملل تأثیرگذار است؛ اما در برهه های زمانی متفاوت برخی از عوامل تأثیرگذارترند و نقش مؤثرتری در تدوین سیاست خارجی ایفا می کنند؛ از این رو در این پژوهش درصددیم به این سؤال ها پاسخ دهیم که در استمرار سیاست خارجی مسالمت آمیز چین به ویژه از اوایل قرن بیست و یکم تاکنون، چه عواملی از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار بوده اند؟ نقش آمریکا: رقابت یا همکاری؟ رند همچنین بررسی کرده که ایالات متحده و چین بر سر تاثیر، دست یابی و منابع در آفریقا با یکدیگر رقابت دارند و اینکه آیا فرصت هایی برای این دو قدرت بزرگ برای همکاری در زمینه توسعه منافع مشترک خود وجود دارد یا خیر. رویکردها و منافع آمریکا و چین متناقض یکدیگر نیست و مقامات امریکایی همچون جورج دبلیو بوش و باراک اوباما رقابت با حاصل جمع صفر واشنگتن و پکن را بر سر دست یابی و تاثیر در آفریقا نپذیرفته اند.

دولت چین بر این باور است که تقویت روابط چین و آفریقا به افزایش تاثیر بین المللی چین کمک کند. سؤال اصلی این است که چرا با گذشت زمان علایق ایدآلیستی در سیاست خارجی چین کمونیست به حاشیه رفته است؟ چین یک کمک کننده اصلی است اما حدود، وسعت و سبک کمک چین بسیار کم درک شده و اغلب در رسانه ها به اشتباه نقل شده است. اما به نظر میرسد که در حال حاضر تلقی جامعهی از کارشناسی این است که اصولاً کنترل جمعیت یک ارزش مطلق است و تحت هیچ شرایطی نباید از افزایش جمعیت یا محدود ساختن سیاستهای «تنظیم خانواده» سخن گفت؟ رویکرد چین می تواند موجب افزایش تصمیمات ناکارآمد و فساد اداری شود اما تعاملات چین، اهداف اقتصادی و سیاسی آمریکا در این قاره را تضعیف نمی کند. در مقابل زیرساخت های ساخته شده توسط چین هزینه های عملیات های تجاری را می کاهد و اندازه بازارهای منطقه ای را گسترش داده و فرصت ها را برای درآمد های طبیعی و سرمایه گذاری های آمریکایی افزایش می دهد. بسیاری از رهبران آفریقایی امیدوارند که چین در مسیرهایی با آن ها وارد تعامل شوند که ایالات متحده و سایر دولت های غربی وارد نمی شوند، همچون مشارکت اقتصادی بدون وعظ و موعظه درباره حکومت خوب و یا سرمایه گذاری در پروژه های با ریسک بالا و یا مناطق دور که برای شرکت ها و دولت های غربی جذاب نیست.

پیش بینی شده است که تا سال ۲۰۲۰، چین نفتی بیشتر از ایالات متحده وارد می کنند. هدف از این سیاست، بهبود ساختار جمعیتی چین، مقابله مؤثر با مشکل پیری جمعیت و حفظ مزیت منابع انسانی چین، اعلام شده است. چند ماه بعد نخستوزیر چین در مصاحبهای رسماً اعلام کرد که ازاینپس به دنبال تعدیل سیاست خارجی و رفتن به سوی سیاست تجارت داخلی و مصرفگرایی از تولیدات خودمان هستیم. پس از پایان جنگ عراق با ایران، تصور آمریکاییها این بود که دولت ایران برای بازسازی مجدداً به غرب و آمریکا مراجعه خواهد کرد و عملاً سیاستهایش را نسبت به آنها تعدیل خواهد نمود، اما اینگونه نشد. اما برخی هم در آفریقا منتقد تعاملات چین هستند. چین هم یک شریک دیپلماتیک درازمدت و هم یک سرمایه گذار جدید در آفریقاست. این سیاست ها هم به سود چین است و هم شرکای آفریقایی. در حال حاضر ایالت کبک در کانادا حمایت از زادآوری را شروع کرده است. برخی مطالعات آثار مثبت و منفی کمک های چین و سیاست های سرمایه گذاری آن را بر کشورهای آفریقایی را توصیف کرده اند.

دوم، سرمایه گذاری در آفریقا یک بازار بزرگ برای کالاهای صادراتی چین است که می تواند تلاش چین برای بازسازی اقتصاد خود را به دور از نیروی کارش تسهیل کند چرا که هزینه نیروی کار در چین رو به افزایش است. اتحادیه های کارگری، گروه های جامعه مدنی و سایر بخش های جوامع آفریقا سرمایه گذاری چینی ها را برای شرایط ضعیف کارگری، اقدامات زیست محیطی غیرقابل تحمل و جابه جایی های شغلی انتقاد می کنند. برای نمونه ، ” داستان بنام در کنار آب ” ، ” داستان سه مملکت پادشاهی” ، ” سفرنامه به نواحی غربی ” و ” رمان بنام جین پینگ میه ” . یک سال بعد ارتش آزادیبخش خلق موفق شد هاینان را نیز از چنگ نیروهای جمهوری چین به در آورده و تبت را نیز به اشغال خود درآورد، البته بقایای نیروهای ملیگرا تا اواخر دهه ۱۹۵۰ در مناطق غربی چین به مقاومت خود ادامه میدادند. این اقدامات نشان دهنده درک نخبگان چینی از این نکته است که با گسترش حضور چین در این قاره، نتایج منفی آن نیز ایجاد می شود.

دیدگاهتان را بنویسید