پیامبر رحمت و ۴۰ صفت اخلاقی – تابناک

در هنگام نشستن پشت فرمان این امر خیلی مشهود است تا هنگامی که پیاده هستیم. حتی وقتی پشت فرمان هستیم فقط برای خود حق تقدم قائل هستیم. آنها گمان میبرند که پرورش فکری معادل با تربیت روانی است و هنوز ندانستهاند که در کنار عقل فعالیّتهای معنوی قرار دارند که برای مشی زندگی لازم است. جامعه ایران و انسان ایرانی لازم است خیلی در این رابطه معنادار و پارادوکس تأمل نماید. افرادی نیز همچون كانت تنها افعالی را خوب و فضیلت به حساب میآورند كه از روی احساس وظیفه و تكلیف صورت گرفته باشد نه اینكه صرفاً رفتاری ناشی از تمایلات طبیعی انسان باشد برخی مكاتب نیز از زوایهدیگری به موضوع نگریسته و برای تمییز فضیلت از رذیلت رجوع به نظر یك قاضی را لازم دانستهاند.

در چگونگی ارتباط انسان با جامعهی پیرامون، محورهای متعددی در گفتار و رفتار پیامبراکرم(ص) وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم. برخی جامعه شناسان چون وبر این بیحسی و انفعال انسانها در قبال خود، جامعه و حکومت را به رواج عقلانیت، سرمایه داری و ویژگی های بروکراسی نسبت میدهند. آگاهی و حساسیت نسبت بــه مسائل اخلاقی به وجود می آورد. بدبختانه چندی است بشر به جهت مخالفت این را میپیماید. به هر نسبتی که موتور را در جهت مثبت یعنی حرکت قویتر بسازد بر قدرت ترمز که عامل منفی و توقّف است میافزاید، تا در لحظه و نقطه پرتگاه ماشین را نگه دارد و از خطر سقوط آن جلوگیری کند.

زیرا فکر به کمک علم تسلّط بر همه چیز را تأمین میکند. علم اخلاق، علمی است که صفات نفسانی خوب و بد و اعمال و رفتار اختیاری متناسب با آنها را معرفی میکند و شیوه تحصیل صفات نفسانی خوب و انجام اعمال پسندیده و دوری از صفات نفسانی بد و اعمال ناپسند را نشان میدهد. این سطور مدّتی قبل از این که از اختراع بمب اتمتیک اطّلاع پیدا کند در کتابهای جامعهشناسی علم اخلاق نوشته شده بود.

خطای بزرگ اجتماع امروزی این است که از پیروی قانون تعالی روانی سرپیچی کرده است. تحویلینگری یعنی ارجاع هر پدیدار به امری فروتر از آن و اخذ وجهی از آن شیء به جای کنه و حقیقت آن، که منطقدانان مسلمان شکل سادة آن را مغالطه کنه و وجه مینامند.55 تمثیل فیل در یکی از داستانهای مثنوی معنوی (فیل در خانه تاریک) برای آشکار کردن خطای تحویلینگری مطرح شده است. «الرّجل یعمل شیئا من الثواب لایطلب به وجه اللّه، إنّما یطلب تزکیة الناس، یشتهی أن یسمع به الناس. اشتباه بزرگی است که متجمدین به هیچ وجه به تکامل روحی خود نمیاندیشند.

و با تکبر و بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو، چرا که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست نمی دارد. 4 ـ نظریه طرفداران اصالت عاطفه: عده ای از دانشمندان و فلاسفه معتقدند که برای شناسایی و تعیین مفهوم خوبی و بدیِ هر امر اخلاقی، باید عواطف و الهامات قلبی، اساس و مبنای کار قرار بگیرد؛ زیرا دل هیچ گاه خطا نمی کند و فرمان ناروا و ناصواب نمی دهد.

به نظر می رسد که راز این امر در شخصی و غیر عینی کردن اخلاقیات است. اینها عمدتأ با ادعاهای اخلاقی و با ملبس کردن این اعمال به ظاهر زیبا و دلپذیر اخلاق منافات دارد. در حقیقت ویژگی های کلام نرم و آرام را می توان از این بیان حضرت موسی علیه السلام دریافت. امام علی (علیه السلام) در کلامی دیگر می فرماید: «مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ سَهُلَتْ لَهُ طُرُقُهُ؛ هر کس خلقش نیکو شد، راه های زندگی برایش هموار می گردد».

