مفهوم و ضرورت کارآمدی فلسفه :: بسم الله الرحمن الرحیم ؛ «فقه جامع نظام ولایی

علیرغم اهمیت و کاربردهای فراوان فلسفه، افراد زیادی را نمی بینیم که به مطالعه ی آن علاقه داشته باشند یا اصول آن را در زندگی خود به کار بگیرند. چنانکه عرض کرد، یک سری عقاید درستی مثلا در مورد غربزدگی هم داشت، میدانید که اصطلاح و لغت غربزدگی را اولین بار ایشان به کار برد و جلال آل احمد از ایشان وام گرفته است. وونت: کار اساسی فلسفه متحد ساختن تمام معرفتهایی است که از راه علوم مختلف بدست میآیند تا به این ترتیب مجموعهای واحد و پیوسته ایجاد شود.

از آن جایی که منطق و استدلال، سنگ بنای فلسفه به شمار می آید، وقت گذاشتن برای مطالعه ی آثار در مورد این موضوعات، می تواند به ما در تبدیل شدن به متفکری بهتر و تکامل توانایی هایمان در استدلال کمک کند. هر چه بیشتر مطالعه کنید، نگرش شما چندوجهی تر می شود نوع استدلال شما نیز مستحکم تر. به شکل ساده می توان فلسفه را «عشق به خِرد» در نظر گرفت.

فلسفه ما را کنجکاو می کند. تنها در زمانی که در مورد چیزی حیرت و شگفتی داریم، به جست و جو برای یافتن پاسخ پرسش هایمان می پردازیم. مؤلف چنانکه خود در پیشگفتار کتاب اشاره کرده است، همچون برخی از خاورشناسان و محققان غربی، نقش فلسفی مسلمانان را تنها انتقال فلسفه یونان در دورانی از تاریخ فلسفه نمیداند. دانش پیش انگاشتههایی دارد که پیشتر در فلسفه بررسی شدهاند. در واقع، مدعای ایشان این است كه هركسی كه به این گزاره اعتراف دارد بی آنكه خود توجه داشته باشد، واقعیت مذكور را واجب بالذات در نظر گرفته است و گرنه امكان نداشت كه به این گزاره به طور بدیهی اعتراف كند به نحوی كه انكار آن مستلزم انكار واقعیت باشد و به تناقض بینجامد.

ایشان نه گذاشتند و نه برداشتند و فرمودند تو خودت آنجا نعم البدل من هستی- با کمال شرمندگی من این حرف را نقل نکردم جز برای بیان عظمت روحی این مرد – با آن ظاهر به تعبیر برخی خشن و به تعبیر من محتشم، واقعا درونشان یک پارچه صفا بود. با توجه به نقل قولهای مختلفی که علامه جعفری در کتابهای خود از نویسندگان اصلی جریان پوچی جهان، آلبر کامو و فرانتس کافکا در تأیید مدعای بحثها آورده میتوان گفت منظور ایشان از گروههای غربی مورد اشاره در گروه سوم چه بسا این ۲ نویسنده بزرگ باشد. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می کرد، حضرت زهرا(ع) برای دفاع از خود به همراه عده ای از زنان با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود، به طرف مسجد رفت، و یا حضرت زینب(ع) که بعد از شهادت امام حسین(ع) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت.

به بیان ساده، تخنه در میان یونانیان بیشتر به معنای واژه «فن» در زبان فارسی نزدیک است و تمامی تولیدات انسانی را در بر می گرفته است. اگر فرض کنیم که دو فرد از واجب تحقق یابند یا در همه اوصاف مشترکند که خلف میشود و فرض دو واجب معنا ندارد و یا در امری مختلفند که سبب نیازمندی میشود، پس تنها یکی واجب الوجود خواهد بود.(۶۴) اما فارابی در الواردات القلبیه بیانی دارد که تأثیرپذیری او را از بیان علی(ع) آشکار میسازد. در بسیاری از موارد، عشق سبب جدایی و فساد می شود و نفرت سبب پیدایش. اما این نگرش، بسیار از حقیقت دور است چرا که حتی پایه ای ترین درک از فلسفه نیز می تواند نوع جهان بینی ما را به شکلی قابل توجه تغییر دهد.

در خواندن این کتاب به عنوان یکی از کتاب های مقدماتی فلسفه شک نکنید. کتاب اخلاق نیکوماخوسی اثر یکی از بزرگترین فرزانگان عهد باستان، «ارسطو» است. مطالعاتی كه درباره چگونگی اخلاق و كردار اسكیموها، اقوام بدوی و قبایل وحشی آفریقا و استرالیا و یا ادیان مختلف صورت میگیرد، مربوط به قلمرو اخلاق توصیفی است. چنان که امام صادق(ع) شرط درک ظهور و قرار گرفتن در خیمه امام زمان(عج) را اخلاق و ورع (تقوای بالا) برشمرده اند. امّا سقراط، عشق را عشق به چیزی میداند که هنوز به دست نیامده است.

پس از مرگ میخائیلوف، داستایفسکی تعریف میکند که افسر نگهبان چهگونه وارد میشود. اکنون سؤال این است که اگر جهان نظمی اخلاقی، معنا، جهت یا معیاری برای داوری انتخابها ندارد، پس چگونه میتوان زندگی معناداری داشت؟ به نظر کامو بسیار اندکند، کسانی که میتوانند در عین آگاهی بر بیمنطقی و پوچی زندگی، بیتوسل به گریز یا خودفریبی، با زندگی درآویزند. جمادی تاکنون برای دو کتاب «زمینه و زمانه پدیدارشناسی» (۱۳۸۵) و «سیری در جهان کافکا» (۱۳۸۲) جایزه کتاب سال را برده است.

مسأله دیگر این است که بنده در سال 1345 شمسی که از دبیرستان فارغ التحصیل شدم، به دانشکده الهیات رفتم. سه یا چهار هفته رفتم درس منظومه. اینگونه از آثار می توانند متراکم باشند و شاید نیاز باشد که یک جمله، متن یا صفحه را بیش از یک بار بخوانیم تا به شکلی کامل متوجه منظور فیلسوف بشویم. آیا تصادف می تواند، مجموعه ای بی نهایت منظم و سازمان یافته و مرتبط با هم را ایجاد کند؟ و بر همین مطلب دلالت دارد آنچه صفدیّ در شرح لامیه العجم ذکر کرده که چون مأمون عباسی با بعضی از پادشاهان نصاری صلح کرد ـ گمان میبرم که پادشاه جزیره قبرس باشد ـ از آنها طلب کرد که مخزن و کتابخانه کتب یونان را در اختیار او بگذارند ـ و آن کتابها در خانهای جمع بوده و هیچ کس از آن خبری نداشت ـ.

از عقاید اوست که: نور فاعل خیر است به اختیار و ظلمت فاعل شر است به اضطرار. شاید علت اصلی شگفت انگیز بودن فلسفه این نکته باشد که هر کس می تواند به شکل مطلوب خودش، آن را در ذهنش شکل دهد: در فلسفه، چیزی را که دیگران درباره ی موضوعی مشخص بیان کرده اند، درک می کنیم و سپس خودمان تصمیم می گیریم که آیا آن گفته ها درست هستند یا خیر. که البته این سخن به هیچوجه نمیتواند صحیح باشد و توضیح آن پیشتر در تفاوت علم و فلسفه ایجازاً بیان شد.

چگونه میتوان میان دین و دانش جدایی افکند؛ در حالی که قرآن در موارد بسیاری بر دانش تکیه میکند، و کافی است بدانیم که ماده علم با تمام مشتقاتش 779 بار و ماده عقل، 47 بار و ماده فکر18 بارو ماده لبّ 16 بار و نذیر 4 بار در قرآن وارد شدهاند. او پس از طرد شدن به ایجاد مذهب جدیدی پرداخت که اساس آن از مسیحیت اقتباس شده با این تفاوت که کلام الله بودن قسمت عمده عهد عتیق و یک قسمت از عهد جدید را انکار میکند.

او از بزرگترین مدافعان مسیحیت در مقابل مخالفین و اهل بدعت به خصوص پیروان مرقیون، بود. هنگام ارائه این قوانین به ملکه در ساعت 5:00 صبح در 1 فوریه 1650، او دچار سرماخوردگی شد و به سرعت به ذات الریه مبتلا شد. شالودهی علم مدرن را تشکیل میدهند که از آن زمان تا کنون توضیحات مستدلی در خصوص این سوالات بنیادی ارائه کردهاند. آیا با استدلال ارائه شده موافق هستیم؟ هنگام خواندن فلسفه، با نقطه نظرات و نگرش هایی متفاوت (و برخلاف جریان غالب) رو به رو خواهیم شد. در حالی که خواندن یک صفحه از کتابی غیرفلسفی ممکن است چند دقیقه از شما زمان بگیرد، فهم کامل یک صفحه از اثری فلسفی ممکن است به زمانی بسیار بیشتر نیاز داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید