فلسفه سیاسى افلاطون و ارسطو

بزرگانمان را عرض میکنم که مثلاً الان کفایه میخوانیم، کفایه تولید علم بوده، مکاسب تولید علم بوده و بقیهی کتابهایی که از بزرگانمان داریم که البته کتاب درسی نیستند، تولید علم و تولید محتوا کردهاند، ولی با نظام سنتی خودشان. از شما ممنونم و تشکر میکنم. «حکومت مطلوب» آن است که دایر مدار فضیلت باشد; یعنى همه مردم در راه دست یابى عمومى، به فضایل بپردازند و افراد اجتماع علاوه بر برخوردارى از فضیلت، «توانایى به کار بستن آن را نیز داشته باشند.»42 این خلاصه اى بود از ارتباط قانون و شهروند و دیدگاه ارسطو در این زمینه که بیان شد.

و خلاصه ماه مبارک رمضان ماهی است که چاق ها را، چاق تر و لاغرها را لاغرتر می کند. زن ها در کوچه و وقت نماز، خمار داشتند. استاد شهید مرتضی مطهری (ره): مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور می رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و تسلیم و رایگانی او متنفر است. فلسفه حجاب این است که زنها از درونشان بجوشد که حجاب داشته باشند و با الزام نتیجه عکس خواهد داشت. میخواهم به این نتیجه برسم که آیا کیفیت در پایاننامههای ما به آن معنا وجود دارد یا خیر؟ بله، عرض میکنم. ببینید ما با یک سامان دادنی در وضعیت موجود میتوانیم در تولید علم کوشاتر و بهتر و پویاتر باشیم، ولی اینکه بخواهیم نتیجهی این کار این شود که بگوییم ضعفهایی وجود دارد و تولید علم کمرنگ است، پس حذف کنیم، من این نتیجه را نمیپسندم، به جهت اینکه سالیانی هست که بالأخره این تجربه در حوزهی علمیه به دست آمده که در سابق نبود.

درگذشت برادر گرامیتان جناب آقای دکتر اسماعیل واعظ جوادی را که عمر با برکتش را در خدمت نشر معارف اسلامی و تربیت شاگردان سپری کرد، تسلیت عرض میکنم. گفتنی است دکتر اسماعیل واعظ جوادی، استاد فلسفه و معارف اسلامی و برادر آیتالله جوادی آملی دیشب دعوت حق را لبیک گفت. آن چیزی که ما را نگه ميدارد و مانع خودکشی است، معنا است. پوشش در غیر نماز با هر ساترِ مانع از نگاه دیگران تحقق مییابد؛ لیکن در نماز ـ در غیر حال ضرورت ـ باید از نوع لباس باشد. اگر ابونصر فارابی را موسس حقیقی مکتب فلسفه اسلامی بدانیم، کندی را فقط باید پیشوای این فلسفه به شمار آوریم.

وی می گوید: این که میبینید بعضیها میگویند من نمیتوانم زبانم را کنترل کنم یا چشمم را کنترل کنم این بیچاره راست میگوید، چون در گرو اعمال خود است، میگوید هر چه میخواهم زبانم را کنترل کنم نمیتوانم! آن استاد محترم را دیگر در کجا میبینید؟ یعنی بودن چیزی برای یک چیز دیگر. ببینید به نظر بنده، یک سامانهای باید طراحی شود که طرح آن هم نوشته شده است و خود حقیر مجری کار بودم و نوشتیم و به شورای عالی هم از طریقی تقدیم شده است. بالأخره این یک تجربهای است که الان چند سالی است که در حوزه دارد اتفاق میافتد و غالب خروجیهای پژوهشی از طریق پایاننامه صورت میگیرد و لذا به نظر من میرسد که ما به جای اینکه این تصویر را ایجاد کنیم که اگر حذف کنیم تولید علم میشود یا نه، باید فکر دیگری کنیم؛ اگر حذف شود باید یک جایگزینی برای آن وجود داشته باشد.

نه، آغاز کنند و کار را شروع کنند انشاءالله که موفقیتهایی به دست خواهد آمد؛ البته با رعایت نکاتی که استاد محترم توصیه کردند و بنده هم استفاده کردم و نکاتی به ذهن بنده هم رسید و عرض کردم. وظيفهٔ هر انسان مؤمن است كه در حد توان خود در جهت يافتن فلسفهٔ آن تلاش كند تا آنگونه كه خدا مي خواهد آن را انجام دهد نه آنگونه كه خودش مي خواهد .

کسی مثل تولستوی در اوج شهرتش و در اوج کامیابیاش و در اوج داراییاش که ملکهای زیادی دارد و به بيان خودش در بهترین وضعیت قرار دارد، مسئلهي مرگ سراغش میآيد و ترس از مرگ و نیستی او را دربر ميگيرد. کلی در منطق ارسطویی به لفظی میگویند که بر افراد زیادی دلالت میکند مانند انسان، حیوان. یک دسته از افراد به طور کلی عشق را رد می کنند و می گویند چیزی به اسم عشق وجود ندارد و عشق همان تمنای جسمانی افراد است. به طور کلی مباحث فلسفی ماهیتا عمیق و دیدگاه ها و آرای فلسفی ذاتا ژرف اند و به همین جهت، فلسفه ژرف نگرتر از سایر دانش هاست و در این زمینه با هیچ یک، قابل مقایسه نیست.

به همین خاطر نیاز اساسی داریم که بدانیم چگونه و چرا چیزی را انتخاب می کنیم و اصولا در هر موضوعی چه راهی را باید انتخاب نماییم.فلسفه به این امور می پردازد و راه حل های متفاوت با نتایج گوناگون جلوی پایمان قرار می دهد.بدین ترتیب، فلسفه برای همه انسان ها یک راهنما است؛ راهنما برای یافتن راه های بهتر و جدیدتر و کامل تر. پس نقش اول را خود پژوهشگر بازی میکند ولی در اینجا استاد راهنما و استاد مشاور با تجاربی که داشتند، خودشان تحصیل کردهاند، پایاننامه نوشتهاند، نه در یک سطح، در دو سطح و چه بسا برخی از اینها پایاننامهها و مقالات متعدد نوشتهاند.

نقش اولی با خود متربی است ولی این متربی باید نسبت به اساتید راهنما و مشاور تبعیت داشته باشد و استاد مشاور و راهنما، چون این فضا را رفتهاند و تجربه کردهاند، قابلیت و ظرفیت خودشان را در اختیار آن متربی و پژوهشگر قرار میدهند. استاد عزیزمان گفتند و من هم استفاده کردم و برخی دیگر که شاید به ذهن اساتید دیگر هم برسد و خود ما هم شاید اگر بیشتر صحبت کنیم، برخی از این موارد اعلام شود؛ لذا به نظرم اگر حذف شود به جهت ساختار فعلی حوزه تولید علم آسیب خواهد دید و لکن برای تقویت کار که تولید علم بهتر صورت بگیرد تقویت همین سیستم موجود یعنی پایاننامهها و رفع نقایص باید باشد.

آثار فلسفی ایشان چاپ شده است و میشود دید و میشود توسعه داد و من لزومی نمیبینم که وارد آن مراحل شوم. چاپ هشتم ؛ قم : انتشارات گلستان ادب.. یعنی مثلاً فرض کنید میگوییم که کمیتهای هست که کمیتهی کلام است و معلوم است که موضوعات کلامی به آنجا میرود و یا کمیتهی اخلاق و تربیت، کمیتهی تفسیری، کمیتهی فقه ما، چه معاملات و چه عبادات که هست. خود اساتید کمیته هم نمیتوانند تعریف ایجابی بیاورند، نهایتاً یک تعریف سلبی میآورند که هر آنچه که کلامی نباشد، اخلاقی نباشد، فلسفی نباشد، تفسیری نباشد، معارفی است. اگر مي خواهي بين تو و خداوند حجابي نباشد، بين خود و مردم محجبه باش؛ كه بي حجابي در حجاب است.

اینجانب با ابراز همدردی، مصیبت وارده را به حضرتعالی و خاندان معزز تسلیت میگویم و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم، رحمت و رضوان الهی، برای عموم بازماندگان صبر و اجر و برای حضرتعالی، سلامتی و دوام توفیقات مسألت دارم. از این رو، هدف، گشودن افقی نو به کلّ محاوره با روش بررسی پیوسته خطابههاست. چنانكه مىدانيم نقطه عطف در عصر جديد نسبت به عصر قديم كه از قرن شانزدهم آغاز مىشود و به وسيله گروهى كه در رأس آنها دكارت فرانسوى و بيكن انگليسى بودند صورت گرفت اين بود كه روش قياسى و عقلى در علوم جاى خود را به روش تجربى و حسى داد؛ علوم طبيعى يكسره از قلمرو روش قياسى خارج شد و وارد حوزه روش تجربى شد؛ رياضيات حالت نيمه قياسى و نيمه تجربى به خود گرفت.

اما چیزی که او از آن غفلت داشت این بود که حرکت در اصل در جوهر جهان است و نه در اعراض و صفات آن. زیرا عالم عقل، عالم بی حرکتی است نه عالم تحرک؛ زیرا عقل بلافاصله و بلاواسطه از حضرت حق صادر گردیده است و شأن او شأن بی حرکتی، یعنی بی نیازی است؛ زیرا حرکت به فعل رسیدن قوّه است و عقل، فعل محض است؛ نقصی در او نیست تا برای رفع آن، نیاز به حرکت داشته باشد. جسم متحرک، خود متحرک بذاته نیست، جوهر ثابتی است که اعراض آن تغییر می یابند و از این رو حرکت جوهری نمی تواند وجود داشته باشد.

سؤالات دیگری هم وجود داشت؛ اما به جهت ضیق وقت، فرصت بیان تمام سؤالات فراهم نیست؛ در پایان جمع بندی خود را بیان کرده و اگر خاطره ای از جلسات دفاعیه در ذهنتان باقی مانده، برای ما بفرمایید. در پایان هم تنها خاطرهای که فعلاً به ذهن من میرسد این است که یک رسالهی سطح ۴ بود که هم بنده و هم داور دیگری که در خدمت ایشان بودیم، هر دو پایاننامه را رد کردیم، چون سطح آن خیلی پایین بود، کأنّه رونویسی کرده بود، همان آسیبی که جناب استاد موسوی بیان کردند، کلاً این پایاننامه رونویسی بود. بر ضرورت آن سامانه هم خیلی تأکید دارم که عرض کردم، هم به جهت اینکه طلبه برای رفت و آمد هزینه نگذارد و هم اینکه هزینهی زمانی اتفاق نیافتد، در این صورت خیلی کار راحتتر میشود و اساتید در آنجا معرفی میشوند.

در آن اولویتهای پژوهشی هم میتوان این نکته را لحاظ کرد که خود اساتید معزز که پیشنهاد موضوع میدهند و یا به تعبیری اولویتهای پژوهشی را میآورند، اولویتهای پژوهشی را مطرح کنند که کاربردیتر هست و این خلأ جبران شود و به نظر من اگر این اتفاق بیافتد، اکثر طلاب هم به همان سمت میروند؛ چون موضوع مصوب است. حجاب هم میتواند یکی از این نوع موضوعات باشد که وجوب شرعی آن منافاتی با حسن اخلاقی آن ندارد و بلکه میتوان ادعا کرد که آن وجوب شرعی بر اساس همین حسن واقعی که مبنای حکم اخلاقی است، تعین یافته است.

تقسیم فلسفه به مشائی و اشراقی در عین اینکه یکی از تقسیمات فلسفه اسلامی است حداقل از نظر تاریخ فلسفه اسلامی سابقه دیرینه­تری نیز دارد. در حقیقت پیروان ارسطو عموما مشائی و پیروان افلاطون اشراقی نامیده می­شوند. افلاطون به صراحت مى گوید: «در این گونه خانواده ها، آن که سال خورده تر از دیگران است، حکومت را از پدر و مادر به ارث مى برد و بر دیگران حکم مى راند. کتاب فلسفه به زبان ساده، چنانکه از عنواناش پیداست، کتابی ست آسانفهم برای نوآموزان فلسفه. ولي اين را به صورت يك اصل كلي حاكم بر تمام جوامع ماقبل(قرن) نوزدهم نمي توان ذكر كرد.

ما خیلی هم با احترام گفتیم که ما اتفاقاً قصد تنقیص نداریم و میخواهیم به شما کمک کنیم ولی این اصلاً هیچ وزانی از مسائل اولیهی یک پایاننامه آن هم در سطح ۴ را که ندارد هیچ، حتی در حد کارشناسی هم نیست، چه رسد به کارشناسی ارشد. لذا یک انسجامبخشی و یک نظمدهی خاصی نیاز است که این کمیتهها مجدداً بنشینند و ببینند که کمیتهها بر چه اساسی باید تنظیم شوند و طلبه هم ببیند که کجا میخواهد موضوع بدهد. یک فایل دیگری هم تحت عنوان اولویتهای پژوهشی موجود باشد که آن دسته از طلابی که به ما مراجعه میکنند که من چه موضوعی انتخاب کنم.

دیدگاهتان را بنویسید