فرق بین جایگاه چین و آمریکا در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران – چه فرقی

به نظر می رسد دولت بایدن نیز در همین مسیر گام بر می دارد اما عقب نشینی کاخ سفید از خاورمیانه ممکن است ارتقای جایگاه جهانی چین را تقویت کند. نیم قرن است که آمریکا به بهانه های مختلف تلاش کرد با لشکر کشی و حضور نظامی در منطقه کنترل منابع انرژی غرب آسیا را به کنترل خود درآورد، اما با ظاهر شدن نشانههای افول قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا در جهان و ظهور قدرت های نوظهور مانند چین به نظر می رسد منطقه غرب آسیا در آستانه تغییر قرار گرفته است و نقش آفرینی قدرت های نوظهور در این منطقه آغاز شده است. از اسطوره جاده ابریشم سالها گذشته است اما هنوز دو امپراتوری باستانی، در ارتباط تنگاتنگ با هم قرار دارند؛ چه آنکه در سالهای تحریم، ترکیه و چین یاران سرد و گرم روزگار ایران بودند. اما شواهد نشان میدهد برنامهریزی برای انجام این سفر، حدود یکسالی به طول انجامید.اواخر بهمن سال گذشته بود که وانگ یی، وزیر خارجه چین، به ایران سفر کرد، سفری با تأکید بر افزایش همکاریهای اقتصادی؛ اگرچه نیمنگاهی به مسائل سیاسی منطقه هم در آن موج میزد.

بر اساس اعلام مذکور، چین با ١٧ تریلیون و ٧٠٠ میلیارد دلار در مقایسه با ١٧ تریلیون و ٤٠٠ میلیارد دلار متعلق به آمریکا بر سکوی اول اقتصادی جهان ایستاد.اکنون نیز آمارها نشان میدهد اگر تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا به صورت جمعی از کشورهای عضو را بررسی کنیم، بالاتر از چین قرار میگیرد اما همه دنیا اکنون برای همکاری با این قدرت بزرگ اقتصادی در تبوتاب هستند. دولت چین اگرچه جزییات مصوبه اخیر را منتشر نکرده است اما گفته است با اصلاح سیاست های تولد، زوجینی که مایل به داشتن سه فرزند هستند مورد اقدامات حمایتی قرار می گیرند. ما همچنین مجله سالهای طلایی پیری را تهیه کردهایم که اطلاعات سودمندی در اختیار سالمندان قرار میدهد. در دوران جدید، پیشینه روابط ایران و چین به سالهای آغازین قرن بیستم برمیگردد. مقامات ایرانی هم گفتهاند یاران سالهای سخت کشور را از یاد نمیبرند و سهمشان نادیده گرفته نمیشود. در ۲۵ سال گذشته، تجارت میان بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس به اندازه ای رشد کرده و از سطح روابط آن ها با آمریکا هم بالاتر رفته است.

روابط اقتصادی و تجاری چین نیز با دنیا سطوح مختلفی دارد و بسته به توانمندی کشورهای مختلف، پکن با هر کشور در یک سطح خاص رابطه اقتصادی برقرار کرده است. سیاست خارجی پکن از آسیا ریشه گرفت و این کشور را در جهت تعامل با ابرقدرتها سوق داد. تأثیرگذار این متغیرها موجبات بازتعریف سیاست خاورمیانهای چین را فراهم آورده است،به گونهای که آن را از منطقهای کم اهمیت در سیاست خارجی این کشور به منطقهای برخوردار از اهمیت استراتژیک،ارتقا داده است. در اواخر قرن بیستم، چین در داخل گرفتار «انقلاب بزرگ فرهنگی» بود و در صحنه بینالمللی نیز برای رقابت با شوروی آماده میشد و همزمان در میدان جنگ ویتنام به طور غیرمستقیم با آمریکا رقابت میکرد. شهر شانگهای یکی از بزرگترین شهرهای چین نیز با جمعیتی در حدود ۲۲ میلیون نفر که ۱۴ میلیون جمعیت آن ثبت شده است با چالش سالخوردگی به صورت جدی روبرو است و در واقع ۲۰ درصد جمعیت شانگهای به سوی سالخوردگی پیش میرود. در همین حال تارنمای «چاینا ارگ» نیز گزارش کرده است که چین در بسیاری از زمینهها از جمله ارائه اینگونه خدمات با چالش روبرو است و پیرشدن سریع جمعیت با امکانات موجود کشور سازگاری ندارد. هدف از این سیاست، بهبود ساختار جمعیتی چین، مقابله مؤثر با مشکل پیری جمعیت و حفظ مزیت منابع انسانی چین، اعلام شده است.

صندوق بینالمللی پول بهعنوان بالاترین مرجع اقتصادی اعلام کرد چین با پیشیگرفتن از آمریکا در امر تولید ناخالص ملی بر اساس معیار قدرت خرید، به اقتصاد اول جهان تبدیل شد. چین از شرایط درهای بسته به سمت درهای باز گروید و با آمریکا رابطه سیاسی برقرار کرد، درحالیکه رویکرد جامعه سیاسی ایران، از گرایش و وابستگی کامل به غرب بهویژه آمریکا، به صورت گسترده به سمت استقلال و قطع وابستگی به اجانب و گرایشهای دینی و مذهبی و حرکات انقلابی و اسلامی تحول یافت و در نتیجه، روابط و همپیمانی آمریکا و ایران پس از ٣٠ سال به دشمنی تبدیل شد. البته حساسیت آمریکا در همکاری تهران و پکن امری مسبوق به سابقه است و از بدو پیروزی انقلاب، امریکا همواره به یکی از موانع اصلی روابط ایران و چین تبدیل شده است. پکن به دلیل روابط اقتصادی با عمده بازیگران اعم از ایران، عربستان، ترکیه و حتی اسراییل، موقعیت بهتری برای گسترش نفوذ سیاسیاش در آینده نسبت به آمریکا دارد.

دیدگاهتان را بنویسید