فلسفه روزه و ماه رمضان در ویکی آنا – آنا

زيرا ظاهراً خود علم نميتواند به ما بگويد واقعياتي كه با آنها سروكار دارد در طرح كلي اشياء و امور چه جايي دارند، يا حتي با ذهن كسي كه آنها را مشاهده ميكند چگونه ارتباط مييابند. فلسفه با شک شروع میشود، خصوصا شک به مسلمات، میگویند سقراط وقتی در کوچه و خیابان راه میرفت مدام مشغول طرح پرسش های فلسفی از افراد بود و ذهن مردم را به تفکر فلسفی وامیداشت. موضوع پایان نامه ارشد و دکتری شما چه بود؟

ما شخص فارابی را به عنوان یک چهره بزرگ داریم، اما نمیدانیم اگر ابنسینا بعد از فارابی نمیآمد، چه چیز از فارابی به عنوان فیلسوف باقی میماند. اگر فلسفهای عقلانی با دین یا دینوارهای خردگریز و خردستیز سنجیده شود، بیدرنگی میتوان به تنافی و تعارض میان آن دو حکم کرد، اما میان فلسفهای خردگرا با دینی خردپذیر، چرا باید تفاوت و تهافت افتد؟ یعنی گویی بوعلی سینا مظهر یک تفکر عقلانی است که مثلا عدهای از عرفا مثل سنایی آن را نمیپسندیدند. مثلا حکیم سنایی (۵۴۵-۴۷۳ هـ .ق) میگوید: «یارب مر سنایی را سنایی ده تو در حکمت/ چنان کز وی به رشک آید روان بوعلی سینا».

انوری شاعر (درگذشته ۵۷۵ هـ .ق) میخواهد شاعران را به عنوان افرادی که دریوزگی میکنند و مدح این و آن میکنند، معرفی و نقد کند، میگوید: «رو شفای بوعلی میخوان، نه ژاژ بحتری». شاید اصلا بتوان این گونه گفت که آدمی با توجه به مسائل واقعی و روزمره زندگیاش «به عنوان منبع الهام»، به لحاظ فکر و اندیشه قادر است از وضعیت روزمره خویش فراتر رود، و خود را به موقعیت کلیتری برساند. از جمله نتایج مهم و جالب توجه این نظریه، وجود حدّ جامع و حد مشترک در میان موجودات در بین این مراتب شدّت و ضعف است.

این مکتب است که بعدها، در سرنوشت فلسفه قرون وسطا به خصوص بسیار تاثیر میگذارد، از طریق بهخصوص ترجمه شفای ابنسینا. دارندگان نگرش مدرن در پی هماهنگ سازی و ایجاد وحدت رویة بین علوم هستند و توجه به این نکته نیز دارند که وحدت رویة بین علوم از طریق مفاهیم پایه واقع میشود. وی ادامه داد: باید همه به قانون عفاف و حجابی که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شد توجه کنند و هر کسی در این راستا وظیفهای بر عهده دارد.

بنابراین به یک معنا میتوان گفت، اگرچه ابنسینا خودش وارث فارابی است و بسیاری از مسائل را از فارابی گرفته و سبک فلسفهاش، از فارابی اخذ شده، ضمن آنکه فلسفه سیاسی نزد ابنسینا، هیچگاه به غلظت و شدت فارابی مطرح نمیشود، اما به هر حال مسائلی چون مساله نبوت که مسائلی جدید بودند و به هر حال در یک جامعه مذهبی مطرح میشدند، اگرچه با فارابی یک نوع فرمولاسیون (صورتبندی) دقیق فلسفی پیدا میکنند، اما صورتبندی نهایی آنها تا قرنها از ابنسیناست و انتشار این مطالب، از اوست.

«پذیرفتن استدلال مبتنى بر احتمالات از دانشمند ریاضى، همان قدر ابلهانه است که چشم داشت دلایل علمى از یک سخنور.»22 پس ارسطو اذعان مى دارد که در این پژوهش، نباید انتظار استدلال هاى منطقى و دقیق داشت; چون موضوع پژوهش در علم سیاست از نوع دوم است و بنابراین، دقت متناسب با خود را مى طلبند، نه بیش از آن. در مقام اصطیاد روش هایی که فیلسوفان به کار برده اند روش برهانی، روش شهودی و روش نقلی است اما در مقام داوری و استدلال تنها از روش برهانی در فلسفه استفاده شده است. روش در دو مقام گردآوری و اصطیاد و مقام داوری بررسی می شود.

