مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

کامو در سال ۱۹۵۷ به دلیل خلق آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر میپردازد، برندة جایزة نوبل ادبیات شد. پرداختن به اندیشة «سرکشی یا طغیان» ممکن است به کشـف اندیشههایی که به «وجود»، معنایی نسبی میبخشند، کمک کند. کامو ملاحظات اخلاقی و نفسانی را با کاوش روشنفکرانه به هم آمیخت و این ترکیب، او را توانا ساخت، تا به زندگی و اندیشة زمان خویش چیزی مشخص بیافزاید. اکنون سؤالی که مطرح میشود این است، اگر چنین است، یعنی اگر جهان فاقد آن نوع معنا یا فهمپـذیری است که بـرای ما مهم است، پس چـرا شمار آنانی که این فقدان را در مییابند، اینهمه اندکند؟ پاسخ تلویحی کامو این است که آدمیان ماهرانه و مصرانه خود را در زمینة ماهیت واقعی جهان فریب میدهند و ادیان سنتی نظیر مسیحیت و ایدئولوژیهای فلسفی نظیـر مارکسیسم، اسطورههایند که به ما در این فرایند فریب، یاری میرسانند.

کسانی که قائل به گرایش فراطبیعی در اخلاق هستند در درجه اول ایمان به خدا را مسلم فرض میکنند. به نظـر وی پوچی به این دلیل رخ میدهد که جهان توان پذیرش فهم را ندارد. مهمترین دلیل کامو در پذیرش و باور آنچه برگفته شد، به طور عمده آن است که برای توضیح دادن تنوع جهان مادی، یک وحدت جهانشمول، ضروری است و پی بردن به اینکه جهان واجد چنین وحدتی نیست، برای اثبات پوچی کفایت میکند. در زن بايد باور استوار و ايمان عميق ايجاد شود؛ زني كه دل به حق بدهد و انديشه به خدا بسپارد، چگونه ممكن است با خودنمايي، خود را در معرض نگاههاي آلوده قرار دهد و زمينهي لذت ديگران و فساد آفريني را به وجود آورد؟

کامو که این هستی خاکی را یگانه حقیقت میانگارد، بر این باور است که در این جهان تنها انسان اهمیت و معنا دارد و رسالت آدمی چیزی جز ساختن نظمی انسانی نیست. اکنون سؤال این است که اگر جهان نظمی اخلاقی، معنا، جهت یا معیاری برای داوری انتخابها ندارد، پس چگونه میتوان زندگی معناداری داشت؟ به نظر کامو بسیار اندکند، کسانی که میتوانند در عین آگاهی بر بیمنطقی و پوچی زندگی، بیتوسل به گریز یا خودفریبی، با زندگی درآویزند.

جوهر یعنی ماهیتی که برای وجود داشتن، نیازمند موضوع نیست. آیا این تحلیل نیازمند استفاده از قوانین کلی است و آیا دانش تاریخی با کمک شواهد تاریخی موجود به دست میآید؟ استاد حوزه علمیه به ابعاد اجتماعی ماه رمضان به عنوان شاخصه مهم و برجسته در سبک زندگی اسلامی پرداخت و گفت: پیامبر اسلام (ص) در تبیین حقیقت روزه داری، به پرورش روحیه ایثار در انسان و به دنبال آن ورود مستقیم انسان به رفع نیازمندیهای انسانهای نیازمند جامعه اشاره کردند و فرمودند: «وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ ومَسَاکِینِکُمْ»؛ از اموال خود به نیازمندان جامعه انفاق کنید و از آنها غافل نشوید.

در اینصورت در واقع آن تفسیر اسلامی و فلسفی تنازل پیدا می کند و درعین اینکه ایمان را عقلانی می کند، آن را در حوزه حیات اجتماعی، کاربردی و در تصرفات عینی کارآمد می نماید. در سدة بیستم، انتظار تفسیر و تبیین معنای زندگی در فلسفههای تحصلی positivism بیهوده است، زیرا هدف این فلسفه، تعیین ملاک معناداری گزارههاست. مسئلة معنای زندگی در فلسفههای معاصر با رویکردهای به طور نسبی متعارضی مواجه میشود. در تفاوت میان احکام فردی و اجتماعی در فقه باید گفت که حتی احکام فردی هم خالی از جنبه اجتماعی نیستند و نمیتوان انکار کرد که احکام فردى تأثیر غیرمستقیم بر احکام اجتماعى دارد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۷)، اما در زندگى اجتماعى، قوانین، مقررات و آداب خاصی وجود دارد که بسیارى از احکام فردی با آنها جنبه اجتماعی بهخود میگیرند.