وقتی که اخلاقیات را به حوزه غیر شخصی (قانونی) وعینی سوق دهیم درآن صورت، جامعه اخلاقی تر از آنی خواهد شد که در حال حاضر است. حال پرسش این است که آیا فلسفه اخلاق هر نوع پژوهش در حوزه «اخلاق» را شامل می شود؟ آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟! با اینکه ما کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمودیم. دنیای امروز با ضعف جهان اخلاقی به صورت ماشین بیترمزی درآمده که غیر مطمئن به راه خود ادامه میدهد و مردم جهان عمری را با اضطراب و نگرانی طی میکنند.

تبعات شخصی کردن اخلاقیات چیست و در نقطه مقابل، منافع غیر شخصی کردن اخلاق و ملبس کردن آن به لباس قانون چیست؟ چیزی که اخلاق محض از عهده آن عاجز است. چه چیزی توجیهکننده نوع معینی از رفتار با موجود زنده در برابر نوع دیگری از رفتار است؟ چه نوع مفاهیمی، در زمره مفاهیم اخلاقی قرار دارند؟ نوع اول: افکاری است که بر اساس ایمان به خدا و اعتقاد به معاد و زندگی اخروی پایه ریزی شده است . بوده است. اما به رغم چنین مزیت های ارزشمندی، فرهنگ حاکم بر روابط نسل امروزی ما، دارای نارسایی های زیادی نیز است که به نظر می رسد از نوع رابطه اخلاق و قانون ناشی شده است.

آنان موارد اخلاقی را که آثاری روشن و واضح بر زندگی دنیای انسان دارد به آسانی میپذیرند، اما در ارزشمندی مواردی که منافع و آثار دنیایی در آن نمیبینند از نظر اخلاقی، تشکیک میکنند و در پارهای موارد آنها را ضد اخلاق نیز میدانند. برای ما همانطور که محبت اهل بیت علیهمالسلام مهم است، تبری از دشمنان اسلام هم مهم است؛ اما پیشوایان ما میفرمایند: «در رفتار با آنها اینگونه باشید که بروید در صف اول نماز آنها شرکت کنید و اگر مریض شدند به عیادتشان بروید و اگر کسی از آنها فوت کرد به تشییع جنازهشان بروید.

در چنین شرایطی، هم قانون مهم تلقی خواهد شد و هم اخلاق حفظ خواهد شد. از اینرو، کارهایی که از نظر چنین افرادی، ارزش شمرده شود، در واقع فاقد ارزش است؛ زیرا ارزش، آن است که فطرت سلیم و عقل رشید و عرف عقلا، ارزش بداند، و کسانی که طبع سلیم ندارند، نمیتوانند ارزشها را تشخیص دهند. چهار نظریة نخست در واقع اصول راهبردی اخلاق را ملاک نهایی میانگارند، اما در نظریة چهارم، خداوند متعال، برترین زیبایی و مشخصکننده ملاک نهایی اخلاق است. اخلاق سازمانی با توجه به عرف و با گذشت زمان توسعه مییابد. مدیریت بیمارستان باید در هدف گذاری و برنامه ریزی، به نیازها و انتظارات جامعه، با نگاه به منافع کوتاه مدت و بلندمدت بهداشتی ـ درمانی و سیاست های ملی و منطقه ای توجه کند.

این مطلب کوتاه به این سوالات پاسخ می دهد و در صدد این است که نخبگان علمی و بویژه نخبگان حوزوی پیرامون رابطه اخلاق و قانون، تأملی نو انجام دهند چراکه برای رسیدن جامعه ایرانی – اسلامی به درجه مورد انتظار اخلاقی، این تأمل ضرورت می نماید. 6- عن عائشه قالت: سمعت رسول اللهصلی الله علیه یقول: إنّ المومن لیُدركُ بحسن خُلُقه درجه قائم الیل و صائم الانهار. در یک جامعه رئالیستی که سواری رایگان مطرح است، فرد در درجه اول اخلاقیات را ازدست خواهد داد و جایی که اخلاقیات نباشد، و صرفأ منافع خودمحور مادی حاکم باشد، بعید است شکوفایی جمعی و فردی صورت گیرد.

وقتی که مسیر جامعه بسوی شکوفایی باشد، نتیجه آن، شکوفایی فردی در عرصه های علم، هنر و اخلاق خواهد بود. برعکس، صرفا اخلاقی نکردن و اخلاقی ندیدن امور (یا سوق دادن اخلاقیات بسوی حوزه قانون)، شکوفایی اخلاقی فردی و جمعی را در پی دارد. نهادهای جامعه کارا بوده و مسیر جامعه بسوی شکوفایی جمعی باشد. توسعه هم در واقع از یک نظر سیر به سوی اخلاقیات (شکوفایی اخلاق فردی و جمعی) است. در واقع اصل هم بر اخلاقیات است.

دیدگاهتان را بنویسید