نگاهی کامل به تاریخ ایران از دوران باستان تا به امروز

تا جایی که اصفهان به عنوان پایتخت قلمرو او ، نصف جهان نامیده شد . او در جایی نوشته است که ایرانیان اولین قوم و ملتی هستند که توجه جدّی به تاریخ نموده اند. پلوتارخ که در سده ی اوّل میلادی می زیسته، جایی که نبرد دریایی ایرانیان و یونانیان را در سالامیس شرح داده، می نویسد:خشایارشا بر تختی از زر نشسته بود و عده ای از دبیران نیز برای نوشتن تفصیل آن نبرد در خدمت او حضور داشتند. شاه سلطان حسین در همان زمان دستور داده بود تا هر سال یک روز مردی در دکان و بازار وجود نداشته باشد و به جای آنها دختران و زنان آنان در محل کسب پدران و همسران خود حضور داشته باشند تا طبق فتوای شاه که همه زنان به او محرم بوده و نباید از او رو می گرفتند توسط شاه دیده می شدند.

امّا دقیقه ای که اینجا وجود دارد و نباید از آن غافل ماند، این است که ایرانیان اگرچه در عهد باستان در تولید آثار “تاریخ نگارانه”- بهر دلیل و علتی- موفق نبوده اند، امّا شواهد و قرائن زیادی وجود داردکه “وقایع نگاری” و توجه به تهیه اسناد و مدارکی در این باره، بسیار مورد توجه آنان بوده است. امّا بیشتر به این موضوع باید تأکید کرد که قضاوت در باره “تاریخ نگاری” را با مقوله “خودآگاهی تاریخی” ایرانیان در عهد باستان نباید خلط نمود که تمایز جدی بین این دو وجود دارد. به طور خلاصه تاریخ ایران را میتوان به دو دوره مهم تقسیم کرد که تاثیرات زیادی بر تاریخ مردمی داشته که در داخل و خارج این کشور زندگی میکنند.

از این رو کوروش بزرگ را بنیادگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند. نیز بیهقی حکایتی در این باره نقل کرده که:”چون جنگ های خسرو پرویز با بهرام چوبین به پایان رسید و کشور بر وی مسلم شد، دبیران را بفرمود تا آن جنگ ها و رخ داده ها را ازآغاز تا انجام بنویسند. امّا اتفاق مهم در این زمینه در زمان خسرو اول انوشیروان(۵۳۱-۵۷۹م.) رخ می دهد. احمد تفضّلی بر این عقیده است که تدوین”خدای نامه”را باید به زمان انوشیروان منسوب داشت که دوران رونق تألیف و ترجمه و نهضت ادبی بوده است. تمام این معلومات در خداینامه تدوین یافته و بعدا معلومات دیگری در باره دیگر پادشاهان ساسانی به آن افزوده شده و بدین ترتیب تا روزگار یزدگرد اول پیش آمده است.

دیودوروس سیکولوس مورخ یونانی سده نخست پیش از میلاد، در این قطعه از کتاب کتابخانه تاریخ به شرح باغهای معلق مشهور بابل در ایران باستان میپردازد که در شمار عجایب هفتگانه جهان باستان محسوب شده است. کلمه «آبان» نیز جمع «آب» است و به ارزش آناهیتا اشاره دارد.در دوران باستان و در زمان جنگهای بین ایران و توران، افراسیاب دستور به ویرانی کاریزها و نهرها داد. ادارات محلی تمام این دیوانها، غیر از دیوان پست از دو مرکز دستور می گرفتند. در همان منبع به نامه ای اشاره شده که رؤسای یهود به داریوش بزرگ نوشته و درخواست کرده اند تا در کتابخانه سلطنتی جستجو شود و فرمانی را که کورش بزرگ در باره بنای بیت المقدس صادر کرده، بیابند و به دستور داریوش جستجو شده و چنین فرمانی یافته اند.

چنان که نوشته اند یکی از منصب های مهم دربار ساسانی منصب نگهبانی سالنامه های سلطنتی بوده و ظاهرا این نگهبانان در دستگاه شاهی مقامی ارجمند داشته اند. کتزیاس در “پرسیکا” از سالنامه های رسمی ایرانی بهره برده است. کتاب «اعترافات شکنجه شدگان» با ترجمه رضا شریفها در «نشر باران» سوئد به چاپ رسیده است و کتاب «تاریخ ایران مدرن» نیز توسط محمدابراهیم فتاحی به فارسی برگردانده شده است. غیر از این روایات تاریخی مطالب دیگری هم از اصول عقاید زرتشتی و نسب نامه هایی که بیشتر آنها دارای اصول تاریخی بوده اند، در این کتاب وارد شده است.

جالب است که هگل هم در این­باره اظهار نظر کرده است به این مضمون که تاریخ به معنای صحیح آن با تاریخ ملت ایران آغاز می­شود. به عبارت دیگر نگارش های تاریخی دوره باستان ایران هم از نظر کمّی و هم کیفی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. در همین زمینه، جمله ای از نیچه هم وجود دارد که شباهت زیادی به جمله هرودوت دارد و گویا اتفاق نظر زیادی بین این دو در باره فهم تاریخی ایرانیان وجود داشته است. ارابهران خود را در جلوی حفاظ محکم نگاه میداشت ضمن آنکه مالبند را، که در آغاز بیضی شکل و سپس مستقیم شد، محکم به دست میگرفت و بدینترتیب کنترل دو یوغ اسب آسانتر میشد.

