پایاننامه نویسی در حوزه؛ از اشکالات رایج تا توصیههای اساتید – خبرگزاری حوزه

تلاش بر اين بوده است تا درباره هر كدام از فيلسوفان شاخص با ذكر توضيح اجمالی از زندگی و آثار اصلی و تأثيرگذار و نيز شرح مختصری از ايدههای كليدی و اصلی آنان، تصويری كلی در ذهن خواننده نمايان كند. بخش دوم به بررسی سير اجمالی فلسفه اسلامی اختصاص دارد؛ فلسفهای كه هر چند منشأ آن از يونان بود، اما در بستر فرهنگ اسلامی و جريانات فكری مسلمانان به حركتی پويا و خلاقانه با هويتی مستقل، ضمن تكثر در مكاتب در معنای عام به فلسفه اسلامی تبديل شد. با وجود آنكه در قرون معاصر، دايره شمول فلسفه نسبت به معنای قديم تنگتر شده، همچنان جايگاه رفيعی در ميان معارف بشری دارد و به گفته بسياری از انديشمندان، «ملكه علوم» ناميده میشود.

که به ذهن خود می نگرد تا جهان را بیافریند.به بیان مسیحی آگوستین مفهوم صور را به این اعتقاد پیوند می دهد که پسر خدا هم حکمت و هم کلمه است.کلمه به معنای داشتن قدرت خلق علی. بر این اساس گر چه مسائل علمی حکمت نظری و عملی هر دو حاصل فعالیت عقل نظری انسان هستند لیکن به اعتبار موضوعِ شناخت به دو بخش منقسم می شوند. زیرا اگر اصل پیشرفت تکنولوژیک باشد و اگر همه ملاک ها منحصر به ارزشیابی آنچه قابل اندازه گیری است باشد، در پاسخ به این سوال که این همه سرعت برای چه؟ به همین دلیل آن را «اخلاق درجه دوم» (Second- Order Ethics) نیز میگویند.(4) كسی كه ازاینحیث گزارههای اخلاقی را مورد مطالعه قرار میدهد، نسبت به حقانیت یا بطلان، و درستی یا نادرستی آنها،بیطرف (Neutral) است؛ مثلاً دو گزاره «سقط جنین بد است» و «سقط جنین خوب است» در نظر او مساویاند.

خوب است تحقیقی در زمینه آثار اصالت وجود نوشته شود. دکارت متهم شد که نظریه ژاکوبوس آرمینیوس (1609-1560)، الهیدان هلندی ضد کالوینیسم را تایید میکند، زیرا نجات به اراده آزاد و کارهای خوب بستگی دارد تا فضل. چه رابطه لزومیه و ضروریه میان تفکر آزاد عقلی و رد مباحث دینی وجود دارد؟ آگوستین گر چه برخی اوقات میان یقینی بودن دانش و ماهیت بی اساس باور تمایزی اکید می گذارد ,اما به دلایل چندی که مسیحی بودنش از مهمترین آن هاست اغلب باور را,اگر پایه مناسبی می داشت در جایگاهی همسان با دانش می گذاشت.اگر باور داشتن چیزی جز اندیشیدن تایید آمیز نباشد, آن گاه می توان گفت که باور عقلانی است.آگوستین در شرح این که ما چه چیزهایی را می توانیم بدون تردید بدانیم از سنت افلاطونی پیروی می کند ومی پذیرد که معرفت از ادراک حسی یا تجربه به دست نمی آید.بلکه حقایق به نحوی پیشینی در ذهن ما مندرج شده اند.

مرد نمي خواهد و رشك مي برد كه مردان ديگر ولو با نگاه كردن يا هم سخن شدن از زني كه تحت اختيار اوست استفاده كنند. الان حوزهی خواهران شاید به این وسعت نیست ولی اگر استاد را بخواهند انتخاب کنند باید استاد را در سامانه انتخاب کنند و در سامانه است که به پرتال استفاده پیام میرسد و برای من پیامک میآید که؛ یک طلبهای شما را انتخاب کرده است. شاید این امکان وجود داشت که از این متون و دلالت هاشان چیزهای بسیار بیشتری بر آید.اما اگر اسکندر آفرودیسی ایده های خود در مورد عقل را پیش توهم می برد چنان که نشان دادیم می توانست به موضعی برسد که بی شباهت با موضع خود نو افلاطونی ها نبود.مرلان وموویا هر دو اسکندر را بر اساس تنی که میان طبیعت گرایی و رازباوری وجود دارد بررسی کرده اند.مرلان از این هم بیشتر می رود و می گوید که کل تاریخ سنت مشائی را می توان از یک سو به عنوان نوسانی مضطربانه میان مادی گرایی که به نحوی نامناسب از رواقی گرایی جدا شده بود و باور به اصول غیر مادی که به نحوی ناکافی از افلاطون گرایی جدا شده بودند.

با پيشرفت و توسعه دانش، فلسفه تحول بسيار يافت و هرچند دايره شمول آن محدود به متافيزيك شد، اما از اهميت آن كاسته نشد. مثلا هندسه راجع به همه مثلث ها به طور کلی بحث می کند و مثلث خاصی مورد نظر آن نیست. اینکه مورخی مانند الجابری ادعا کند که سنخ فکر فلسفی در حوزه شرق اسلامی به طور اساسی متفاوت با جریان فلسفی در غرب جهان اسلام است، قابل تأمل و نقد و طعن است. كتاب حاضر مروری اجمالی بر سير تفكر فلسفی دو هزار و پانصد ساله بشر است؛ نمايشی مجمل از پديدآورندگان فلسفه در طول تاريخ كه انديشه فلسفی بشری را تا زمان حاضر جان بخشيدند و برای حفظ حكمت و دانش به مبارزه با اصحاب جهل و نادانی برخاستند.

از سوی ديگر آگاهی از بلندای شكوه و عظمت دانش بشری و ارزيابی استدلالها و داعيههای فلسفی دو هزار ساله گذشته نه تنها برای شناخت فرهنگ و هويت بشر اهميت دارد، بلكه الهامبخش برای يافتن پاسخ بسياری از موضوعات امروزين بشر خواهد بود. آنچه هراکلیتوس از هستی میفهمید، همین جهان در حال گذار و تغییر دائمی بود. تا آن جا که به فهم ما می رسد، اسلام، در جایگاه دین، مجموعه عقاید، اخلاق، فقه و حقوق است و البته دین هم به وصف و هم به شخص، غیر از تدین و غیر از ایمان است.عقاید، اخلاق، فقه و حقوق و سیاست محتوای دین است؛ اما اصل مهم دیگر کیستی منبع هستی این اسلام است.

اين كتاب مشتمل بر هشت فصل است كه به ترتيب عبارتاند از: فيلسوفان پيش از سقراط؛ از سقراط تا فلوطين؛ فلسفه در قرون وسطی؛ فلسفه جديد؛ فلسفه معاصر؛ فلسفه اشراق؛ عرفان؛ حكمت متعاليه. كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است يعنى چنان نباشد كه چادر يا رو پوش هاى بزرگ (مانتو)، تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشند و همه پيكرشان را نپوشانند. بنابراین وقتی می گوییم لذت غایت است منظورمان لذت های پراکنده و خوش گذرانی نیست.چنان که برخی نادان ها و مخالفان ما وکسانی که از فهمیدن سربازمی زنند به ما نسبت می دهند.بلکه لذت آزادی از درد جسمانی و اغتشاش فکری است,زیرا چیزی که زندگی لذتبخش را می سازد.نوشیدن,ضیافت گرفتن مدام , لواط , زن بارگی یا خوردن ماهی وباقی غذاهای گران قیمت نیست.بلکه استدلال عاقلانه ای است که دلیل هر گزینش یا پس زدنی را دنبال می کند واستدلال عاقلانه ای است که باورهای گمراه کننده ای را که روح را با بیشترین سردرگمی ها احاطه می کند, زایل می کند.

در همین جاست که یکسان انگاری اپیکوری میان خوشبختی ولذت پایدار به مشکل بر می خورد زیرا لذت عمل نیک حتی اگر او به رسمیتش بشناسد لذتی جنبشی است و نه ایستا.بنابراین نمی تواند جزئی از خوشبختی باشد. زیرا رسول خدا (ص) می فرماید: عمره در ماه رمضان با حج نمودن به همراه من همسان است. این لایه ها شکل جسمی که از آن ساطع شده اند ,را حفظ می کنند وما از طریق تماس با این آیدولا است که می بینیم و به شکل اشیا فکر می کنیم.از آن جا که این طرح های در اشیا که سهمی از رنگ و شکل آنها دارند.در اندازه ی که در خور بینایی یا فهم ما باشند,باسرعت بسیار زیاد حرکت می کنند وبه ما می رسند.بر اثر وحدت و استمرارشان موجب تاثیر در ما می شوند.

نکته ای که باید بدان توجه داشت، این است که فلسفه تنها یک روش ندارد بلکه به تناسب موضوعات خود، دارای روشهای متفاوت است. این مواد لجنزارهای متعفنی برای پرورش انواع میکروبهای عفونی است و در این حال، بهترین راه برای مبارزه با این بیماریها، نابود کردن این لجنزارها از طریق روزه است. به هر حال هركدام از مكاتب با توجه به سياق فكری خود تعريفی از فلسفه دارند و آن را شاهراه ارتباط با مسائل و موضوعات فكری زمان خود میدانند.

یکی از دوستان که امروز از اساتید فلسفه هستند یکی دو بار دیر رسیده بودند و من به چشم خودم دیدم که صندلی را پشت در گذاشته بود و از پشت در به درس مرحوم دکتر حائری گوش میکرد. همچنین گفتنی است که سقراط کسی بود که در میدن شهر و یا در مجالس مختلف با طرح پرسش صحیح و دقیق از حاضرین و حتی با قسم دادن ایشان مبنی بر اینکه اگر حقیقتی را میدانند بر او نیز مکشوف کنند به بحث مینشست و از پس برقرار دیالوگ سعی بر انکشاف حقایقی در باب مباحث متنوعه داشت.

دیدگاهتان را بنویسید