معرفی مفصل بیش از 35 کتاب برای شروع فلسفه و فلسفیدن

میتوان در مبانی موجود فلسفیِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت بهوجود میآورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن میکند. از یک سو فلسفه وامدار اسلام است و در نبود اسلام فلسفه در بیراهه ها متوقف میشود و از دیگر سو، اگر تفکر فلسفی به جامعه اسلامی پا نمیگذاشت، کمتر فرصت بسط و تعمیق معارف اسلامی و در نتیجه، امکان حفظ و صیانت از آن بوجود می آمد. به تعبیری که کيرکگارد به کار میبرد، فکر خانهي اوست و بر اساس این فکر زندگی میکند و جانش را هم ممکن است بر سر این فکر بگذارد که نمونهي بارزش سقراط است.

البته در این میان، با ناقدانی از جنس اخباری مسلکان روبرو هستیم که نقد آنان، از درک عمیق فلسفه و زبان حاکم بر آن بویی نبرده است. کلَّ یومٍ هوَ فی شأنٍ» (7) ، می گوید شؤون خداوند غیر از افعال او نیست و حدوث فعل از مبداء تام و ارتباط متغیر به ثابت قدیم، ممکن نیست مگر به نحو دوام و تجدّد(8) ؛ و این همان معنی حرکت جوهری است. روزه یک موهبت بزرگ الهی است که خداوند بر بندگان خویش منّت نهاد و روزه را به عنوان یک فریضه بر آن واجب نمود. تعداد صفحات نسخهی چاپی کتاب 336 صفحه است که با مطالعهی روزانه 20 دقیقه میتوانید این کتاب را در 16 روز بخوانید.

امروزه نیز فلسفه ی تحلیلی در میان انگلیسی زبانان رواج بیشتری دارد و تعداد کسانی که زبان اول آنها انگلیسی است و به فلسفه ی تحلیلی می پردازند بیش از دیگران است. از طرف دیگر، نباید فراموش کرد که سنت فلسفی در طول تاریخ، بر مدار گسترس فلسفه در چارچوب نقد آراء فلاسفه بزرگ و حتی در هم ریختن بنیانهای فلسفی و ایجاد بنیانهای تازه استوار بوده است حتی فلاسفه مسلمان همواره نظراتشان با تطوراتی همراه بوده است. با آنکه دکارت مقصد علم جدید را پذیرفته بود اما تصور میکرد که میتوان با حفظ فلسفه از مسیر ورود ریاضیات به صحنه به این مقصد رسید که البته تلاش او ناکام ماند.

از سوی دیگر، پس از ورود فلسفه به عالم اسلامی، نه تنها فلسفه در معرض پالایش و رشد قرار گرفت و مسائلی از آن جدا و متقابلاً چندصد مسأله به آن افزوده شد، بلکه به حفظ و حراست از میراث فلسفی توجه فوق العادهای صورت گرفت چنانکه به گواهی تاریخ، اگر فلسفه در آغوش عالم اسلامی قرار نگرفته بود، مسیحی سازی فلسفه، و بعدها ساینتیسم، چیزی از میراث فلسفی به جای نگذاشته بود. 5)با آغاز رنسانس، فلسفه سنتی از دو جهت رفته رفته مطرود شد: یکی از آن جهت که تلاش زیادی برای سلب آزادی از فلسفه، به حاشیه کشاندن فلسفه اصیل و آمیخته شدن فلسفه با کلام مسیحی صورت گرفته بود و دیگر آنکه علم گرایی یا به تعبیر درستتر، علم زدگی، نه فقط هدف فلسفه یعنی کشف کنه و حقیقت عالم را بر نمیتافت بلکه منابع و روش فلسفی را مضر به حال علم جدید و مقصد آن تلقی میکرد چنانچه مخالفت با غایتمندی و غایت شناسی به روشنی در افکار امثال فرانسیس بیکن قابل مشاهده بود.

در واقع، حضور پررنگ فلسفه در علوم انسانی اسلامی باب ورود نسبتگرایی در علوم انسانی اسلامی را تا حدود زیادی بسته است هرچند این باب بر حسب ذات علم تجربی، در طبقات رویین علوم انسانیِ اسلامی غیر قابل انسداد است لکن این سطح از نسبیت، علوم انسانیِ اسلامی را در کشف و حل مسأله زمین گیر نمیکند. با این حال، فلسفه آمده تا در زندگی مردم حضوری مؤثر داشته باشد و باید دید که این حضور مؤثر چگونه قابل تعریف است. با این حال، نباید فراموش کرد که علوم انسانیِ اسلامی را میتوان به طبقات یک برج تشبیه کرد که پی ساختها و طبقات زیرین این برج در قلمرو فلسفه و کلام و طبقات دیگر بر حسب قواعدی روشن وارد قلمرو فقه، اخلاق، تاریخ و دانش تجربی میشود؛ با این تفاوت که این طبقات به یکدیگر راه دارند و گاه مشترکاً میزبان یک یا مجموعه ای از مسائل میباشند.

