فلسفه اسلامی؛ از مهجوری تاجمهوری اسلامی/فلسفه اسلامی باید عصری شود – دینآنلاین

هنگام خواندن فلسفه، با نقطه نظرات و نگرش هایی متفاوت (و برخلاف جریان غالب) رو به رو خواهیم شد. مواجه کردن خودمان با نقطه نظرات متفاوت، نه تنها ما را به سوی ارزیابی مجدد تفکراتی سوق می دهد که زندگیمان را از طریق آن ها پیش می بریم، بلکه اشکالات و خلاءهای موجود در فرآیند فکریمان را نیز به ما نشان می دهد. اینکه عالم مثل، واقعاً در جهانی دیگر باشد یا اینکه افلاطون از این گفته فقط به منظور استعاره استفاده کرده است، چندان تفاوتی در دیدگاه ایدآلیستیِ وی نمیکند، زیرا در هر حال عالم حقیقی از نظر او عالم عقلانیت و یا به زبان استعاره، عالم نور و روشناییِ آن سوی غار است.

او از بزرگترین مدافعان مسیحیت در مقابل مخالفین و اهل بدعت به خصوص پیروان مرقیون، بود. ازدواج مقدس از جمله رسومی بود که در عصر سومریان، باب شده بود. لباس زن، سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن، يكى از وسايل مرموز براى حفظ مقام و موقعيّت زن، در برابر مرد است. در فرهنگ اسلامي، انسان لباس نمي پوشد كه تن را عرضه كند، بلكه لباس مي پوشد تا خود را بپوشاند. اگر میخواهی بار سنگین رسالت را به دوش بکشی، برای تو که پیغمبر(ص) هستی، واجب است که لااقل نصف شب را بیدار بمانی و با خدا راز و نیاز کنی.آن حالت سازندگی عبادت و ذکر و یاد خدا برای این است که انسانی بسازد که این انسان در جامعه، احساس مسؤولیت کند.

فلسفه ما را کنجکاو می کند. از آن جایی که منطق و استدلال، سنگ بنای فلسفه به شمار می آید، وقت گذاشتن برای مطالعه ی آثار در مورد این موضوعات، می تواند به ما در تبدیل شدن به متفکری بهتر و تکامل توانایی هایمان در استدلال کمک کند. فلسفه ما را وادار می کند که درباره ی همه چیز سوال بپرسیم. استاد ملکیان در پایان بعد از توضیح ۱۲ فایده برای فلسفه ورزی گفت: آموزش و پرورش ما باید از ابتدا فلسفه ورزی را به ما بیاموزد البته زندگی به این شکل سخت است. بخشی از این اتفاق احتمالا به این خاطر است که فلسفه برای بسیاری از افراد، غیر قابل درک، بیش از اندازه پیچیده و ثقیل به نظر می رسد و خیلی ها ترجیح می دهند هیچ سر و کاری با آن نداشته باشند.

ممکن است پرسشها و مباحثی که به مسئله وحدت نفس و بدن ارتباط پیدا میکنند، از یک منظر خیلی زود کنار گذاشته شده، توجه چندانی به آنها نشود. در موادری ممکن است در کار پژوهشی اشتباه هم داشته باشد، ولی شعله را ایشان روشن نگه داشت. ولی بعدها از خود آرا و عقایدی ظاهر کرد که منجر به اعلام ارتدادش از جانب مسیحیان شد. البته در نهضت ترجمه کتابهایی نیز از آیینها و کیشهای دیگر به عربی برگردان شد که از آن جمله میتوان به نوشتههایی از اصحاب مرقیون و ابن دیصان اشاره کرد؛ که در نهایت همه ی این ترجمهها باعث شد که بازار مجادله و مناظره گرم شود و فرق مذهبی در تالیف کتب و رسائل برای رد و نقض عقاید مخالفین و دفاع و تایید مذهب خود به شدت عمل کنند.

همانطور که در ابتدای متن نیز به این مسئله اشاره کردیم، از اصلیترین مواردی که فلسفه روزه داری تلقی میشود پیشرفت در درجات روحانی و معنوی است. فلسفه ملاصدرا در این سه مسئله عمده همراه اسلام است؛ در حالی که فلسفه های دیگر در این جا لنگ می زنند. این مفهوم خیر و شر تنها در باب خیر و شر نوعی جریان دارد یعنی خیر و شری که به واسطه آن منافع اجتماعی حفظ یا منهدم میگردد در حالی که به بداهت عقلی مشخص است که برخی از اعمال و رفتار دارای منافع و مضرات اجتماعی نیستند، ولی با این وجود عقل به شر بودن آن حکم میکند به عنوان نمونه فخر فروشی مضرت اجتماعی مستقیمی ندارد ولی عقل به قبح آن حکم میکند.

شاید علت اصلی شگفت انگیز بودن فلسفه این نکته باشد که هر کس می تواند به شکل مطلوب خودش، آن را در ذهنش شکل دهد: در فلسفه، چیزی را که دیگران درباره ی موضوعی مشخص بیان کرده اند، درک می کنیم و سپس خودمان تصمیم می گیریم که آیا آن گفته ها درست هستند یا خیر. حتی شاید سرگرم کننده، شاید هم قرین اندکی خودرایی؟ البته حاشیه نوشتن خیلی هم خوب است، برای اینکه کسی فهم حکمت خیلی مهم است. اگر سوالی در ذهنتان دارید، به احتمال خیلی زیاد، یکی از فیلسوفان پرشمار تاریخ قبلا تلاش کرده که به آن پاسخ دهد.