کیف نفسانی: به کیفیتی میگویند که تنها در موجودات دارای نفس مشاهده میشود. همچنین اصولی که براساس آنها مسائل یک علم حلوفصل میشود، ممکن است مورد تشکیک قرار گیرد و لازم باشد که قبلاً آنها اثبات گردند وگرنه نتایجی که متفرع بر آنها میشود، دارای ارزش علمی و یقینی نخواهد بود. آلبر کامو جوانترین برندة جایزة نوبل و همچنین نخستین نویسندة زادة قارة آفریقا است که این عنوان را کسب میکند. آلبر کامو (زادة ۷نوامبر۱۹۱۳- درگذشتة ۴ ژانویه۱۹۶۰( نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار الجزایری- فرانسویتبار بود. 3. کامو علوم طبیعی را ابزاری برای کشف و فهمپذیر ساختن جهان نمیداند.

او آگاهانه در مییابد که شعوری ورای جهان نیست و این تنها انسان است که میتواند به زندگیش معنایی ببخشد (کمبر، 2006، 10). به نظر کامو پوچی یعنی درک بیهودگی زندگی و انصراف خاطر از هر گونه موجود متافیزیکی و ارج نهادن به نفس زندگی و مواهب طبیعی آن. هر چند کامو، به تحلیل معنای واژه «معنا» نمیپردازد، اما از سرتاسر آثار وی مشهود است، که این واژه را به معنای «هدف» در نظر گرفته است. به نظر کامو معنای زندگی در عظمت کاملش چیزی نیست مگر زیستن زندگی، صرفاً به دلیل نفس زندگی، در عین بازشناسی جسورانه و بیتزلزل پوچی.

کامو همچنین مجذوب این ایدة کلی بود که زیستن در این جهان، زیستن در تبعید همراه با حسرت وطن گمشده است.او این حسرت و تبعید را به نحو دلکشی در «تابستان در الجزیره» توصیف کرده است (کامو، 1384A، 77). این دو نکته به طور کلی از بررسی و پژوهش کامو دربارة فلسفة فلوطین بدست میآید. داوری در این باره که آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا نه، خود پاسخی است به سؤال بنیادین فلسفه، سایر مسائل حرف است (کامو، 1343، 15). نوشتههای ناب فلسفی کامو در افسانة سیزیف و بیگانه که مسئلة پوچی را با جدیت مطرح و از آن حمایت میکند، و نیز در طاعون که مسئلة شر را به شیوة بسیار جالبی مطرح میکند، خلاصه نمیشود.

بنابراین، استنباط میشود که حجاب امری اجتماعی نیست و حکومت حق دخالت ندارد. اگر فلسفهاي ادعايي داشته باشد كه در زندگي عادي و عرفي عقلاً نميتوان قبول كرد، به حق مورد اعتراض قرار ميگيرد. وضعيت فعلي علم فيزيك اين نكته را به اثبات ميرساند كه وقتي علمي به مرحله پيشرفتهتري نسبت به گذشته ميرسد ممكن است مجدداً از جهت مسائل فلسفي با اشكالاتي روبهرو شود، بهطوري كه دوره استقلال آن علم نه در آغاز تكون و نه در مرحله پيشرفت آن بلكه در فاصله بين اين دو دوره قرار داشته باشد. استـرول، 2008، 178) نگرههای اگزیستانسیالیسم existentialism به لحاظ ماهیت خود دربارة سرنوشت بشر، چالشهای جدی داشته و در برخی موارد نیز نسبت به سایر رویکردهای فلسفی با موضعی انتقادی ظاهر میشوند.

