فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت

و برعکس وقتی بی هدف کاری را انجام می دهیم، به نتیجه ای دست نمی یابیم (یا حداقل به نتایجی که دلخواه ماست، نمی رسیم). یکی از نکات جالب این پرسش این است که به تعداد آدم های به دنیا آمده و به دنیا نیامده، می توان برایش جواب های متفاوت داد و جالب اینجاست که وقتی دقیق می شویم، می بینیم که هر کدام از این افراد، ممکن است حرف درستی بزنند. ؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

به همین دلیل است که فلسفه را نقطه اتکای سایر دانش ها و مادر همه علوم می نامند. تفاوت دیگر افلاطون با ارسطو در این است که افلاطون به یک نقطه اعتدال اعتقاد داشت، اما ارسطو دایره آن را وسیع تر مى گیرد و به مجموعه اى از نقاط وسط باور دارد; مثلا نقطه وسط بین عدد 2 و عدد 10 نمى تواند عدد 6 باشد، بلکه مجموعه اعداد 3 تا 9 مى باشد. او از جامعه اى که پس از یک سیل فراگیر پدید آمده، دم مى زند; جامعه اى که افراد آن با یکدیگر مهربان بودند; رقابتى بین آن ها نبود.

برای مثال، دو کلیِ سنگ و انسان با یکدیگر نسبت تباین دارند زیرا افرادِ هیچ کدام از این دو کلی با یکدیگر برابر نیستند. عموم و خصوص من وجه را در منطق قدیم به این صورت میدانند که میان دو کلی، تنها برخی از افراد بر یکدیگر صدق میکنند. پس اینگونه میتوان گفت که نقیض عموم و خصوص من وجه، گاهی تباین کلی است و گاهی عموم و خصوص من وجه.

لذا گاه میان نقیض دو کلی عموم و خصوص من وجه، عموم خصوص من وجه برقرار است و گاه تباین کلی. در این شیوه با طبقه بندی اشیاء بر اساس مابه الاشتراک و مابه الاختلاف و بیان طولی اوصاف یک شیء – مانند تعریف انسان به «جوهر ذوابعاد الثلاثه نامی حساس ناطق» – تلاش میشود تا اشیاء تعریف شوند، ولی یکبار میگوئید من میخواهم یک شیء را بشناسم تا تغییرش دهم. در این فصل پس از پرداختن به علل چهارگانهی ارسطو بحث در باب نظریات هیوم در باب علیت، کلیت و ضرورت آغاز میشود و پس از آن در فصل سوم به مسئلهی استقراء و مشکلات و راهحلهای آن پرداخته شده است.

در این فصل در مورد فلسفه دین بحث میشود و برهانهای اثباتکننده وجود خدا معرفی میشوند و البته نقدهایی که بر آنها خصوصاً از سوی هیوم وارد آمده نیز ذکر میگردند. فصل پنجم: ایدئولوژی و جنیسیت (کتاب فلسفه به زبان ساده از بحث در باب فمینیسم عاری نیست. برایان مگی یکی از سادهنویسترین فلسفهدانان است و کتاب او با عنوان «سرگذشت فلسفه» یا «داستان فلسفه» نیز کتابی با لحنی ساده و بی پیرایه است، هرچند که خیلی ابتدایی است و تنها برای قدم اول مناسب است. در حقیقت، هیچ گاه نمی توان گفت فلسفه چیست؛ یعنی هیچ گاه نمی توان گفت: فلسفه این است و جز این نیست؛ زیرا فلسفه، آزاد ترین نوع فعالیت آدمی است و نمی توان آن را محدود به امری خاص کرد.

خداوند متعال دین را به انسانها عرضه می کند (فارغ از آن دسته که مستضعف هستند و ندای دعوت دین به آنان نمی رسد) انسانها در زمانی که به بلوغ فکری و ادراکی می رسند، بواسطه قدرت فهم و ادراک، سخن دین و احیاناً همراه آن برهان و استدلال دین را درک می کنند و در اینجا انسان سعید، تسلیم امر الهی و دعوت حق شده و معرفت فطری خود را شکوفا ساخته و هدایت میابد و انسان شقی، استکبار ورزیده و راه طغیان و عصیان می پیماید. پس از آن به انتقادِ نورمن مالکولم از انتقادِ کانت پرداخته میشود و با بحث در باب سخنان آیریس مرداک در باب این برهان، صحبت در مورد برهان هستیشناختی به پایان میرسد.

نویسنده نخست در باب استدلال هستیشناختی آنسلم قدیس در باب وجود خدا سخن میگوید و سپس به انتقاد کانت از این برهان میپردازد. نویسنده بحثی نسبتاً طولانی در رابطه با «من» و هویت درمیاندازد. پس فلاسفه باید زمامدار باشند تا حافظ قوانین و سنن شهر باشند، نه کسانى که از درک وجود حقیقى محرومند; زیرا نه در باطن خود ملاک و نمودارى براى پى بردن به احکام زیبایى و عدل و نیکى مطلق دارند و نه حقیقت مطلق را مشاهده مى توانند کرد تا همانند نقاشى که چشم به اصل دوخته و از روى آن تصویر مى سازد، همواره به مرجع اصلى برگردند و با دقت تمام از آن سرمشق گیرند.

امروزه مسئله حجاب را بیشتر از زاویه حفظ عفت و حیا مورد توجه قرار میدهند درحالیکه توجه کردن به مقوله حجاب، صرفاً از این زاویه، تصویر جامعی از این حکم الهی در اختیار ما قرار نمیدهد. مهمترین اثر او اخلاق نام دارد و او در این اثر، افکار فلسفی، الهی و اخلاقی اش را به صورت قضایای هندسی اثبات می کند. بنابراین دیده می شود که عده ای فقهاء و روحانیون را با این تفکر، نقد می کنند و علت امر بهداشتن حجاب را از طرف ایشان، صرفا بخاطر منافات داشتن با قرب الهی می دانند و چون ضرورتی برای پیمودن مراحل سعادت و ریاضت را در خود نمی بینند، بنابراین داشتن حجاب را نیز ضروری نمی دانند!

انسان ها برای اعمال اخلاقی، ارزش قائل بوده و افعال اخلاقی مثل احسان به مستمندان و محبت به غیر و غیر این ها از افعال اخلاقی در وجدان بشری، ارزشمند از نوع ارزشمندی یک کارگر در برابر کارش مثلاً نیست، زیرا این ارزش، ارزش مادی و سبب استحقاق مبلغی پول یا کالا در مقابل کارِ کارگر مثلاً نیست و ارزش کار اخلاقی فوق این ارزش ها بوده، با پول و کالای مادی قابل مقایسه نمی باشد، مثل شهادت در راه خدا و جان باختن برای احیاء دین محمدی صلی الله علیه و آله از قبیل ارزش مادی نیست، بلکه ارزش معنوی دارد.

حجاب می تواند سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین بشود. در اسلام، افزون بر اینکه ازدواج خود عملی ارزشمند و مورد پسند خداوند تلقی میشود، بلکه موجب ارزشمندی دیگر اعمال و به خصوص عبادات افراد نیز خواهد بود؛ یعنی ازدواج سبب میشود عبادت فرد متأهل از فضیلت برتری نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد. کتاب فیلسوفان بزرگ مصور است و بسیار کوتاه، ولی اکثر فلاسفهی مهم را دربردارد و میتواند موجب یک آشنایی اولیه با فلاسفهی بزرگ شود.

بنابراین، همسر موجب آرامش و امنیت خاطر و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. در قرآن این کلمه در هشت مورد به کار رفته که بیشتر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است. نسبت عموم و خصوص مطلق مانند دو خط است که یکی بر دیگری کاملاً منطبق است اما دیگری طولی بیشتر دارد. در واقع، هرچه اطلاعات بیشتری درباره این حوزه در می یابید، بیشتر برای شما جذاب می شود. حوزه عناوین مربوط به دین و معنویت و علوم ماوراء الطبیعه بسیار مشترک هستند.

دیدگاهتان را بنویسید