تنها در زمانی که در مورد چیزی حیرت و شگفتی داریم، به جست و جو برای یافتن پاسخ پرسش هایمان می پردازیم. با مطالعه ی چنین آثاری می توانیم فرضیه های پشت مباحثه ها را درک کنیم، مغالطه در استدلال را تشخیص دهیم، و البته نظر منطقی و مستدلِ مختص به خودمان را در مورد موضوعی مشخص به وجود آوریم. ضمن آنکه نمی توان از بیان این مطلب صرف نظر کرد که بخشی از نقدهایی که به آراء فلاسفه اسلامی می شود مولود عدم درک درست این آراء است.

به شکل ساده می توان فلسفه را «عشق به خِرد» در نظر گرفت. اگر مسائل مرتبط با حجاب در جامعه مورد توجه قرار نگیرد، فساد اخلاقی و سیاسی جامعه را فرا می گیرد و دیگر نمی توان از جوانان در عرصه های دفاع از انقلاب، انتظاری داشت. آلن دوباتن از جمله معلمان موفق برای عرصه عمومی است که میخواهد به سبک خود این ایده فلسفههای اگزیستانس را که فلسفه باید در زندگی نقش ایفا کند و به بصیرتی موثر در زندگی روزمره تبدیل شود، بیازماید. با این وجود، فیلسوفان در طول تاریخ به پیشرفت و توسعه ی عرصه های دیگر، کمک های بسیار مهمی کرده اند.

از این قرار مساواتی که ارسطو می خواهد عملا به همان اعضای جامعه شهروندان محدود می شود، در نتیجه شمارهایی بسیار از مردمان که در داخل مرزهای دولت به شهری زندگی می کنند از این جمع به کنار گذاشته می شوند. زهره معظمی با اشاره به ویدیوی منتشره شده از برخورد مامور نیروی انتظامی با یک دختر جوان در یکی از پارکهای تهران به خبرنگار ایمنا گفت: معتقدم حجاب هم مانند نماز است و همان گونه که فرد تارک نماز از نظر دولت مجرم نیست، در رابطه باحجاب هم نباید برخوردهای خشونت آمیز داشت. او حیات معقول را حیاتی پاک از آلودگی­ها میداند که فرد خودش را در مجموعه بزرگی به­نام جهان هستی که پایانش منطقه جاذبه الهی است، در مسیر تکامل میبیند (جعفری، 1360ب، ص10-9).

این اصولا قابل مقایسه نیست با خدا یا هر اسم دیگری که ارسطو به آن اعتقاد دارد؛ خدای ارسطو را نمیتوان عبادت کرد و به او محبت ورزید و از او انتظار کمک داشت. همانا شیطان میخواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد و از نماز باز دارد؛ پس آیا شما دست بر میدارید؟ فلسفه ما را تشویق می کند تا محدوده های عملی و فکری خودمان را هنگام گرفتن تصمیمی مهم یا حتی تعیین هدف زندگی خود بشناسیم.

معمولا، فلاسفه بر اساس مکاتب فکری که دارند، شناخته می شوند. او پس از طرد شدن به ایجاد مذهب جدیدی پرداخت که اساس آن از مسیحیت اقتباس شده با این تفاوت که کلام الله بودن قسمت عمده عهد عتیق و یک قسمت از عهد جدید را انکار میکند. چه با گفته های «دوبووار» موافق باشید و چه نه، خواندن دیدگاه های او باعث می شود سوالاتی در ذهنتان شکل بگیرد: آیا ازدواج برای من مناسب است؟ آنگاه خُردک بدگمانی می تواند این پرسش را در گوش یک شکّاک فرو کند که آیا گیتی تنها بهرِ آن که آدمی آن را زیبا می بیند، به راستی آراسته است؟

مطالعه ی فلسفه همچنین در بهبود مهارت های «تفکر نقادانه» نیز به ما کمک می کند. قبول با لفظی که بر انشای رضایت قبول کننده دلالت کند مانند «قَبِلْتُ النِّکاحَ»، «قَبِلْتُ المُتْعَةَ»، «قَبِلتُ التَّزْویجَ» یا «قَبِلْتُ» به تنهایی محقّق میگردد. وی با بیان اینکه در حقیقت رعایت عفاف و حجاب و عمل به آن حافظ استحکام خانواده هاست اظهار داشت: به عبارت دیگر عفاف و حجاب تضمین کننده سلامت و معنویت جامعه است. فلوطین زندگیِ مرتاضانه و زاهدانهای داشت و فرفوریوس نقل میکند که استادش اتحاد خلسه آمیز با خدا را چهار بار در 6 سالی که وی شاگردش بود، تجربه کرد.

شاید علت این اشتباه به ترجمه از آثار فرفوریوس ـ فیلسوف نوافلاطونی و شاگرد فلوطین ـ هم برگردد، چرا که او بر منطقیات ارسطو مقدمهای تحت عنوان ایساغوجی را نوشت که مسلمین آن را تحت عنوان «المدخل» به عربی برگرداندند و او کسی است که تاسوعات فلوطین را به صورت منظم مرتب کرد. نکته حیرت آور این پیوند در نوع زندگی فلوطین است. به گفته ی «ارسطو»، فلسفه با حیرت آغاز می شود.

دیدگاهتان را بنویسید