البته او هرگز اثری با این عنوان ارائه نکرد، بلکه مقصود خویش را اغلب در قالب آثار داستانی و رمانهای خود پی گرفت و در متن آثار خود به چالشهای زندگی و اهمیت معناداری آن پرداخت. البته تعریفی است که شما به نقل از کتاب یاسپرس فرمودید اما در این تنگنای فقط من میتوانم بپرسم و بگویم هر چیزی که ما جستوجو میکنیم و به اصطلاح آلمانی یه گزوخت (Gesucht) دارد. البته خداوند صفات بیشمار د یگری هم دارد، اما اند یشه و بعد تنها صفاتی هستند که است که بشر می شناسد. بعد از وی فلاسفه تجربه گرایی چون جان لاك (1632 تا 1704) و دیوید هیوم (1711 تا 1776) قدم در عرصه فلسفه گذاشتند و ملاك و حجیت شناخت را به تجربه حسی دانستند.

کامو در بارة مسئلة خداباوری، به مثابة تنها نقطة مرکزی متافیزیک سنتی، همواره سه امکان را مد نظر قرار میداد: 1.یا خدایی نیست و بشر در جهانی بیاعتنا به نیازهای بشری رها شده است. تز اصلی کامو در عبارت لاتینی معروف از این قرار است :Carpe diem یعنی امروز را دریاب. خداوند به همه ما توفیق دهد تا در شمار این عده قرار گیریم. كلمه «سفسطه» در زبان عربى مصدر ساختگى «سوفيست» است كه اكنون در ميان ما به معنى مغالطه كارى است.

سیزیف با مورسو (قهرمان داستان بیگانه) خویشاوند است. سیزیف شورشی است که پیوسته تمامی نیروی خود را برای تغییر این جهان بی سر و سامان و پوچ به کار میگیرد، زیرا زندگی کردن نه تنها کامجویی، بلکه مبارزه علیه بیهودگی، آشفتگی و ستمگری است. در این صورت منظومة ادراکات یک شبکه خواهد بود که کار آن، شناخت کل جهان در محدودة نیاز ماست و حاصلش این است که اولاً، جهان را هماهنگ بشناسد، سپس به تبع آن موضع گیری ها را هماهنگ کند. به نظر کامو، تمسک به ماورای جهان مادی برای توجیه معنای زندگی، نوعی اهانت به قداست زندگی است.

او از جمله متفکرانی است که در زمینة معنای زندگی دارای آثار متعددی است. او خود آشکارا تأکید میکند «اگر بپذیریم که هیچ چیز معنا ندارد، باید نتیجه بگیریم که جهان بیهوده و مهمل است، اما آیا هیچ چیز معنا ندارد؟ از نظر کامو دلیل عمدة پوچی جهان، خاموشی گران جهان در برابر فریاد آدمی است. پاسخ به این سوالات همچنان دشوار است به این دلیل که همه مقالات، نامهها و نسخههای خطی موجود در دسترس کلرسلیر و بیلت در حال حاضر گم شده اند.

شاید هم به کار متخصصان حرفهای که شغل آنها چنین است و گرنه با این مسائل نمیتوان زندگی آرام و توام با خوشبختی داشت. به عبارت دیگر سیزیف یا مورسوی پوچ مآب (کامو) زیبایی و لذت این دنیای خاکی را نیز میجوید و با سماجت و پشتکار، بهشت و جهنم خود را بر روی همین کرة خاکی میطلبد. این را قبول کنیم. این رخدادها اخباری از خود به جا گذاشتهاند و این اخبار بنیان عقلانی اطمینان ما به گذشته هستند. از نظر عرفا انسان مظهر جامع تمامی اسما و صفات خداوند است و خداوند انسان را آفرید تا مرتبه ظهورجامع خود را در آینه تمام نمای انسان به نمایش بگذارد و آفرینش کامل گردد.

به طور دقیق چه چیزی را مدنظر دارند؟ بنابراین از نظر دکارت، متافیزیک ریشههای درخت، فیزیک با تنه و پزشکی، مکانیک و اخلاق با شاخههای درخت مطابقت دارند. اما فلاسفه جدیدتر، نگاهی مثبت تر به عشق دارند. با وجود آن همه مقامات و مراتبی که داشت، از همه مردم متواضع تر بود.از دوران کودکی تا سن سالخوردگی لحظه ای از تحصیل علم باز نایستاد. رویکرد این متفکر فرانسوی از آن رو حائز اهمیت است که با حذف مقولات متافیزیکی سعی داشته، معنای زندگی را در همین زیست جهان تصویر کند.

دیدگاهتان را بنویسید