البته در این میان، از ظاهر عبارت شیخ اشراق به دست می آید مه وی معتقد بوده از روش شهودی نیز می توان در برخی موارد در مقام داوری استفاده کرد. یعنی در برخی مسائل تا این اندازه منتقد آرای فیلسوفان مشایی بوده است. فیلسوفان اولا یک گروه اجتماعی بودند که به عمده مذاهبی که در آن زمان وجود داشته، تعلق داشتند. جیم ران مربی استادی چیرهدست در زمینهی رشدِ شخصی بوده است؛ به طوری که در زمان حیاتش بیشتر از 5 میلیون نفر در سراسر دنیا در سمینارهای او شرکت کرده بودند و میلیونها نفر هنوز هم آثار و آموزههای او را مطالعه میکنند.

برای دانش آموزان دوره راهنمایی و دبیرستان لازم است در کنار آثار و زیان های بدحجابی یا بی حجابی،پیشنۀ حجاب ،هم چنین فلسفه و فواید حجاب طرح گردد تا نتیجه مطلوب تری داشته باشد . درست است که خود ابنسینا از شرق ایران بود و احیانا در آنجا آموزشهای فلسفی دیده بود، قطعا آنجا مدارس یا مکاتبی بوده است، اما در آن زندگی پرماجرایی که احتمالا با آن آشنا هستید، بیشتر دوران کاریاش را در مرکز و غرب ایران سپری کرد. میرداماد(درگذشته ۱۰۴۱ق) استاد ملاصدرا بود. به همین دلیل است که تا ابنسینا، میتوانیم سلسله فلاسفه و حکما را از شاگرد به استاد دنبال کنیم.

اما امکان دارد این بخش کوچک از افکار او، خیلی موثر واقع بشود و تازه باشد. حتی امکان دارد همه افکار او تازه نباشد و بخش کوچکی از اندیشههای او تازگی داشته باشد. ۱. مراد از کارکرد عقل در دینپژوهی، ایفای نقش معرفتزا، معناگرانه و معناسنجانه آن در زمینهی فهم دین و کاربرد دوال دینی دیگر در دینفهمی است. ابوالحسن بیهقی صراحتا میگوید این ابوالعباس لوکری که خودش اهل منطقهای در افغانستان امروز بود، در انتشار فلسفه ابنسینا در خراسان نقش بسیار موثری داشت. دیروز «زندگی» به نفع «آخرتی» ادعایی نفی می شد و امروز «زندگی» در پای تسلط و تکنیک و سرعت و اراده به قدرت، ذبح می شود و این تجربه ای است که بشر غربی آن را از سرگذرانده است و مضرات آن را انسان های همه نقاط عالم به جان آزموده اند.

می پردازد. برهان نیز در نگاه ما بخشی از دین و بیانی از حقایق عالم تکوین و تشریع است که بدون اتکاء به علم و عقل، برای انسان کافر نیز قابل درک و فهم است. فلسفه دوم بحث غایت و کارکردهای فلسفه بررسی می شود در یک جمع بندی کلی به نظر می رسد غایت فلسفه حصول معرفت انسان است تا این خود مقدمه ای برای نیل و وصول به معرفت شود . اما حداقل کارکردهای فلسفه اثبات مبادی تصدیقی و وجود موضوعات علوم و دفاع از عقاید دینی و فهم متون دینی است.

ما با همین حجاب ناقص مراتبی از مراتب مصالح حجاب را داریم. اهمیت این موضوع از این حیث است که در تاریخ فلسفه، تصور رایج و شایع این بود که ما یک فلسفه قدیم داریم و بعد فردی به اسم دکارت (۱۶۵۰-۱۵۹۶م.) میآید و به کلی فلسفه جدیدی ایجاد میکند. در شرق ایران، یعنی در منطقه خراسان و بیهق و منطقهای که الان مرز غربی خراسان قدیم تلقی میشود، بنا به شهادت کتابهای تاریخ فلسفه، به خصوص کتاب تاریخ حکماءالاسلام مشهور به ابن فُندُق مورخ و ادیب قرن پنجم هـ .ق، عده زیادی مطرح میشوند که در واقع متخصص فلسفه ابنسینا بودند.

اما کمی بعد از ابنسینا شاهدیم که شاگردان او یک فعالیت وسیع فلسفی را شروع میکنند که عمده این فعالیت در مرکز و شرق ایران انجام میشود. او در بسیاری موارد در منطق و طبیعیات از دیدگاههای آنها تجاوز کرده است. برای پرهیز از افزایش حجم مقاله، چند مورد نخست به اختصار شرح میگردد و در باب باقی موارد (که بخش عمدهی فهرست را تشکیل میدهد) به ذکر عنوان تفصیلی هر مورد، بسنده میشودو علاقهمندان به بحث تفصیلی موارد را به رسالهی فلسفهی نوصدرایی، احاله میکنیم. از طرف دیگر، فیلسوف با تقید به روشها و مواد خود در صدد کشف پاسخ این پرسشها بر مىآید و در این فرایند، مطمئن است که اصول و حقایقى وجود دارند که فیلسوف مىتواند با کشف آنها مبنایى براى اثبات آنچه سازگار با دین باشد، بیابد و در این راه حداکثر تلاش خود را مىکند.از این بیان مىتوان به نتیجهاى کلى نیز رسید و آن این که:هر فیلسوف مسلمانى چنین قاعدهاى را عملى سازد، یعنى در عین تقید به روشها و قواعد و محتواى فلسفى، دغدغه سازگارى با اسلام و نیز الهامگیرى از متون اسلامى را(در حد موضوع مورد بحث خود)داشته باشد، حاصل کار او فلسفهاى اسلامى است.بر این اساس، فیلسوفى مانند اقبال لاهورى نیز یک فیلسوف اسلامى بوده و حاصل کار او در محدوده فلسفه اسلامى قرار مىگیرد، هر چند که فلسفه او با فلسفه سنتى مسلمین متفاوت است.لازمه این سخن، فهم و پذیرش این نکته است که مىتوان نظامها و دستگاههاى مختلفى در فلسفه پرداخت که اسلامى نیز باشند.به یقین در میان این نظامها، نظام و دستگاهى مقبولیت و توجّه متفکران مسلمان را به خود جلب خواهد کرد که بتواند علاوه بر تقید به روشها و قواعد و محتواى فلسفى و عینى، محتواى بیشتر از متن دینى و اغراض و عمق فزونترى از دین را در خود منعکس سازد و سازگارى بیشترى با اسلام داشته باشد.

در توضیح این معنی باید گفت که هر حرکتی، از قوّه درآمدن است و به سوی فعل رفتن. از نظر آنها، موافق لوگوس زیستن، یعنی هماهنگی با طبیعت که در نتیجه منجر به فضیلت و خوشبختی میشود؛ بنابراین، معنا و آرمان زندگی، دستیابی به خوشبختی است. اگر کسی بتواند در زندگی دل به کمک خدایان نبندد، زمام خود را به دست میگیرد و خوشبختی ناب در همین است. آقای «عصار» یقیناً اگر در آنجا تحصیل فلسفه نکرده بودند، حتما با فلسفه فرنگی آشنا شده بودند، یک موید آن این است که مرحوم دکتر سید حسین ضیایی رحمۀ الله علیه برای من نقل کرد و من حتی از ایشان خواهش کردم که این را به خط خودش برای من بنویسد و به من بدهد و این یادگار پیش من هست؛ دکترضیایی به من گفتند که پیش آقای عصار رفتم و نام «هوسرل» را آوردم!

امروز اما شرایط متفاوت است، در روزگاری زندگی می کنیم که مکاتب مختلف امتحان خود را پس داده اند و اگر سربلند از این آزمون بیرون آمدند همچنان مانا به حیات خود ادامه داده اند و اگر جز آن بود به زباله دان تاریخ پیوستند. پس از آن تا به امروز این پدیده با این نام شناخته شده است. فصل چهارم اسلامیت فلسفه بررسی می شود صاحبنظران در این زمینه آراء مختلفی ارایه نموده اند که با بررسی و جمع بندی آنها ابعاد اسلامیت فلسفه را اینگونه می توان شمرد: ۱- فلسفه فیلسوفان مسلمان ۲- فلسفه شکل گرفته در ممحیط اسلامی ۳- روح توحیدی مباحث فلسفی ۴- استفاده از عقل دوره اسلامی در فلسفه اسلامی ۵- تعامل فیلسوفان با متون دینی.

چون جسم راه به جایی نمی برد، روح فشارهایی وارد می کند و این فشارها عامل ایجاد عقده های روحی – روانی می شود. مسلمانان شیعه همچنین برای حل چنین مشکلاتی به حجیت ائمه و خصوصاً در مورد بعضی شیعیان به “امام غائب” یا امام دوازدهم مراجعه میکنند، چرا که آنها را ادامه دهنده راه و سیرت پیامبر و داماد او، امام علی (علیهالسّلام) میدانند. در بحث چیستی باید بگوییم که پایاننامه، بررسی موضوع یا سؤالی که از راه تجزیه و تحلیل علمی یا تجارب عملی یا آزمایشی به آن پاسخ میدهند. یعنی ابن جبیر، در وطن خودش یا در سفری که به شرق داشته، اسم ابنسینا را شنیده بوده و او را مظهر فیلسوفان مسلمان تلقی کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید