سیاست خاورمیانه ای چین و رقابت آن با آمریکا – نورمگز

گفته می شود وزارت خارجه چین با اعلام این موضوع که امروز در قالب بیانیه ای بر روی وب سایت رسمی این وزارتخانه منتشر شد، واکنشی مستقیم به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری منتخب آمریکا نشان داده که گفته بود مساله «سیاست چین واحد» قابل مذاکره خواهد بود. این عوامل بر منافع چین به عنوان قدرتی ژئواکونومیک تاثیرات منفی قابل توجهی دارد. آمریکا دیگر تعهد گذشته را به نظم لیبرال ندارد و بیشتر به قدرتی خودمحور بدل می شود. چین بین منافع رئالیستی خود و مسئولیت های این کشور به عنوان قدرتی بزرگ و عضو شورای امنیت در وضعیت دشواری قرار گرفته است. تفاهم نامه دیگری برای همکاری در سینما بین سازمان سینمایی ایران و دفتر فیلم چین امضا شد. چین از طریق تمرکززدایی، به نوعی، تبدیل به آزمایشگاهی برای اصلاحات شد. خواجگان نیز دست به اختلاس می زدند و مقام های درستکار را مورد ازیت و آزار قرار می دادند . حجم تجارت دو جانبه چین و اسرائیل نیز در سالهای اخیر پیوسته رو به افزایش بوده است، به گونهای كه در سال ۲۰۰۵، حجم تجارت دو كشور با ۱۹ درصد رشد نسبت به سال قبل از آن به ۶۳/۲ میلیارد دلار رسید. ولی احتمال دارد که با استقرار دولت بایدن و تقویت اتحاد آمریکا و اروپا، سویه تدافعی در سیاست خارجی چین نسبت به سویه تهاجمی آن، مقداری تقویت شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، وزارت خارجه چین روز شنبه با تاکید بر اینکه سیاست چین واحد، اصلی غیرقابل مذاکره در روابط پکن – واشنگتن است، نسبت به حساسیت کشورش بر سر مساله تایوان به طرف های آمریکایی هشدار داد. شی در یک سخنرانی اکتبر 2021 اظهار داشت: “وظیفه تاریخی اتحاد مجدد کامل سرزمین مادری باید انجام شود و قطعا محقق خواهد شد.” تاکید بر حاکمیت بر سرزمینهایی که مدتها مورد مناقشه قرار گرفتهاند – بهویژه آنهایی که پکن آن را منافع اصلی خود میخواند: هنگ کنگ، دریای چین جنوبی و تایوان (که اولویت شماره یک شی است). اما دیدگاه دیگری معتقد است این نظم برنامه ای کاربردی برای تداوم حیات جامعه بین المللی است و اگر آمریکا توان یا تمایلی برای حفظ آن نداشته باشد سایرین و حتی چین آن را به عنوان برنامه ای کاربردی که منافع شان را حفظ می کند حراست خواهند کرد. هم ایران و هم هند، در اینکه دولت آینده افغانستان تحت سلطه طالبان و یا سایر تندروهای اسلامگرای وابسته به پاکستان نباشد، دارای منافع ژئوپلیتیک مشترک هستند. ترامپ در سخنان خود، از سیاست های ارزی چین، فعالیت های این کشور در دریای چین جنوبی و همچنین موضع آن در قبال کره شمالی انتقاد کرد و افزود این پکن نیست که تصمیم گیری می کند وی، تماس تلفنی رئیس تایوان را بپذیرد یا نه.

به گفته کارشناسان سیاسی، ابراز تردید ترامپ درباره سیاست طولانی مدت آمریکا در خصوص چین واحد، می تواند خطر دشمنی بیشتر پکن را در پی داشته باشد و در صورتی که چین در این خصوص بیش از حد تحت فشار قرار بگیرد، ممکن است به رویارویی نظامی میان دو کشور منتهی شود. • عراقیها در حالی که منتظر حکومت دموکراتیک هستند، از تلفات دادن خسته شدهاند. قدرت ملی سلسله ” هان ” به سبب حکومت ” ون ” و ” جینگ ” به تدریج قوی تر شد . محسن شریعتی نیا: برداشتم این است که توزیع قدرت دو قطبی جدید را دگرگون نمی کند اما فرایندهای آن را پیچیده می کند. محسن شریعتی نیا: جنگ اوکراین چین را در موقعیت پیچیده ای قرار داده است. در عین حال بر کوشش های خود برای پایان دادن به این جنگ افزوده است. اما این جنگ پیش بینی ناپذیری در سیاست بین الملل را افزایش داده است. تابناک: تبعات و پیامدهای این بحران برای نظام بین الملل را چگونه ارزیابی می کنید؟ چین تا کنون کوشیده توازنی بین روابط خود با روسیه و غرب ایجاد کند. همان طور که بیان شد رشـد اقتصـادی چـین در ترکیب با نوسازی نیروی نظامی این کشور، باعث شـده اسـت کـه ایـن کشـور به شکلی فزاینده بر قدرت و بر وزن و نقـش خود در سیاست بین الملل بیافزاید.

دیدگاه دوم تاریخ 200 ساله نظم بین الملل لیبرال را سرشار از فراز و فرود می داند و استدلال می کند که پیروزی لیبرال ها بر رقبا ریشه در کارکرد این نظم برای جامعه بین المللی دارد. فرضیۀ این مقاله بر این است که در استمرار سیاست خارجی مسالمتآمیز چین از اوایل قرن بیست و یکم، دستیابی به توسعۀ اقتصادی، عامل اصلی شکلدهندۀ سیاست خارجی چین بوده است و در این راستا مؤلفههایی نظیر در اولویت قرارگرفتن توسعۀ اقتصادی و گذار از اقتصاد متمرکز به اقتصاد آزاد، لزوم گسترش روابط اقتصادی و تجاری با کشورها، ضرورت جذب سرمایه خارجی، افزایش سرمایهگذاری خارجی و تضمین عرضۀ انرژی و تأمین امنیت آن، که در مجموع وابستگی چین به اقتصاد جهانی را موجب شده است، از تأثیرگذاری بیشتری برخوردار بوده است. دکتر عاملی ظرفیتهای فعلی چین را چنین عنوان کرد: چین با بیشترین جمعیت و منابع انسانی در جهان و با جمعیتی بالغ بر 1 میلیارد و 450 میلیون نفر؛ اقتصاد دوم جهان، دارای بالاترین رشد اقتصادی در سالهای اخیر، با تولید ناخالص داخلی 150 میلیارد دلار در سال 1978 و افزایش آن به چهاردهونیم تریلیون دلار در سال 2019؛ و اقتصاد دیجیتال اول، مقام اول در صادرات و مقام دوم در واردات، و قدرت دوم نظامی در جهان از جایگاه قدرتمندی برخوردار است.

دیدگاهتان را بنویسید