نقش و وظایف والدین در تربیت اطفال و نوجوانان

•کنش، رفتار اخلاقی، انجام عمل خوب و ترک عمل بد. والدین نباید از كنار كار خوب فرزند، هر چند در نظر آنان كوچك و ناچیز باشد، با بى توجهى بگذرند؛ بلكه بجاست آنان را به خاطر كار خوب تشویق كنند، كردارشان را زینت دهند و بزرگ بنمایانند. نکته مهم برای ایجاد رابطه با نوجوانان و جوانان این است که مانند پیامبر اکرم (ص) «طبیب دوار؛ پزشک سیار» (۳۳) باشیم و خود به سراغ بیمار برویم؛ نباید انتظار داشت که جوان به سراغ ما بیاید. کانت در این مورد عقیدة دیگری داشت.

ارسطو بر این باور بود که انسان به طور دائم در نظر خویش “خیر” را بر میگزیند، هر چند ممکن است در اثر جهل و عدم شناخت کافی، شرّ واقعی را خیر بپندارد و بر عکس شرّ مورد نظر او، خیر واقعی باشد. چنین فردی بر این باور است که حیات انسان بُعدی ابدی و جاودانه دارد که اساس زندگی او را تشکیل میدهد و سعادت او در پرداختن به جنبة روحانی وجودش است. وی طبیعت نیکی برای انسان قایل نبود، اما طبیعت وی را شر هم نمیدانست و بر این باور بود که انسان به لحاظ طبیعت وجودی، موجودی اخلاقی نیست.

انسان برای هر گونه بدی آمادگی طبیعی دارد؛ زیرا در حالی که فرد او را به یک سو میبرد، سرشت و تمایلاتی در اوست که وی را به سوی دیگر میکشاند. هر یک به نوعی در انسانشناسی تربیتی مؤثر است و با مبنایی که از طبیعت انسان در تعلیم و تربیت پذیرفته میشود، مباحث دیگر تعلیم و تربیت نیز تحت الشعاع قرار میگیرد. از نظر این گروه غایت و هدف تلاش انسان در امر تربیت، نیل به اهداف معنوی است. براساس اخلاق مذهبی، عبودیت و کمک به الهی شدن انسان، مهمترین معیار در نظام ارزشگذاریهاست و تعلیم و تربیت نیز باید در جهت تحقق این مهم تلاش کند.

آنان با ارائه نظام مشخص که برگرفته از نحوة تفکرشان نسبت به جهان، انسان، شناخت و غیره بوده است، درصدد تبیین آرای تربیتی برآمدهاند. ، موجود انتخابگر و صاحب اراده است، از این رو در هیچ فرآیند مثبت و یا منفی از جمله تربیت، نمیتوان بر اراده و اختیار او چشم فرو بست. از این رو، شاخههای مختلف روانشناسی (از جمله روانشناسی عمومی، رشد، یادگیری، ادراک، هیجان، شخصیت و روانشناسی اجتماعی) و نیز سایر علوم اجتماعی نظیر جامعهشناسی (شامل آسیبشناسی اجتماعی، جامعهشناسی و آموزش و پرورش و غیره) میتوانند به طور مستقیم در تعیین راهکارهای مؤثر در امر تربیت واقع شوند.

چنانچه از نظر فلسفی، دیدگاه ما نسبت به مفاهیمی چون جهان، طبیعت، انسان، شناخت، ارزش و امثال اینها روشن نشده باشد، نمیتوانیم یک مکتب تربیتی را پایهگذاری کرده و اهداف خاصی را برای تربیت جستجو کنیم؛ زیرا معیار تعیین هدف در یک سطح کلی متوقف به نوع نگرش ما به این امور است و تا زمانی که این مسائل را به روشنی تبیین نکنیم، دچار سرگردانی خواهیم بود.مسائلی که به طور مشخص باید برای یک متخصص تعلیم و تربیت حل شود تا بتواند به تعیین اهداف بپردازد، در چهار قالب قابل خلاصه است: معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی و ارزششناسی.

چنانچه در نمناک اشاره کرده ایم زمانی که فرزندتان با شخصی بزرگتر از خود مانند معلم، مربی و یا شخصی دیگر به مشکل خورد، ابتدا به دنبال شنیدن صحبت های هر دو طرف باشید و سپس از فرزند خود بخواهید که در صورت تکرار این اتفاق به شما اطلاع دهد و از بی احترامی کردن به آن شخص خودداری کند و به این ترتیب شما علاوه بر تاکید بر احترام به دیگران، مهارت حل مسئله فرزند خود را نیز تقویت خواهید کرد. این کار مهارت های زبانی قوی در کودکتان را رشد می دهد.

پذیرفتن و انجام مسئولیت به كودكان فرصت بیشتری داده تا خود سختی ها و دشواری های كار را قبول نموده و حتی برای آن راه حل مناسب ارائه دهند . برخی از والدین بر روی تمیزی بسیار حساس هستند و دائم در حال تذکر به کودکشان می باشند، این نوع والدین حتی اجازه بازی کودک با اسباب بازی هایش را از ترس ریخت و پاش شدن خانه به او نمی دهند. حتی نسبت به نفقه دادنشان نیز بخل می ورزند و فقط برای خودشان خرج می کنند. این نکته نیز قابل توجه است که تأمین نیازهای اولیه به وسیلة یافتههای علمی، شرط ارتقا به مراتب بالاتر و رفع نیازهای مهمتر، به کمک فلسفه و دین است و بدون استفاده از دستاوردهای علمی، زمینههای لازم برای دستیابی به اهداف ناظر بر نیازهای فلسفی و دینی فراهم نمیشود.علومی که به طور مستقیم در یافتن اهداف تربیتی مورد استفاده قرار میگیرند، علومی هستند که درباره نیازهای جسمی و روانی انسان بحث میکنند و درصدد تبیین مکانیسم وجودی انسان با توجه به این دو جنبهاند.

دین، به نگرش فلسفی فرد به تعلیم و تربیت و به دنبال آن اهداف تربیتی جهت میدهد. یکی از مباحث مهم در مبانی فلسفی تعلیم و تربیت، موضوع معرفتشناسی یا شناخت شناسی است. از آنجا که انسان موضوع تربیت است، توجه به نیازهای او همواره منبعی مهم ـ یا تنها منبع ـ برای انتخاب اهداف تربیتی است؛ منابعی که در شناخت این نیازها مؤثرند، سه دسته میباشند: علم، فلسفه و دین. در مقابل، اخلاق سکولار که بر سود پرستی استوار است، بسیاری از رفتارهایی را که در اخلاق مذهبی مطرح میشود، به کناری مینهد و طبیعی است که نتیجة این تعلیم و تربیت، تهی شدن انسان از عواطف و احساسات بشر دوستانه و متعالی خواهد بود.

ضرورت تربیت دینی کودکان لااقل از دو دید فردی و اجتماعی قابل رسیدگی است از لحاظ فردی باید گفته شود که مذهب پایه و مایه همهی جوانب و ابعاد زندگی فرد و سبب بسیاری از رشدها و انحطاطهاست چه بسیارند امانتهای الهی که در سایهی بیتوجهی اولیای کودک جنبههای عقیدتی و مذهبی او لکهدار میشوند و یا کودکانی را که میتوانند در آیندهای نزدیک اعضای مفید به حال خود و اجتماع باشند ولی افرادی میشوند خائن، عقدهای، هرزه، فحاش و بیبند و بار که لطمه آن پیش از هر کس متوجه خودشان میشود. پیاژه به نزدیک بودن و هماهنگ بودن نتایج خودش در روانشناسی کودک و رشد اخلاق با نتایج تحلیلهای تاریخی و جامعهشناختی فلاسفه غرب معتقد بود و تحوّل تاریخی فرهنگ انسانی را مبتنی بر دورههای اولیه و حکومت سالخوردگان میدانست که به مرور زمان از آن قید و بندها رهایی یافته و به نظام دموکراسی رسیده است که منتهی درجه رشد تاریخی فرهنگ است.

بنابراین شاگرد و معلم و به طور کلی نظام تربیتی باید با این جهتگیری به امور تربیتی بپردازند. مشترک هستند. یکی از صاحبنظران، “اصلاح رابطهها” را هدف کلی نامیده و آن را در پنج بعد مطرح کرده است: اصلاح رابطة انسان با خدا، اصلاح رابطة انسان با خود، اصلاح رابطه انسان با جامعه، اصلاح رابطة انسان با طبیعت و اصلاح رابطة انسان با تاریخ. هودسن (Hudson) در بیان امکان تربیت اخلاقی بر این نکته تأکید میکند که تربیت دینی و ارزشی ممکن است به این خاطر که اوّلاً، تربیت اخلاقی فرایندی است که میتوان وارد فعالیتهای مربوط به آن شد؛ ثانیا، امری است عقلانی و ثالثا، اینکه زمینه استقلال عقلانی و ذهنی را فراهم میکند از خصایص کلی فرایند تعلیم و تربیت به حساب میآیند.

دیدگاهتان را بنویسید