سیاست کار است یا زندگی – مصادیق – سوره اندیشه

افرادی که در ایران در سطوح بالای سیاسی قرار دارند بسیار با سرعت پیر میشوند؛ چراکه نسبت سیاست با سایر بخشهای زندگی و حیات فردی و اجتماعی مشخص نیست و تعارضها و ناسازگاریهای فراوان در این میان وجود دارد. با پایان یافتن سال 1382 به خاطر حادتر شدن سیاستهای آمریکا در قالب استراتژی مهار دوجانبه، تشکیل اتحادیه اروپا، و شکلگیری سیاست مشترک امنیتی و خارجی آن در چارچوب پیمان ماستریخت (آبان ماه 1382) روابط ایران و اروپا حتی از قبل هم پیچیدهتر شد. شاه بهمنظور حفظ قدرت، از سردستههای چاقوکشان و نیز نیروهای امنیتی بهعنوان ابزارهای کنترل استفاده کرد. در این قدرت، حقیقت تابع سیاست میشود، ارزشها تابع سیاست میشوند، چون اصل بر قدرت است و شما نمیتوانید کار سیاسی بدون قدرت انجام دهید؛ در نتیجه، حقایق اخلاقی یا غیراخلاقی راجع به فضایل و … دو ورژه مىگوید: مفهوم قدرت، بسیار وسیع و مبهم است مثلا رئیس دولت صرفا فرمانروا و قدرتمند است، شهروند ساده صرفا فرمانبر و تحت قدرت است و بقیه افراد هم فرمانبرند و هم فرمانده. و آنگاه نسبت افراد جامعه با قدرت چیست؟

منظورم اینست که آیا نهادهاى جامعه از مسیر حق به وجود آمدهاند یا از مسیر ناحق و باطل و آیا مقدمات پیشین این نهاد – قبل از آنکه وارد این مرحله بشود و به صورت یک نهاد اجتماعى درآید – از صفتحقانیتبرخوردارند و یا اینکه اصولا، قبل از نهادها، حقانیت و اصولا حق و ناحقى وجود ندارد و در نتیجه، مقدمات پیشین و غیرنهادى که در تحقق نهاد نقش دارند از حقانیتى برخوردار نیستند؟ علاوه بر دو اشکال فوق مىتوان گفت: ایراد سومى نیز بر این تعریف وارد است; چرا که به نظرمىرسد این تعریف، ناظربه یاستبینالملل باشد وفرمانروایى و حاکمیت واستقلال دولتها را دربرابر یکدیگر مطرح مىکند وبه حاکمیت درونى وسیاستهاى داخلى ناظر نیست. موجب تهدید امنیت ملی و یا تزلزل حاکمیت ارزشهای اسلامی و انقلابی نگردد. ازغندی، 1381: 15-14) از مشخصه­های این گفتمان می­توان به 1- اصالت امت اسلامی، 2- اصالت روابط و مناسبات ملت با ملت، 3- اصالت مصالح اسلامی و منافع و اهداف ایدئولوژیک، 4- اصالت اسلامیت در تکوین هویت ملی، 5- عدم قبول نظم موجود، 6- جهت­گیری عدم تعهد به معنای تغییر وضع موجود، 7- حمایت از حق تعیین سرنوشت ملتها، و 8- مبارزه با استکبار اشاره کرد.

تلاش برای ایجاد نزدیکی بیشتر میان کشورهای اسلامی. البته هر انسانی میفهمد که کار و تلاش با مشقتی همراه است و خوردن و استراحت کردن با راحتی توأم است. آنچه مهم است خروجی سیاست است که باید تبدیل به رفاه بیشتر شود. بهعنوان مثال در سبک زندگی غربی التذاذ حول محور رفاه مادی شکل میگیرد، از این رو هریک از امور زندگی در نسبتی که با این رفاه مادی دارند، موجب بهرهمندی از میزان لذت مشخصی میشوند. بهعنوان مثال خوردن در این نوع زندگی مستقیماً لذتبخش است؛ چراکه رابطهی مستقیمی با جاذبهها و رفاه مادی دارد. بهعنوان مثال نسبت سیاست و اخلاق در جامعهی ما روشن نیست. 47- توانمندسازی بخشهای خصوصی و تعاونی بهعنوان محرک اصلی رشد اقتصادی و کاهش تصدی دولت همراه با حضور کارآمد آن در قلمروهای امور حاکمیتی در چهارچوب سیاستهای کلی اصل (44) قانون اساسی که ابلاغ خواهد شد. افرادی که سیاست را بهعنوان حرفه در پیش گرفتهاند نیز از سیاست لذت میبرند؛ چراکه موجب سطحی از روابط، ارضای نیاز به قدرت و برقراری روابط میشود که از دید دیوید مککللند سه محور لذت برای سیاسیون است. آیا حکومت مرکزی توزیع قدرت برای آن قابل تصور است؟ برای درک بخش سیاسی زندگی در سبکی از زندگی که بر اساس قرب الهی سامان یافته است، نیازمند فهم ماهیت سیاست و چیستی قدرت هستیم.

با در نظر گرفتن این حقیقت که گفتمان بین فرهنگی همواره در حال تبدیل شدن به عاملی مهم در جهت روابط حسنه میان دولتها و فرصتی در فرایند جهانی شدن است، وظایف سیاستهای فرهنگی اتریش در خارج کاملاً روشن هستند: جایگاه اتریش باید در اروپا در رابطه با شیوه های فرهنگی قابل درک وفهم باشد. آنچه تعیینکنندهی میزان این التذاذ است، اصل هماهنگی و یکپارچگی است. پنج روز کاری، منفور و اجتنابناپذیر است و دو روز پایانی هفته اصل زندگی است که فرد برای لذت بردن، یک برنامهی فشردهی شهوترانی و خوشگذرانی را برای خود تدارک میبیند. در اینجا یکپارچگی میان مقدمه و نتیجه وجود دارد و از این رو با یک سبک زندگی هماهنگ مواجه هستیم، اما این زندگی یکپارچه دارای دو بخش است که یکی منفور، رنجآور و البته اجتنابناپذیر است و دیگری لذتبخش و شارژکننده. همیشه یک گسستی بین این دو بوده است. در اولین نگاه، مفهوم سیاست اجتماعی بر خدمات اجتماعی متمرکز است که زمینههای آن را دولت فراهم کرده است. «مردم» را نباید طبقات پایین یا یک گروه قومی (ethnos) در نظر گرفت، یعنی اجتماعی در پیوند با خاک یا خون، بلکه جمعی از افرادند که سیاستمداران حرفهای یا مدیران دولتی نیستند. این توجه از نظر او امری مطلوب یا مذموم نیست بلکه امری عجیب است.

دیدگاهتان را بنویسید