مفهوم ، فلسفه و فوايد حجاب

امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. هر بخشی از فعالیتهای اجتماعی که دارای اهمیت و جدیت است باید از جلوهگریهای جنسی دور باشد؛ این مسئله حتی در جوامع غربی نیز به خوبی قابل مشاهده است یعنی پوشش زنان در کارخانهها با آنچه در سطح جامعه و مثلا فروشگاهها دیده میشود کاملاً متفاوت است. پوشش در حالت ستر صلاتی در هر حال واجب است. شاید عنوان این کتاب مخاطب را به اشتباه بیاندازد و گمان کند با یک کتاب فلسفی با مفاهیم سخت و پیچیده روبهرو شده است.

ملاک فردی و اجتماعی بودن، ذاتی نیست و بحثی که فردی است، میتواند جنبه اجتماعی هم پیدا کند. بنابراین، جنبه فردی دارد. فلسفه پوشش برای بانوان چند محور مشخص دارد که عبارتند از: محور خانوادگی، روانشناختی و اجتماعی. البته، همانگونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همهٔ مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. رابعاً خودنمایی که نقطه مقابل حجاب است یک مراتبی دارد و نسبت به هر مرتبهای یک مسائل شرعی وجود دارد، چه کسی گفته که ما اگر افرادی را به حجاب الزام کردیم و اینها از حیث لجبازی با الزام حجاب از حجاب ناقص استفاده کردند، آیا میتوان گفت این حجاب ناقص نسبت به حجاب کامل هیچ فایدهای بر آن مترتّب نیست؟

یعنی ما بنیاد محکمی برای اخلاق داریم که بر آن ساختمانی نسبی ساخته شدهاست. عدد: به کمی میگویند که در بین اجزای آن نمیتوان یک حد مشترک پیدا کرد. طبق تعریف نوین فلسفه شاید بتوان سقراط را به عنوان اولین شخصی معرفی کرد که در چنین جایگاهی به طرح سوال و مباحثه در مورد مفاهیم بنیادین هستی پرداخت. خطاب به فرزندش میفرماید: اولین چیزی که بر تو واحب است این است که به اصول دینت بپردازی و با ادلّه قاطع پایههای اعتقادی و یقین به خالق خودت و انبیاء و اولیائش را محکم کنی زیرا که تو مانند حیوانات بیهدف نیستی.

وی بر لزوم تقویت عفاف و حجاب در جامعه تاکید کرد و گفت: یکی از راهکارهای تقویت عفاف و حجاب در جامعه تبیین موضوع برای جامعه به خصوص قشر عظیم بانوان است. حجت الاسلام داودی خاطرنشان کرد: یکی از کارکردهای مهم حجاب در حوزه اجتماعی است، زیرا توجه به این مهم انسان را از معاشرتهای بی بندوبار محفوظ میدارد و بر تحکیم نظام خانواده افزوده و از انحلال کانون محکم زناشویی جلوگیری و امنیت اجتماعی را فراهم میکند. شاید باید همه این حرف ها را گذاشت برای دنیای آدم بزرگ ها و بی خیال همه این چیزها زندگی کرد و اگر وقتش بیاید، عاشق شد.

به گزارش خبرگزاری بسیج از استان چهارمحال و بختیاری؛ حجت الاسلام داودی با گرامیداشت هفته عفاف و حجاب، گفت:حجاب یک اصل مهم در زندگی بشری به شمار میرود، چرا که رعایت آن موجب میشود تا جامعه از آسیبهای اجتماعی دور بماند. پس جوهر، یعنی همان امری که حرکت برای آن اتفاق می افتد، یعنی متحرک، باید در خود ثابت باشد تا حرکت تحقق یابد. ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

ایشان گفتند که ماهیّت ایمان صرفاً قلبی است در حالیکه ما روایات متعدّد داریم که عمل را جزء ایمان یا اصل ایمان حساب کردهاند. او توصیه نیکولو ماکیاولی (1527-1469) برای دروغ گفتن به دوستان خود را رد کرد، زیرا از نظر او دوستی مقدس و بزرگترین لذت زندگی است. برای نمونه، دانش گیتیشناسی (فیزیک) دربارهٔ پیکرههای مادی از آن جهت که جنبش و ایستایی دارند و دانش زیستشناسی دربارهٔ هستارها از آن رو که زندگی دارند، به پژوهش و بررسی میپردازد؛ ولی در فلسفه فراگیرترین چیزی که بتوان با آن سر و کار داشت، یا همان هستی؛ زمینه اندیشه جای میگیرد؛ به گفتار دیگر، در فلسفه، بن هستی به گونه بیکران و دور از هر گونه بند و پیشوند و پسوندی بهمیان میآید.