مسائل بنیادی شاخههای اصلی زندگی و جامعه مثل حکومت، اقتصاد، شأن مردم، شأن انسان باید در فلسفه پاسخ پیدا کند تاریخ فکری جامعه ما شاهد حضور متفکران و فلاسفه بزرگی است که با تلاش خویش زیرساختها و بنیانهای فکری فلسفی ما را بر اساس آموزههای اسلامی پایهگذاری کرده و مجموعهای غنی از اندیشههای ناب فلسفی به میراث گذاشتهاند. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت هاى اجتماعى دور نمى کند، بلکه زمینه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى بخشد.

توافق آگاهانه اعتماد میان حرفه پزشکی و مشتریانش را افزایش می دهد، مردم را از معالجه غیرضروری و تشریفات پزشکی زاید رها می سازد، با بالا بردن امکان اینکه بیمارات بر موفقیت آمیز بودن نتیجه معالجه تاثیر می گذارد و تضمین می دهد که بیماران با زور و دوز و کلک وادار به مشارکت در پروژه های آزمایشگاهی سودآور تجاری نمی شوند. نه دیگر امکان صحبت کردن از فقه پویای شیعی وجود داشت و نه اساساً چشم اندازی برای تجدید حیات دینی قابل ترسیم بود. چه بسا اگر استاد شهید مطهری در قید حیات بودند با جسارت و نبوغی که در ایشان وجود داشت راه استاد خود علامه طباطبایی را ادامه میدادند و چهره تازهای از فلسفه اسلامی را نمایان میساختند اما دریغ از حضور نوابغی مانند ایشان.

در واقع در فلسفه صدرایی هیچ آموزهای نیست که در معرض اثبات عقلی قرار نگیرد و به صرف آنکه نقلِ معتبر است پذیرفته شود هرچند پذیرفتن یک نقل معتبر، با همه لوازم آن، میتواند تابع یک اصل کلان عقلی باشد اما به هر حال کار فلسفه اقامه برهان است و هرکجا برهان نباشد فلسفه هم حضور ندارد. به نظر من، هرچند فلسفه قرار نیست لایه بنیادین حضور خود در عرصه معرفت و علم را نادیده بگیرد اما میتواند در خیلی از لایههای دیگر معرفت و علم امتداد پیدا کند. برخی از مخالفان فلسفه اسلامی، آن را شامل مطالب کفرآمیز می دانند؛ برخی نیز فلسفه را مانند دیگر دانش ها سودمند می دانند؛ اما بر این باورند که فلسفه در معرفت دینی ما مؤثر نیست و نباید متون مقدس دینی را با مبانی فیلسوفان، تفسیر کرد.

علیهذا بحث «سیر فلسفه در اسلام» شامل چهار قسمت است: امور عامّه، الهیات بالمعنى الاخص، مباحث نفس، منطق. آیا وقایع معین در شرایط خاص حتما رخ میدهند؟ جوامع فاقد ریشههای عمیق فکری و فلسفی در تاریخ خودشان، در برابر تندبادهای ویرانگر تمدنهای رقیب سست و لرزان خواهند بود و در نهایت راهی جز تسلیم ندارند، جوامعی هم که در تاریخ تمدن خود دارای فلسفه بودهاند ولی آن را نمیشناسند یا به کار نمیبندند، شرایط چندان بهتری از جوامع قبلی نخواهند داشت. بحث اصلی اخباریها این بود که از ادله اربعه تنها سنت دارای حجیت است و راه فهم قرآن فقط از سنت می گذرد.

رزریکوسی باور برادری در همه جهان را دارد و ادعا میکند دارای خرد باطنی است که از عهد عتیق به آنها رسیده است. فلسفه مختص خواص است ولی دین برای خواص و عوام هر دو است. ابنسینا در شرح و تبیین این نظر ارسطو در کتاب برهان شفا، انواع تعلیم و تعلم (صناعی، تلقینی، تأدیبی، تقلیدی، تنبیهی) را توضیح میدهد و براساس نظر ارسطو برای تعلیم و تعلم نوع دیگری نیز در نظر میگیرد و آن تعلیم و تعلم ذهنی یا فکری است. یعنی یکی از راههای کاربردیسازی پایاننامهها همین است.

دیدگاهتان را بنویسید