فلسفه اسلامی – ویکی شیعه

ارسطو هرچند به امتيازات حكومت هايى همچون پادشاهى، سپس «اريستوكراسى» و بعد از آن «جمهورى» معتقد است، ولى به دليل آرمانى بودن و غير عملى بودن آن ها، از اين انواع دست مى كشد و از ميان بدها، بهترين بد را انتخاب مى كند كه حد ميانه است و قابل تحقق و اجرا. ارسطو به «عدالت» به معناى عام هم باور دارد، اما بجدّ تصريح دارد آنچه در جامعه مطرح است، عدالتى است كه توسط قانون تبيين و اجرا مى شود. اگر در آن جنگ پیروز شدید، میتوانید بگویید که جامعه شما پیروز است و انقلابتان پیروز است، والا نه، ما حالا و در گذشته، این حرف پیامبر را نقل میکردیم و یک چیزی هم از آن میفهمیدیم.

از امام صادق(ع) در سرزنش فلسفه و فلاسفه روایتی نقل شده که «نابودی و ناکامی باد بر فیلسوفنمایان! به نقل مطهری، خود شیخ اشراق نیز از افلاطون با عنوان رئیس اشراقیون یاد کرده است. به گفته مرتضی مطهری، براساس قول مشهور، افلاطون سرسلسله فیلسوفان اشراقی به شمار میرود. استاد شهید مرتضی مطهری (ره): مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و تسلیم و رایگانی او متنفر است.

ازاینرو، وی معتقد بود اگر کسی اهل تجرید روح از بدن نباشد و گوهر مشترک حکمت را شهود و اشراق ننماید، اصلا حکیم نیست. فلسفه اِشراق یا حکمت اشراق، فلسفه مبتنی بر کشف و شهود است که شهابالدین سهروردی آن را تأسیس نمود. این کتاب، به توصیف استدلالی تجارب اشراقی شهودی سهروردی میپردازد و توسط شارحان مختلف، شرح و بررسی شده است. اما شهابالدین سهروردی از این نامگذاری انتقاد کرد و این اثر را تکرار فلسفه مشاء و خالی از اصول و روش اشراقی دانست.

طرفداران فلسفه اشراق معتقدند که دنیادوستی پیروان فلسفه مشاء و بسنده کردن آنها به بحث و استدلال و بیاعتنایی به ذوق و شهود، سبب شد فلسفه اشراق بعد از ارسطو نادیده گرفته شود تا این که سهروردی مجددا با تاکید بر رویکرد اشراقی، آن حکمت پنهان را احیاء نمود. اما بعد از ارسطو، به سبب منحصر کردن حکمت به مباحث برهانی، انحراف یافت و فراموش شد. حکمت جاویدان با دین جاویدان و دین ازلی تقریبا یکسان است.

سعادت راستين در آن است كه آدمى آسوده از هرگونه قيد و بند، با فضيلت زيست كند و فضيلت در ميانه روى است. ارسطو سياست را مربوط به راه رسيدن به فضيلت و سعادت و نيك بختى جامعه مى داند. ارسطو بر خلاف افلاطون، از فضيلت و سعادت خاص عده اى اندك و معدود و محدود پرهيز دارد و درصدد است تا نظامى سياسى پى ريزى كند كه بيش تر شهروندان در تكاپو براى رسيدن خير و سعادت نهايى در آن باشند. «حكومت مطلوب» آن است كه داير مدار فضيلت باشد; يعنى همه مردم در راه دست يابى عمومى، به فضايل بپردازند و افراد اجتماع علاوه بر برخوردارى از فضيلت، «توانايى به كار بستن آن را نيز داشته باشند.»42 اين خلاصه اى بود از ارتباط قانون و شهروند و ديدگاه ارسطو در اين زمينه كه بيان شد.

مدور بودن ذاتی استدلال دکارت توسط آرنولد بیان و مورد نقد قرار گرفت و این نقد به دایره دکارتی معروف شد. در چنين نظامى سياسى، در زمينه سياست، هيچ كس بر اساس هرگونه برترى خويش بر ديگران، مدعى حقوق بيش تر نخواهد شد. در كتاب هفتم و هشتم از سياست، خود به حكومت مطلوب مى پردازد. با توجه به تعدّد خيرات از ديدگاه ارسطو و شرافت علم سياست، مسأله كاملا واضح مى شود. ارسطو بر اساس يك طرح عملى و امكان پذير، به حكومت طبقه متوسط جامعه معتقد مى شود و در سراسر كتاب سياست خود، به دفاع از آن و نگه دارى و پاى دارى حكومت طبقه متوسط، كه نقطه اعتدال در ميان افراد جامعه است، مى پردازد.

ارسطو با توجه به استاد خود، افلاطون، به نقد ديدگاه ها و آموزه هاى او در كتاب جمهور مى پردازد. ارسطو در پى حاكميت مردم و دموكراسى است; زيرا او موضوع سياسى و هدف آن را در عمل مردم و تجربه آنان و ايجاد عادت براى رسيدن به فضيلتى كه زاده عمل مردم است، مى داند. ارسطو يكى از ويژگى هاى حكومت طبقه متوسط را داورى جمعى درباره امور سياسى جامعه مى داند. «بررسى ما با دو چيز ارتباط دارد: عدالت به معناى مطلق و عدالت در درون جامعه. هر دو فیلسوف معتقدند برای اینکه انسان از زندگی بی­معنا به یک زندگی معنادار برسد، باید از یکسری موانع و زنجیرها بگذرد؛ همانگونه که محمدتقی جعفری می­خواهد انسان­ها از «خود طبیعی»شان فاصله بگیرند و به «خود حقیقی» برسند، نیچه هم می­خواهد انسان را از مرحله «واپسین انسان» – مرحلهای که انسان از مرگ خدا و بیارزش شدن ارزشهای گذشته آگاه است، ولی هیچگونه سعی و تلاشی جهت خلق و جایگزینی ارزشهای جدید به­جای ارزشهای گذشته انجام نمیدهد – به مرحله «فراانسان» برساند.

اشراقیدانستنِ فلسفه اشراق را به دو معنا دانستهاند: فلسفهای که مبتنی بر کشف و شهود و اشراق است و فلسفهای که از مشرقزمین(اهل فارس) برخاسته است. 3. مکتب فلسفی اشراق: در این روش هم از فکر و هم از تهذیب و تصفیه نفس برای مکاشفه (یافتن حقیقت توسط شهود عرفانی) استفاده میشود. مىتوان افزود که اساسا سبب نزول برخى از آیات، پرسشهاى نظرىاى بوده که از طرف مردم در برخورد با آراء دینى جدید، از رسول خدا صورت مىگرفت.قرآن نیز در قبال این پرسشها موضع منفى اتخاذ نکرده است و سکوت اختیار نکرده است و پاسخهایى اجمالى را مطرح ساخته است.آیاتى مانند:یسئونک عن الروح قل الروح من امر ربّى و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا(اسرا-85) و آیه:یسئلونک عن الساعة ایّان مرسیها قل علمها عند ربّى(اعراف-187)از این قبیلند.

این امر در آن مقطع و فاصلهی زمانی که اینها میخواهند پایاننامه بنویسند، یعنی موضوع بدهند و پروپوزال بنویسند، خیلی به طلاب کمک خواهد کرد. آیا با رویکرد فلسفه اخلاقی میتوان به این امر قائل بود؟ نیچه ميگويد زندگی زیباترین اثر هنری است که ما به وجود ميآوریم و تنها ابرمردها هستند که چنان این تابلو یا اثر هنری را ميآفرینند که جای هیچ دستکاری دیگري در آن وجود ندارد و به قدری این اثر هنری زیباست که افسوس نمیخورند که ای کاش این قسمتش را عوض ميکردم.

اگرچه دکارت هیچ فلسفه سیاسی ننوشت، اما توصیه سنکا (حدود قرن 4 قبل از میلاد) را برای پذیرفتن نظم عمومی امور، تایید کرد. بوعلی که برای بیش از هزار سال بزرگترین فیلسوف مسلمان و از نامآورترین دانشمندان ایرانی تلقی میشود، تنها پنجاه و هفت سال زندگی کرد و بخش قابل توجهی از زندگیاش خانه به دوش بود. در حقیقت تنها در صورت شناخت کامل حقیقت حیات می­توان به حقیقت مرگ هم پی برد؛ زیرا این­دو از هم منفک نیستند. البته حجاب در بعضی از ادیان الهی گذشته کمی سختتر از حجاب اسلامی بوده است، هر چند امروزه به آن پای بند نیستند.

دیدگاهتان را بنویسید