این سنت، فلسفه تاریخ را از دیدگاه معنا و زبان مورد بررسی قرار میدهد و دانش تاریخی را ساخته تفسیر رفتار و تجربه معنادار انسان میداند. در بخشی از این مطلب به نقل از مقام معظم رهبری آمده است: «فلسفه اسلامی ـ همانطور که شما فرمودید و درست هم گفتید ـ فقه اکبر است، پایه دین است، مبنای همه معارف دینی در ذهن و عمل خارجی انسان است، لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد. شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «أَ لَا تُخْبِرُنِی عَنِ الْإِیمَانِ أَ قَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ فَقَالَ الْإِیمَانُ عَمَلٌ کلُّهُ» آنطور که در این روایت آمده است همه و کل ایمان عمل شمرده شده است.

آزادی یک جذبهای دارد که همه به آن کشش دارند. پژوهش حاضر مسئله حجاب را از نظر فردی یا اجتماعی بودن آن و با رویکرد توصیفی-انتقادی و تحلیلی بررسی میکند. احادیث مختلفی مانند پوشش زنان سالخورده، آغاز وجوب حجاب پس از بلوغ یا چگونگی حجاب در برابر اقسام خاصی از مردان یا کودکان نابالغ نیز به مسئله حجاب اشاره دارند (بیهقی، بیتا، 2/226؛ حرعاملی، ۱۴۰4هـ.ق، 2/225). در متون فقهی، حجاب با عبارت ستر آمده است (جوهری، 1407هـ.ق؛ ابنمنظور، 1410هـ.ق؛ زبیدی، 1414هـ.ق). برخی از فقها میگویند: «الحجاب ما حَجَبَ بِهِ شیءٌ عَن شیءٍ؛ حجاب آن چیزی است که بهواسطه آن چیزی از چیزی مانع قرار گیرد» (فراهیدی، 140هـ.ق). براساس این تعریف، روشن است که نباید در تعریف چیزی از خود آن یا مشتقات آن استفاده کرد تا مصادره به مطلوب رخ ندهد.

درباره وجوب پوشش زن در میان هیچیک از مذاهب اسلامى تردیدى نیست. عقاید دینی و احکام الهی متوقف بر باور است که امری قلبی است و امور قلبی قابل تصرف نیست و با منع، اکراه و اجبار حاصل نمیشود و قابل تخصیص و تقیید نیست. اسلام یک آیینی است که مبنای زندگی انسان را بر محور ایمان قرار داده است، ایمان هم ماهیتاً یک امری مرتبط به قلب است کما اینکه در قرآن نیز آمده است «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یدْخُلِ الْإیمانُ فی قُلُوبِکمْ» و بر اساس این دو مقدّمه اولاً سردمداران جامعه اسلامی باید مشخص کنند که قرار است به ظاهر اهمّیت دهند یا به باطن و انسانسازی برای آنها اهمّیت دارد؛ اگر به دنبال ظاهرسازی هستند بروند سراغ الزامات حکومتی و اگر قرار است ایمانها را تقویت کنید باید سراغ ایمان بروید نه ظاهرسازی و الزامات حکومتی!

بخش پنجم کتاب به منطق قدیم و جدید اختصاص داده شده و در بخش ششم در باب معنای زندگی و تأثیر فلسفه بر زندگی بحث میشود. اگر خودنمایى، آرایش و تحریک در اجتماع رواج یابد و روابط جنسى در غیر محیط خانواده میسر شود، هیچ وقت جوانان مشکلات ازدواج را نمیپذیرند و به آن تن نمیدهند و خانوادههاى تشکیلشده نیز متزلزل میشوند؛ زیرا مردان با دیدن زنان بىحجاب تحریک میشوند و در نتیجه کانون گرم خانوادگى سرد میشود و محبت در خانواده جاى خود را به تنفر میدهد؛ زیرا همسر قانونى، رقیب و مانع روابط جدید جنسى به حساب میآید.

شاید مراد عکس آن باشد. ملاصدرا که این نظریه را پذیرفته و با جهان شناسی مشّائی (آمیخته از اندیشه ی ارسطو و افلوطین) پذیرفته شده در عالم اسلامی، مبتنی بر سلسله عقول و نفوس و افلاک و سرانجام عالم ماده که جهان محسوس ماست، انطباق داده است، عالم محسوس را موضوع علم طبیعت می داند؛ و عالم محسوس یعنی نفس حرکت یا متحرک از حیث متحرّک بودنش( یعنی از حیث وجود یافتن در عالم محسوس که عالم حرکت است) و نه از آن حیث که در علم خداوند، یعنی در عقل که نخستین صادر از ذات خداوند است، وجود دارد؛ چرا؟

دیدگاهتان را بنویسید