نظام اخلاقی اسلام عقلانی وحیانی است

تعریف و مصادیق اخلاق اجتماعی را بیان کنید؟ تعریف و مصادیق اخلاق فردی و اجتماعی و تفاوت میان آنها چیست؟ در تفاوت میان اخلاق فردی و اجتماعی باید گفت؛ نمیتوان انکار کرد که اخلاق فردى نیز تأثیر غیر مستقیم بر مسائل اجتماعى دارد. همان طور که در زبان عامه مردم نیز شایع شده دو نوع اخلاق ( اخلاق خوب و بد)داریم .اخلاق خوب ( فضیلت ) مثل صفت سخاوت از فرد سخاوتمند و صفت شجاعت از فرد شجاع حالت نفسانی است که انسان را بسوی کار خوب می کشاند و اخلاق بد ( رذیلت ) حالت نفسانی است که انسان را بسوی کار بد می کشاند.

کمال­گرا چیزی را اخلاقی میداند که باعث تحقق نفس و تکامل او شود، یعنی استعدادهای داخل نفس او به فضیلت برسد، در مقابل کمال، نقص نفس است یعنی به فضیلت نرسیدن قوههای انسان و هرچه باعث آن شود، ضدّ اخلاقی شمرده می­شود. در صورتی که الزام شرط باشد، چه طور با اختیار و آزادی انسان قابل جمع است؛ و حال آن که آزادی و انتخاب از جمله شرایط بنیادین و اساسی یک عمل اخلاقی به شمار می رود؟ در این صورت، منظور از «اخلاق»، «علم اخلاق» است و در آن ا زملکات و صفات خوب و بد و ریشه ها و آثار آن سخن گفته می شود و منظور از اخلاق، «مجموع قواعدی» است که رعایت آن ها برای نیکوکاری و رسیدن به کمال لازم است و قواعد اخلاق، میزان تشخیص نیکی و بدی است بی آن که احتیاج به دولت باشد.

بیتوجهی سازمانها به این حقوق و عدم رعایت اصول اخلاقی در برخورد با ذینفعان بیرونی، میتواند مشکلاتی را برای سازمان ایجاد کند و مشروعیت سازمان و اقدامات آن را موردپرسش قرار داده، درنتیجه سود و موفقیت سازمان را تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً در مکتب کانت، اگر انجام کاری فقط برای اطاعت از حکم عقل و ندای وجدان باشد ارزشمند است، اما اگر اطاعت از حکم عقل، همراه با ارضای عواطف باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت، بنابراین، فداکاری مادر برای فرزندش، از آنجا که برای ارضای عواطف مادر است، عملی بی ارزش است.

بر این اساس مکتبی فلسفی به وجود آمده است به نام مکتب کثرتگرایی که شعبههای مختلفی دارد؛ هم در سیاست مصداق دارد و هم در دین و هم در بسیاری از رشتههای دیگر از معارف بشری. تخریبهای نامعقول و سرتاسری توسّط بمبارانها همه به منزله روشهای عادّی و معمولی در جنگ به کار برده میشدند. از این رو ، مشاهده می کنیم که جنگ هاى او همگى براى اهداف والاى انسانى بوده و به منظور تحقق انسانیت انجام می شده است . این در حالی است که انسان با ترک آن به جنگ خداوند می رود. ترس و اضطراب با وسعت و شدّت بیشتری در جنگ دوّم جهانی سراسر دنیا را فرا گرفت.

سپس این مرد از طرف راست پیغمبر درآمده، برای مرتبه دوّم سوال خود را تکرار کرد. در این مرتبه هم باز همان جواب را شنید ولی تردید وی بعد از سه بار جواب دادن پیغمبر برطرف نشد. این ذغال ابتدا کمی دارای حرارت شده و هنگامی که دمیدن آتش در این ذغال تکرار شد، کمکم خود این ذغالی که ابتدا سرد و سیاه بود به صورت پاره آتش نورانی و داغ درآمده که باز به اشیاء دیگر نور و حرارت میبخشد. همینطور اگر انسان عمل رذلی را تکرار کند، کمکم صفت رذیله را که قبلاً نداشته در وجودش استوار میگردد.

دولتها به هنگام جنگ همه بیعدالتیها و تعرّضاتی را که کوچکترین آنها در زمان عادّی موجب بیآبرویی است را مجاز میدانند. برای این منظور دولتها نه تنها در مقابل دشمن به مکر و حیله متوسّل میشوند بلکه از گفتن دروغهای عالمانه و عمدی نیز خودداری نمیکنند. اخلاق زیستمحیطى نیز احکام ارزشى حاکم بر مناسبات انسان با طبیعت (گیاهان، حیوانات، مراتع، جنگلها و آبها) را بیان میکند. مراد از اخلاق اجتماعى؛ ارزشها و ضدارزشهاى حاکم بر رابطه فرد با سایر انسانها میباشد؛ مانند معاشرت نیکو، عدل، احسان، حسد و تکبر. ولی در زندگى اجتماعى؛ قوانین، مقررات و آداب خاصّى، ضرورت مییابد که بسیارى از آنها در زندگى فردى مطرح نمیشود؛ لذا اسلام -به عنوان دین خاتم- کاملترین و عالیترین برنامه زندگى را درهر دو بعدِ فردى و اجتماعى به ارمغان آورده و عمل بدان به طور قطع سعادت فرد و اجتماع را تأمین میکند.

به بیان دیگر، شرط لازم دین باوری و دین ورزی آن است که شرایط لازم برای تعقل مستقل و آزاد در جامعه تأمین و تضمین شود. به طوری که ملاحظه شد تزویر و دروغ به طور بیسابقهای در جنگ جهانی رایج بود. اخلاق بر اساس معنای اصلی و ریشه لغوی اش مربوط به آن دسته صفاتی می شود که در نفس راسخ و تثبیت شده است، به طوری که صاحب آن صفت بی درنگ کار متناسب و متناظر با آن را انجام می دهد؛ ولی در تعریف اصطلاحی، دانشی است که صفات نفسانی خوب و بد و رفتارهای متناسب با آنها را معرفی می کند و شیوه به دست آوردن صفات خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات بد و کردار ناپسند را نشان می دهد.

انسان های خشن و بد اخلاق تنها و بدون دوست می مانند. بر این اساس، علم اخلاق مشتمل بر حوزههای مختلفی خواهد بود؛ مانند اخلاق بندگى، اخلاق فردى، اخلاق اجتماعى و اخلاق زیستمحیطى. بخش پايانى كتاب نيز عنايت علمى و عملى فرزانگان بشرى به اخلاق را مورد ارزيابى قرار مى دهد. آری فقط افراد مومن میتوانند حائز فضائل و سجایای اخلاقی گردند، زیرا در تعالیم عالیّه اسلام شرط اوّل ایمان، تخلّق به فضائل اخلاقی قرار گرفته است و رهبران دینی در غالب بیانات خود این حقیقت را به افراد با ایمان گوشزد کردهاند. این گونه موضوعات در فرا اخلاق مورد بررسی و موشکافی های دقیق قرار می گیرند.

بعضی از نویسندگان این تمایز را ضروری می دانند. همچنین نمیتوان گفت که ما در حال حرکت به سوی اجماعی در این اصول هستیم؛ برای مثال در موارد سقطجنین، اوتانازی، خودکشی به کمک پزشک، و همجنسگرایی، اختلافنظر گسترده و عمیقی هم در مورد مجاز بودن چنین اعمالی و هم در مورد اصول اخلاقی که تصور بر آن است که آنها را مجاز یا پذیرفتنی میکند، وجود دارد. کنایه از این که ایمان به کمک این دو نیرو ضامن اجرای مصالح و کفر با قدرت این دو عامل موجب پدید آمدن مفاسد است.

رسالت انسان، کمک و همیاری به نیازمندان را تداعی میکند به هر اندازه که انسان حقیقت جو در این امر خیر همیاری کند، درجه صدات و عزتاش افزوده میشود. این، یک نوع شذوذ روانی است که در برخی افراد یافت میشود، به گونهای که همواره میل دارند در رفتار و کردار، و حتی طرز پوشیدن لباس و نحوه زندگی، برخلاف متعارف عمل کنند و خود را انگشتنما سازند. آنها اگر بتوانند از کیفر فرار کنند به هم نوع خویش به وسیله دروغ، فریب، بهتان و افتراء آزار میرسانند.

خداوند پیامبران را فرستاد که مردم را به نعیم ابدی بشارت دهند و به ثواب الهی دعوت کنند و از عذاب خدا که ناشی از خطاها و گناهان است بیم دهند. پیشینه علمی: برای بررسی و تحقیق این موضوع از کتابهایی استفاده شده است که در ضمن آن درمورد موضوع بحث شده است که عبارتند از سیره نبوی از دلشاده مصطفی ،آداب زندگی پیامبر را از طباطبایی، سیدمحمد حسین، شیوه های پیامبر اعظم در دعوت اسلام از فهیمی اکبر و از اینترنت هم استفاده شده است.

» با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت کن و با آنها با نیکوترین وجه، مناظره نما. هر کار یا خصلت و خوی را که در جهت کرامت او باشد و بر ارج انسانی اش بیفزاید و او را به خدا نزدیک تر کند، کار و خصلتی روا و پسندیده میشناسد و هر کار یا خصلت و خوی را که بر کرامت انسانی او آسیبی وارد کند و او را در راه تقرب به حق ناتوان گرداند، کار و خصلتی ناروا و ناپسند میشمرد و از آن میپرهیزد. این سؤال، زیربنای بسیاری از مفاهیم و مطالب مطرح شده در موضوع اخلاق است.

سعادت انسان در دو جهان، به کمالات وی بستگی دارد.مسأله «فوز» (نیل به هدف) و «فلاح» (رستگاری از وابستگیهای دست و پاگیر) که در قرآن مطرح گردیده است، هدف از اخلاق و آراسته شدن به اخلاق کریمه را نشان میدهد. چه انسان همیشه در اعتبار قواعدی که سرچشمه آن را نمیداند شک میکند. بنابراین، وقتی از “اخلاق اسلامی” سخن می رود،این اخلاق باید به دو قید مقید باشد: اول آنکه، در قلمرو اخلاق مجاز باشد، یعنی اعتبار اصول اخلاقی آن مستقلاً قابل تحقیق و تصدیق باشد.

اگر بر این بساط آشفته هوس های ثروتمندان و زورمندان را بیفزاییم دشواری بیشتر می شود. همان طور که گفتیم کودک تربیت را می بیند و بر اساس انچه که دیده تربیت می شود. ولی آن قدرتی که ملکه اخلاقی برای شخص ایجاد میکند که به طور خودکار فضایل و سجایای اخلاقی از وی بروز کند، نیروی ایمان و تربیت دینی است. قدرتِ نیرومند ایمان است که میتواند محرّک شخص در ارتکاب کردار نیک باشد تا با تکرار آن عمل نیک ملکه اخلاقی در فرد به وجود آید. ثانیاً تکرّر عمل نمیتواند ملکه نفسانی و سجیّه اخلاقی در انسان ایجاد کند.

آنها میگویند طرز ایجاد فضائل اخلاقی و حصول ملکات نفسانیّه به تکرّر اعمال است. در این باره علمای اخلاق، دو نظریّه را اظهار داشتهاند؛ یکی تکرّر اعمال نیک و دیگری تقیّد و ایمان به یک دین و برنامه آسمانی کامل. آیا نهادهای تربیتی ما در درونی سازی ارزش ها، روش ها و ساز و کارهای درست و جذابی دارند؟ گویا از عدم توجّه او تعجّب کرد و فرمود: آیا نفهمیدی چه گفتم؟ آیا قلمرو فلسفه اخلاق منحصر به مطالعات هنجاری و تحلیلی است؟ کسانی که به پروردگار ایمان دارند و به وظایف خود عمل میکنند و از حدود فضیلت و اخلاق که مرز تعالیم الهی است تجاوز نمی کنند، اگر احیاناً در موردی هم دچار لغزش شوند و از برنامه مذهب تخلّف نمایند ناراحت میشوند.

دیدگاهتان را بنویسید