همه چیز در مورد جنگ نهاوند جنگی بین ایران و اعراب – تاریخ ما

۲٫ عمدتاً پاکستان به عنوان مجری سیاستهای کشورهای غربی و با درنظرداشت منافع هژمونیکِ خود به عنوان مجری اصلی سیاستهای این کشورها در پیکار با کمونیسم تبارز کرد. مسئله اصلی آن کیفیت سرشت تعامل دیپلماتیک دولت نوپای قاجار با دولت بریتانیا در راستای حل مسئلة قفقاز است. برخی از پیشبینیها میگوید موج جدید مهاجرت مردم افغانستان در راه است و حتی گفته شده شاید ایران به زودی میزبان حدود یک میلیون شهروند افغانستانی باشد که از خانه خود فرار کردهاند. به گفته برخی کارشناسان بر اساس متن به تصویب رسیده در قطعنامه ۵۹۸ امکان گرفتن غرامت از عراق وجود ندارد و برای اخذ غرامت باید قطعنامه دیگری به تصویب میرسید که این کار هیچگاه عملی نشد. مقامات دولت کابل تا به حال اعلام نکرده اند که برنامهای برای مذاکره با ایران درباره حقآبه آن دارند،اما تحلیلگران و کارشناسان غربی هشدار میدهند که نبود موافقتنامهای در این زمینه، میتواند روابط افغانستان با ایران را بدتر کند. عراق جنگ علیه ایران را فرصت مناسبی برای از بین بردن یک تهدید جدی و در عین حال پیشبرد اهداف بلندمدت خود می دانست. علاوه بر تمام موارد ذکر شده، ترکیه برای تقویت نقش منطقه ای و جهانی و افزایش حیثیت خود، سعی می کرد مواضع طرفین را به یکدیگر نزدیک کند و بر ترک مخاصمه و پایان جنگ تأکید می کرد.

حکومت افغانستان از سال ۲۰۰۶ به بعد تلاش کرد با استفاده از یک سیاست کثیرالمحور، روابط دوستانۀ خود را با کشورهایی که با هم روابط مبتنی بر رقابت داشتند، تا جایی که ممکن بود با حفظ تعادل بر بنیاد دوستی و همکاری ادامه دهد. ایشان میگوید ما در مجامع بینالمللی از طرف شاه و وزارت خارجه دستورالعمل داشتیم که چون ما بحرین را متعلق به خودمان میدانستیم، هر جا نماینده بحرین بود، باید از جلسه بیرون میآمدیم و عملا یک سال قبل از اینکه شاهد تصمیم شاه باشیم، در هیچ جلسه بینالمللی نمیتوانستیم حضور داشته باشیم؛ چون همیشه نماینده بحرین حضور داشت و با فشار بریتانیا، جامعه بینالمللی هم حامی این روند بود؛ بنابراین ما مجبور بودیم جلسه را بهعنوان اعتراض ترک کنیم و عملا سیاست خارجی ایران قفل شده بود؛ پس تا جایی که شاه گفت «به نظر مردم بحرین برای سرنوشت خودشان احترام میگذاریم» و محل دعوایی نیست.

تلاش حکومتی که من هم یکی از مجریان سیاست خارجی آن بودم، آگاهانه بر این امر استوار بود که افغانستان را از تنشهایِ قدرتهای جهانی با همسایهگانش بیرون نگه دارد. ۸٫ به دنبال حادثۀ یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ ایالات متحدۀ امریکا پس از اینکه رژیم طالبان تقاضای این کشور را مبنی بر تسلیمی رهبر القاعده، اسامه بنلادن، به امریکا رد کرد، به افغانستان حمله کرد. این شبکه که در پناه حمایت پاکستان و رژیم دستنشاندۀ آن در افغانستان قرار داشت، به شهرهای نیویورک و واشنگتن در یازدهم سپتمبر ۲۰۱۱ حمله کرد و تعداد زیادی از انسانهای بیگناه را قتلعام کرد. سرویس جهان مشرق – طی روزهای اخیر شاهد تحولات عجیب و زیادی در افغانستان هستیم، از توافق آمریکا با طالبان، توافقی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در حد کاغذ می ماند و بیشتر برای ترامپ کاربرد انتخاباتی دارد، تا برگزاری دو مراسم تحلیف ریاست جمهوری در یک روز که شاید در جهان کم نظیر باشد. طبق اعلام نماینده انگلیس در مذاکرات وین، مذاکره کنندگان اروپایی به کشورهایشان برای مشورت و گزارش وضعیت مذاکرات به وزیران خارجهشان برگشته اند. در هفتمین دور مذاکرات که در ۲۰ آبان ۱۳۶۷/ ۱۱ نوامبر ۱۹۸۸ برگزار شد، گامهای مثبتی در خصوص کمیته بین المللی صلیب سرخ و حل مسئله اسرا برداشته شد، اما موضوعات مهمی مانند تفسیر آتش بس ، زمان خروج نیروها و لای روبی اروندرود همچنان لاینحل باقی ماند.

مواردی که در بالا یاد شد، فشردهیی اند از روزشمارِ برخی از حوادثی که بر ما گذشتند. مانند حمله پهپادی و موشکی حوثیها بر تأسیسات نفتی «آرامکو» در خاک عربستان سعودی، گونهای از «موجسواری رسانهای» و «بزرگنمایی» رویداد اخیر ابوظبی در بیشتر رسانههای ایرانی بهویژه رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران دیده میشود. پاسخ عملیاتی برق آسای نیروی هوایی ایران با پرواز ۱۴۰ فروند جنگنده هوایی در کمتر از بیست ساعت پس از حمله عراق ، بر فراز شهر بغداد و چند شهر دیگر و درهم کوبیدن چند مرکز نظامی مهم و از کار انداختن چندین هواپیما، نقش بازدارنده جدّی داشت (سمعیعی ، ص ۲۶).حضور نیروهای داوطلب ، از جمله نیروهای ستاد جنگهای نامنظم به فرماندهی شهید مصطفی چمران ، برای متوقف کردن هجوم دشمن ، بسیار مؤثر بود. فشارهای کشورهای بزرگ بین سالهای ۲۰۰۲ تا سالهای ۲۰۱۴ به منظور ترغیب افغانستان برای اتخاذ موضع علیه کشورهای همسایه و منطقه در موضع حکومت افغانستان در برابر این کشورها موثر واقع نشد.

دیدگاهتان را بنویسید