فلسفه ازدواج در اسلام و مسیحیت

در حالي كه بايد خود را به جاي شخص بگذارند چراكه من به جاي ديگري نميتوانم بگويم كه چه چيز مطلوب و چه چيز دوست داشتني است. ظلم و بیداد نیز هنگامی رخ مینماید که هر یک از اجزای نفس یا جامعه وظیفه خود را انجام ندهند و در جایگاه طبیعی خود نباشند. داوري اردكاني ادامه داد: كسي كه عمر صرف فلسفه ميكند ممكن است از بيرون كه نگاه كنند نپسندند و حتي نسبت كج سليقگي بدهند و بگويند آدم زندگي نكند؟ به طور مثال، كارلو روولي، فيزيكدان مشهور ايتاليايي عين نكاتي كه دكتر مجتهدي بيان ميكنند را مطرح ميكند كه سرنخ يكي از نظريات مهم فيزيك روز است.

حسين كلباسي اشتري، عضو هيات علمي دانشگاه علامهطباطبائي و از شاگردان دكتر كريم مجتهدي، به عنوان سخنران بعدي اين مراسم، گفت: شايد يك وجه اينكه اينجا هستم علاوه بر توفيق شاگردي استاد مجتهدي در دانشگاه تهران، اين باشد كه بيش از يك دهه در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي نيز افتخار همكاري را با استاد داشتم. بزرگترین اندرز فیلسوف به ما این است: خود را به نیرویی که درون خودت است تسلیم کن تا نیرومند شوی، زندگی خود را از نو بساز تا خود را از نو زنده کنی و تخم جهل را در خود بکش تا بر سرنوشت خود چیره گردی، پس فلسفه ما را به زیباترین و بهترین چیزهای زندگی آشنا می کنند، مثلا روزی کسی ارسطو را سرزنش کرد، چرا اینقدر با افلاطون مخالفت می کنی، مگر او را دوست نمی داری، ارسطو در جواب گفت: استادم را دوست دارم ولی حقیقت را بیش از استادم دوست دارم، روح فلسفی در این گفتار نهفته است افلاطون گفته است: «فلسفه با حیرت شروع می شود، یک فرد عادی کمتر از خود می پرسد، کیستم؟

من اين نگرش را به دو دليل خام مييابم، دليل اول تاريخي است. اين دو نگرش فلسفي ميتوانند به هم آموزش دهند و همديگر را توسعه بخشند.» وي در پايان گفت: در حال حاضر غرب درك كرده است كه به طور مثال در فيزيك همه سرنخها مفروضات متافيزيكي است. در اينجا ميخواهم دو مطلب را بيان كنم. عسکری، مرتضی، ازدواج موقت در اسلام، مترجم محمد جواد مکرمی، تهران، مجمع علمی اسلامی، ۱۳۷۷ش. در اسلام، افزون بر اینکه ازدواج خود عملی ارزشمند و مورد پسند خداوند تلقی میشود، بلکه موجب ارزشمندی دیگر اعمال و به خصوص عبادات افراد نیز خواهد بود؛ یعنی ازدواج سبب میشود عبادت فرد متأهل از فضیلت برتری نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد.

ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعى فردى و توسعه پيدا كردن شخصيت انسان است… گلشني ادامه داد: امروز توجه به فلسفه در بين بزرگان و ستارگان درخشان علم گل كرده است. مهمتر اینکه هر نوع دانش تاریخی در روایت بیان نمیشود. برای اینکه پرسش اصلی هستی و زمان خود هستی است. وي ادامه داد: درست است كه گفتهام فيلسوف دانشجو است ولي من واقعا دانشجو هستم، از وقتي بازنشسته شدم و تكليف تدريس دروس مشخص در اختيارم نيست كاملا دانشجو شدم و حتي بيشتر از قبل، مطالبي را ميبينم و دقت ميكنم كه قبلا به آنها دقت نداشتم.

از این جا برمى آید که بهترین گونه زندگى آن است که بر پایه میانه روى و در حدى باشد که همه کس بتواند به آن برسد. مجتهدي با تاريخ ايران آشنا است و سعي كرد با فلسفه اسلامي نيز آشنا شود چون ما ايرانيها بدون فلسفه اسلامي نميتوانيم تفلسف كنيم و فلسفه داشته باشيم و مهمتر از همه اين موارد، اينكه دكتر مجتهدي همه زندگياش فلسفه بوده و همه عمر را صرف فلسفه كرده است. در مورد دكتر مجتهدي راحت ميتوانم حرف بزنم و هيچ شايبهاي هم در گفتارم نيست.

اما کسی که با زنان و مردان گوناگونی ارتباط دارد زمینه این را پیدا می کند که بعد از مدتی نسبت به همسر خود سرد و بیتفاوت شود؛ و در نتیجه همسرش نیز در اثر چنین برخوردی به سردی خواهد گرایید. امروزه محدود كردن بينشمان نسبت به واقعيت به تنها بخش اصلي علوم تجربي يا علوم انساني، نابينا كردن خود نسبت به پيچيدگي واقعيت است كه آن را ميتوان از طريق چند ديدگاه درك كرد.

این، آن معنویاتی است که نظام اسلامی، جامعه اسلامی، مسؤول اسلامی، مدیر اسلامی، نسبت به آن مسؤول است. وي در پايان تاكيد كرد: توجه دكتر مجتهدي به تجدد به معناي روشنفكري و منورالفكري رايج نبوده است چون در ايران ما روشنفكري جنبه شعارگونه يافته است كه دكتر مجتهدي با آن هيچ نسبتي نداشته است. از شاديهاي من اين است كه همكار مجتهدي بودم. امروزه شيوه رايج اين است كه فلسفه را ناديده گرفته و بگويند ما علم داريم و به فلسفه نياز نداريم. رييس فرهنگستان علوم ادامه داد: از فضايل دكتر مجتهدي كه مسلما در اخلاق و علم دوستي و اهل فلسفه بودن او موثر بوده اين است كه او از ادبيات شروع كرد.

بايد بگويم كه به اعتقاد من، دكتر مجتهدي بدون مبالغه هم در نظر، هم در عمل و هم در سلوك معلمي و جنبه عملي بر مخاطبانشان تاثير گذاشتهاند. فیلسوف در فضای خاص خود رشد میکند و در همان فضا و فرهنگ مختص خود واجد حدسی و یافتی میشود. فرهنگ در كلام ايشان جايگاه ويژهاي دارد شايد يكي از تكهكلامهاي ايشان، بحث «سطحي انديشي»، «ميدانم- ميدانمهاي كاذب» و «جهل مركب» بوده است. در اين بخش از كتاب، فلاسفه اسلامی با توجه به مشارب و مكاتب آنها از آغاز تكوين تا زمان حاضر، مورد بررسی قرار گرفتهاند. داستان هم كه نوشت به ايران توجه داشت و بعد هم آثار داستاني ايراني را اعم از اشعار و رمانهاي ايراني را مطالعه كرد و خود، داستان ايراني نوشت.

دكتر مجتهدي فيلسوفانه زندگي كرده و روابط خصوصي آنچنان كه گاهي فكر ميكنيم با هيچ يك از ما نداشت ولي يكديگر را به معناي كلي لفظ دوست داشتهايم و همواره يكديگر را احترام كردهايم. من همواره دكتر مجتهدي را از نظر توجهي كه به تاريخ فلسفه دارد موثر ميدانم، دانشجويان فلسفه غرب با همان روايت سطحي برخي نويسندگان غربي كه قرون وسطي را به عنوان دوران قابل توجه نميدانستند همعقيده بودند ولي دكتر مجتهدي آنها را ملزم به مطالعه دوران قرون وسطي ميكرد چون مقدمه غرب جديد بود.

این یکی از مسائل الهیات اخلاقی است که متأسفانه کمتر مورد توجه ما قرار گرفته است. نخستين مساله تشكر كردن از حضار است كه مرا شرمنده كردند و البته كمي هم اذيت شدم چون حالت احساسي پيدا كردم و اين حالت برايم چندان خوب نيست.تشكر ميكنم و با صراحت ميگويم كه خود را لايق اين همه توجه نميدانم. ارسطو نیز به حس بینایی اهمیت بیشتری می داد و این حس را افضل از دیگر حواس میدانست و هایدگر سرآغاز دیدن به مثابه فهم را در eidos یا ایده ی افلاطون میدید چرا که eidos از واژه ی idein به معنای دیدن مشتق شده است.

ظاهرا تا حدود 1304 قمری در درس «فاضل» بودند و بعد آقا میرزا یوسف اردبیلی به نجف مشرف میشوند و آقای حاج شیخ به سامرا مشرف میشوند. چون از جهت محتوا، همانطور که جناب آقای موسوی گفتند، ما یک مبانی متقنی داریم، مخصوصاً با رویکردهای اسلامی، قرآن و سنت، یقیناً هیچ مرکزی مثل حوزه که روی طلبه ۱۰-۲۰ سال کار میکند، اینقدر سرمایهگذاری نکرده است. در حالي كه آدم نواده شاه و نواده مجتهد تبريزي باشد حتي اگر قدري تكبر داشته باشد محفوظ است ولي در اين پنجاه سال يك بار تظاهر به اشرافيت و اشرافيت مآبي نكرد و فكر نميكنم كسي ديده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید