فلسفه علم چیست؟

با توجه به تمام مطالب گفته شده وجه تسمیهی «قانون طبیعی» در هیچ یک از آثار متفکران دوره یونان باستان روشن نیست. به گفته پاپاس گفتوگویی که در جمهوری آمده در سال 432 ق.م رخ داده است، و شاید جمهوری حدود 375 ق.م یعنی پنجاه سال پس از آن تصنیف شده است ولی بسیاری مفسران از جمله اشتراوس و گاتری معتقدند زمان تصنیف جمهوری دقیقاً مشخص نیست. ماه توجه بیشتر به عبادات و روی آوردن به اعمال عبادی است. اندیشه پارمنیدس معطوف به تلاش جهت یافتن امر جاوید و ماندگار در میان امور گذرا و متغیر است. عوامل متعددی بر تفکر افلاطون تأثیرگذار بودند که از جمله میتوان به اندیشههای سوفسطائیان اشاره کرد.

او همچنین یک روش جهانی استدلال استقرایی، بر اساس ریاضیات ابداع کرد که برای همه علوم کاربرد دارد. بدین ترتیب که جهان را به دو جهان معقول و محسوس تقسیم کرد. چرا او چنین چیزی گفت، چه چیزی سبب شده بود این جمله به ذهنش بیاید؟ مقالهٔ معروف تامس نیگل «خفاش بودن چه کیفیتی دارد؟ همچنین کفالوس معتقد است، عدالت سودمند است نه تنها برای دهنده بلکه برای گیرنده، حالا آن گیرنده در هر وضعیت جسمی و روحی که باشد و حتی نتواند مضر بودن و سودمند بودن چیزی را برای خودش تشخیص دهد.

چنانچه اشتراوس میگوید به نظر کفالوس عدالت عبارت است از باز پس دادن امانت. ۲- عامل حفظ پاک دامنی و کسب اخلاق نیک: ازدواج از نظر اسلام وسیله ای برای پاک دامنی و پاک دامن زیستن است. همچنین کفالوس نمیتواند بگوید که کدام یک از آن ویژگیهایی که نامبرده، ویژگیهای ذاتی و طبیعی عدالت است. مرگ سقراط موجب شد که افلاطون به این نتیجه برسد که حکیم را در مدینه محل و مقامی نیست مگر اینکه حاکم باشد، و این­که وقتی جامعه و فرمانروایان آن ناعادل و از نظر اخلاقی فاسد باشند، فرد عادل نمیتواند زندگی کند. اسپینوزا همچنان به تفکر و تامل و نوشتن ادامه می داد تا اینکه در یک بعد ازظهر در سال 1677 در حالی که اهل خانه به کلیسا رفته بودند و فقط دوست پزشکش بر بالینش حاضر بود، در اثر مرض سل از دنیا رفت.

ولی من در همه این داستانها چیزی راجع به اینکه ابنسینا، جان خودش را برای نجات بیمارانش به خطر انداخته، ندیدم و بنابراین به نظرم باید از پزشکان امروز ما که در این دوران همهگیری کرونا، واقعا از جان گذشتگی میکنند، تقدیر فراوانی شود، به این اعتبار که چیزی بر آن فضایل پزشکی که تشخیص و درمان باشد، افزودهاند که همان از جان گذشتگی و تعهد حرفهای تا پای جان است. اما سقراط می­گوید در بعضی مواقع آنچه به شخص تعلق دارد برای او مضر است.

اهمیت برادران افلاطون در رساله جمهوری و همراهی آن ها با سقراط در این است که آنها از لحاظ اخلاقی درستکار و صادقاند. آنها معتقد بودند قانون ساخته افراد ضعیف جامعه برای کنترل افراد قوی جامعه است. نزدیک ترین افراد به هم می باشند و در مواجهه با مشکلات زندگی به یکدیگر پناه می آورند و رازهای زندگی شان را به یکدیگر بازگو می کنند و نیاز به همدردی را از طرف مقابل احساس می کنند. آنها زندگی نیک انسانی را بدون توجه به سیاست توصیف می­کنند. یعنی از دو فضیلتی برخوردارند که سقراط نیاز دارد از طریق آنها مباحث مهم خود را مطرح و به پیش برد.

به همین جهت میتوان گفت در یونان پیش از سقراط عدالت به مثابه قانون طبیعی تلقی می­شده است. این عرصه، به طیفی وسیع از سوالات می پردازد؛ از چگونه زیستن و «معرفت شناسی» گرفته تا ماهیت بنیادین جهان و جست و جو برای دانش و حقیقت. تغییرپذیری جهان محسوس را از نظریه هراکلیتوس و ثبات جهان معقول را از نظریه پارمنیدس اخذ نمود. با این تفاوت که وی جهان حس را جهان نیستی نمی­داند بلکه جهان محسوس را چیزی بین هستی و نیستی قرار میدهد. بنابراین چیزی که درباره آن میگویند تقریبی و از روی احتمال است.

زمانی که سقراط اعدام شد، افلاطون از خود پرسید کدام نظام سیاسی میتواند شهروند خوبی مانند سقراط را اعدام نکند و کدام نظم و نظام اجتماعی حقیقتاً موطن مردمان خوب است. فیلسوفان پیش از سقراط آن را مکرر در معنای «ذات موجودات» به کار میبردند. به نظر میرسد وقتی پارمنیدس می­گوید حس منشأ توهم است، جهان حس را جهان نیستی می­نامند. معنی اول از نظر زمانی مقدم است ولی هیچوقت تأثیر خود را از دست نمی­دهد به طوری که به نظر یونانیان، قانون هر قدر هم صورت مکتوب به خود گیرد و از طرف قدرت حاکمه پشتیبانی شود، باز هم وابسته به آداب و عادات است.

همچنین تأثیر پذیری افلاطون از افکار این دو اندیشمند در نظریه عدالت مشاهده میشود. نیز از جمله عواملی است که بر فکر افلاطون تأثیر بسزایی گذاشت. هرچه به نظر کسی حق میرسد فقط برای او حق است. از نظر شما فلسفهٔ اسلامی با شاکلهٔ فعلی میتواند نقش آفرینی مؤثری در جامعهٔ اسلامی و در نقطه اوج خود در حد تمدن سازی داشته باشد؟ انسان براي كمال خلق شده است و اسلام براي اين هدف تعديل غرايز را پيشنهاد مي كند؛ يعني پاسخ در حد نياز. گروهی از اهل تسنن عقيده دارند كه نكاح منقطع را پيغمبر اكرم خودش در اواخر عمر ممنوع كرده بود و منع خليفه در واقع اعلام ممنوعيت آن از طرف پيغمبر اكرم بوده است .

در واقع این نسبت باید به گونهای باشد که تصور این چیز با تصور آن چیز همراه باشد. ارسطو در فلسفه سياسى خود، انسان ها را به طور طبيعى، به آزاد و برده تقسيم مى كند، بحث انواع حكومت ها را مطرح مى سازد و از عوامل وقوع انقلاب ها و آفت هاى انقلاب دم مى زند. 4- نهایتاً مقاله راه ها و ابزارهای مورد نیاز برای به اجرا گذاشتن یافته هایش را بررسی می کند. خانم ها توجه داشته باشند كه خداوند در مقابل احكام خويش، غيرت دارد و هيچ گاه راضى به ترك دستورات خود نيست و اصلاً موضوع اين نيست كه بيرون گذاشتن چند تار مو كه مسئله كوچكى است، چه اهميتى براى خداوند دارد بلكه مهم اين است كه چه خداى بزرگى نافرمانى مى شود.

به دلیل آن که مفهوم واژه «طبیعت» نزد یونانیان باستان کاملا واضح نبود، این ابهام به مفهوم «قانون طبیعی» نیز سرایت نمود. اولین فیلسوفی است که در یونان قدیم واژه عدالت را تفسیر نمود. در جواب نوشتم: مساله انسان است. به جای روزنامه نوشتن، فحش نوشتن و انتقادات بیجا کردن، مسلح شدن، برخلاف قانون حرکت کردن، این طور بامسائل اجتماعی برخورد کردند.اینها نشان عدم عمق انسانیت در وجود انسان است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى کنند. وقتی حقیقت عینی وجود ندارد، آنچه در نظر کسی درست است فقط برای فرد او درست خواهد بود.

هر دانشجو موظف است 32 واحد درسی را با احتساب واحدهای پایان نامه طبق برنامه تنظیمی بگذراند . به این ترتیب اخلاق با احساس فرد پیوند می­خورد. هر چند آناکسمیس در این عبارت، واژه «عدالت طبیعی» را به کار برده اما بدون تردیدی مراد وی از «قانون نانوشته» قانون طبیعی بوده است. پیش از دوره رواقیان فیلسوفان یونانی واژهی «عدالت طبیعی» را به جای قانون طبیعی به کار میبردند. در روایات ائمه اطهار نیز به این مسئله اشاره شده که این آیه مربوط به جواز متعه است. پس قانون زور تنها قانونی است که طبیعت میپذیرد.

نکته مسلم این است که ایشان قانون طبیعی را مترادف با احکام عقل میدانستند. این کتاب به عنوان تکلیف دانشگاهی به آنجا ارسال شد و اگر اشتباه نکنم آقای دکتر پورجوادی به من گفتند و یا خود من پیشنهاد دادم که این کتاب را به خدمت دکتر حائری ارسال کنیم تا ایشان نیز ببینند و نظری بدهند. همچنین ایشان طبیعت را به معنای نیروی ذاتی موجود در اشیا و گاهی نیز به معنای اصل و ریشه (منشأ پیدایش) موجودات میدانستند. پس از آن میتوانید یک به یک به هر یک از مبحثهای فلسفه وارد شوید و کتابهای عمیقتری در باب آنها بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید