چرا ایران در جنگ تحمیلی هشت ساله حتی یک وجب خاکش را نداد؟

اما آیا غوغای رسانهای واقعاً به معنای قرار گرفتن دو کشور در آستانه جنگ با یکدیگر است؟ اینطور نبود که افکار عمومی علیه نظر شاه باشد در واقع یک تلخی و حرمان و ناامیدی صورت گرفت اما عملا حکومت شاه با مانع داخلی در این زمینه مواجه نشد. این تهدید علیهِ بخشِ خصوصی، در آینده خیلی بدتر هم خواهد شد و شرکتهای تجاری باید برای آن آماده باشند. اگر تصور کنیم که افغانستان در آینده ای نزدیک می تواند به میزانی از ثبات دست یابد، آن زمان ایران و اسلام اباد تلاش خواهند کرد تا اهرم تاثیر خود را بر افغانستان گذاشته تا بتوانند منافع اقتصادیشان را در این کشور و در منطقه افزایش دهند. هرچند غیرممکن است که بتوان با قطعیتْ رفتار رژیم ایران و نیروهای نیابتی فراوانش را پیشبینی کرد، حملاتِ سایبریِ آنها فراتر از سیستمهای دولتی خواهد بود، چون از این سیستمها محافظتِ نسبتا خوبی میشود. آنها باید مدام سیستمهای خود را در جستجوی ویروسها اسکن کنند ـــ ویروسهایی که هدفشان خصوصا فراهمکردن دسترسیِ غیرمجاز برای هکرهاست. شرکتها باید به دقت سیستمهای خود را کنترل کنند و مراقب نفوذ بدافزارها باشند.

فعلاً به بررسی بهانههایی میپردازیم که آمریکاییها ممکن است بخواهند از آنها برای ایجاد یک اجماع بینالمللی علیه ایران استفاده کنند. بررسی احتمال و چگونگی جنگ میان ایران و آمریکا مستلزم بررسی دقیق عوامل دیگری است که از نمودهای عینی و فیزیکی یک درگیری نظامی مانند اعزام ناو و پرواز بمبافکن بسیار مهمتر هستند. ایران که به تاسیساتِ انرژی عربستان هم حمله کرده است، آنطورکه مقامات آمریکایی میگویند قادر است به هزاران شبکۀ برق، تاسیسات آب، و شرکتهای سلامت و فناوری در آمریکا و اروپای غربی حمله کند. به علاوه؛ کاستن از حجم تسلیحات تهاجمی در خطوط تماس جغرافیایی و افزودن بر حجم تسلیحات تدافعی در صورتی که بازیگران موافق به ایجاد شفافیت در تمایز میان دو نوع تسلیحات تهاجمی و تدافعی شوند، در اجتناب از جنگ نقش موثری ایفا می کند. بر هیچکس پوشیده نیست که اتهامات حقوق بشری علیه ایران صرفاً بهانههای رسانهای و تبلیغاتی برای تحریم و فشار همهجانبه علیه تهران با مقاصد کاملاً سیاسی است. اکنون که مصاحبه ترامپ با فاکسنیوز، تذکر او به شاناهان و حتی عصبانیت او از دست بولتون و پمپئو نشان میدهد احتمال ورود آمریکا به جنگ نظامی با ایران تقریباً صفر است، بهترین زمان است که جنگ روانی و رسانهای کاخ سفید برای تسلیم کردن ایران با تهدید جنگ نظامی را موشکافی کنیم و ببینیم آیا دولت ترامپ، دولت بعدی آمریکا یا دولتهای بعدی این کشور خواهند توانست جنگی علیه ایران به راه بیندازند یا نه.

همچنین اگرچه پمپئو چند روز پیش برای القای اضطرار و به راه انداختن جنگ روانی، سفر برنامهریزیشدهاش به مسکو را لغو کرد و به شکلی «فوری» عازم بروکسل شد تا به اروپاییها درباره «تهدید ایران» هشدار بدهد، اما مانند سفرش به عراق (جزئیات بیشتر)، از اروپا هم دست از پا درازتر به کشورش برگشت. عموماً همان کشورهایی که ممکن است بهانه «تهدید منطقهای ایران» را از آمریکا بپذیرند، درباره برنامه موشکی ایران هم اظهار نگرانی میکنند. در ادامه این مجموعه گزارش درباره نقش احتمالی افکار عمومی داخل آمریکا در مسئله جنگ با ایران بیشتر خواهید خواند، اما اینجا قصد پرداختن به این موضوع را نداریم. سال ۱۹۶۸ که دولت بریتانیا تصمیم گرفت از خلیج فارس خارج شود، سه سال طول کشید که این تصمیم عملی شود، پیشتر کویت و قطر مستقل شدند و سال 1969 و 1970 هم که مسئله بازگرداندن جزایر پیش آمد، شاه گفت من حق سرنوشت مردم بحرین را به رسمیت میشناسم. پزشکیان در پاسخ به این که «فکر میکنید آقای روحانی و ظریف الان چه حس و حالی داشته باشند؛ چون همان راه مذاکرات قبلی برای احیای برجام درحال طی شدن است» گفت: من فکر میکنم آقای ظریف یا آنها که مملکت را دوست دارند و به این مملکت عشق میورزند، دلشان میخواهد مشکل مردم حل شود و گرفتاریها از بین رود و گشایشی بوجود آید؛ حتی اگر این کار را رقیبشان انجام دهد.

◄ سلاح هستهای: تنها بهانه قابلاعتنای آمریکا برای ایجاد اجماع جهانی و حمله به ایران میتواند دستیابی ایران به سلاح هستهای یا قرار گرفتن تهران در آستانه دستیابی به ظرفیت نظامی هستهای باشد. ایران و حامیانش روی اهدافِ آسانتری متمرکز میشوند که در کنترل شرکتهای خصوصی هستند. اما با اینکه بیشتر نیروی نظامی افغانستان در اختیار طالبان است، اما آن ها از نظم و قدرت کافی برای در کنترل گرفتن داعش فعلا عاجز هستند و حتی اگر کنترل را نیز به دست بگیرند، بسیاری از نیروهای خود و گروه های رادیکال طرفدار این گروه را نیز از دست خواهند داد. اعتماد به آمریکا در هر سطحی از روابط، در دکترین جمهوری اسلامی با اما و اگرهای بسیاری روبرو است و آخرین تجربه رابطه ایران با آمریکا در پرونده هسته­ای و موضوع اقتصادی تحریم­ها نشان داده است که حتی در چنین سطحی هم نمی­توان به کاخ سفید اعتبار داد و اعتماد کرد. سال ۲۰۱۴، ایران به شرکتِ سَند لاسوگاس حمله کرد و شمارۀ کارتهای اعتباری، تامین اجتماعی، و گواهینامۀ رانندگی مشتریان را سرقت کرده و همۀ اطلاعات را از کامپیوترهای شرکت سَند پاک کرده است. البته موریه مدعی بود که کوشیده است موضع رتیشچف را تا حدی تعدیل کند و پیشنهاد کرده بود که روسیه با چشمپوشی از خاننشینهای اشغالی و حفظ گرجستان زمینة صلحی عادلانه و پایدار را با ایران فراهم کند.

دیدگاهتان را بنویسید