تاریخ ایران را اصولا به دو بخش کلی تاریخ ایران قبل از اسلام و تاریخ ایران بعد از اسلام تقسیم می کنند که اینها خود نیز به بخش های کوچکتری تقسیم می شوند. زمان بسیار دراز گذشت تا کتاب اوستا، سند مهم دینی ایرانیان باستان که سده ها سینه به سینه نگاهداری شده بود، در دوره ساسانی به نگارش درآید، ولی حتی پس از ثبت اوستا، باز هم موبدان هنگام اجرای مراسم دینی از حافظه ی خود کمک می گرفتند و به ندرت به اوستای مکتوب رجوع می کردند. در این کتاب گاهی روایات تاریخی با افسانه هایی که اصلا بسیار قدیمی بوده و با مرور زمان نضج و تکمیل یافته و در عصر ساسانی شهرت فراوانی کسب کرده بودند، به هم آمیخته است.

در رویدادنامه هایی که از عهد سلوکی برجای مانده، علاوه بر اوضاع سیاسی از روابط اجتماعی و اقتصادی نیز سخن به میان آمده است. در فصل نخست با عنوان «شاهان مستبد»: دولت و جامعه در دورهی قاجار ، نویسنده گزارشی عمیق از ساخت و بافت اجتماعی ایران، وضعیت دولت قاجار، ارتباط آن دولت با نیروها و گروههای مختلفِ اجتماعی از جمله طبقات، نظامیان، روحانیان، متنفذان، ایلات و در نهایت شیوهی زمامداری قاجارها ارائه میدهد. در این دوران، تاریخ ایران شاهد تحولات متعددی در عرصه های سیاسی، اجتماعی و مذهبی بود.

پس همه مادیها را، چه آنها را که در سن و سال خدمت نظام بودند و چه مسنترها را که هنوز در شهر بودند، به خدمت سربازی فراخواند و با این افراد به میدان نبرد شتافت. علل و دلایل مختلفی می تواند در این قضیه دخیل باشد که در ادامه نوشتار در حدّ توان به تجزیه و تحلیل آنها می پردازیم. البته می توان گفت که حکومت های جداگانه ای در تمدن عیلام بر بخش های مختلف توسط پادشاهان متفاوت اداره می شد. اما در کشورهایی که به دست یک شهریار و بندگانش اداره میشود، شهریار را اقتدار بیشتری است، زیرا که در تمامی کشور همه سر سپرده اویند و دیگران را مردم به نام وزیر و دبیر میشناسند و مهری به ایشان ندارند.

در این کتاب از دوره مقدونی ها و اشکانیان مطالب بسیار کم و شاید تنها بعضی از نام ها باقی مانده بود. احتمالا راویان ایرانی که هرودوت با آنان سروکار داشته است و گزارش هایی که به هرودوت می دادند، از متقن ترین گزارش های تاریخی بوده که بدست این مورخ می رسیده و به این سبب او را به اظهار چنین عبارتی در باره آگاهی تاریخی ایرانیان واداشته است.

خداینامه های نگارش یافته، محصول همین نگرش است که در آن داستان ها و حماسه های جداگانه و نامرتبط، به صورت تاریخی و منظم گرد آمده است. تاریخ داریوش آخرین پادشاه هخامنشی و داستان اسکندر که در زبان یونانی وجود داشته، بعدها به آن افزوده شده است. دوّم، در این رساله در کنار نام شهر از بنیانگذار و یا بنیانگذاران آن نیز یاد شده است که بنیان بعضی از این شهرها به جمشید و ضحاک و فریدون و افراسیاب و برخی دیگر به اردشیر و شاپور و دیگر شاهان ساسانی نسبت داده شده است. اما بعضی از مورخان معتقد هستند که ارتباطی بین نامگذاری جشن سده به این نام با عدد ۱۰۰ وجود ندارد.

سنت حفظ سینه به سینه مطالب در طی سده ها و حتی هزاره ها، لزوم ثبت آنها را در درجه اهمّیت کمتری قرارداده است. ۳- خداینامه، مهمترین اثر تاریخی دوره ساسانی که در آن نام پادشاهان سلسله های ایرانی و وقایع ازمنه مختلف، البته آمیخته با افسانه، ضبط شده است. قرار گرفته است. پر واضح است که از این دسته آثار می توان به تعداد بیشتری نام برد که به گونه های مختلف در منابع اسلامی با عنوان “کتب قدماء الفرس” از ایشان یاد شده، ولی اطلاعات موجود، بسیار کلی و ناچیز است.

۲- شهرستانهای ایران که رساله کوچک چند صفحه ای به زبان پهلویست و تنها اثری است به این زبان که موضوع آن منحصرا جغرافیای تاریخی شهرهاست. علاوه بر سالنامه های دولتی و کتیبه های حکومتی مذکور، از دوره ی ساسانیان تعداد اندکی متون تاریخی و جغرافیایی به جا مانده که عبارتند از: ۱-کارنامه اردشیر بابکان که بازمانده یکی از کهن ترین متن های پهلوی است و می توان آن را تنها اثر کامل تاریخی به زبان پهلوی دانست.

زبان عیلامى یکى از سه زبانى بوده است که متون سلطنتى ایران به آن زبان ها نگاشته مى شده است. این کتیبه نیز شرحی تاریخی در باره حوادثی است که پس از درگذشت بهرام دوّم پیش می آید و به شکست و مرگ بهرام سوم و به تخت نشستن نرسی می انجامد. اما نکته قابل تامل در این میان این است که در عهد باستان محتویات کتیبه ها در شکل دیگری و پیش از آن که در قالب کتیبه به نمایش در بیاید در دفاتر، اسناد، سالنامه ها و رویدادنامه های رسمی دولتی ثبت و نگهداری می شده است. این بخش از محتویات کتاب مربوط به دوره های پیش از اسکندر بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید