چند شعر ناب عاشقانه با مضامین زیبا – تزبوبک

یعنی جذبه زن موجب خواستنی های مرد است و این خود به خود اگر کنترل نشود دچار فساد می شود وفرقی در این میان بین زن ومرد نیست . البته این بحث رو به تعدیل نهاد و کم کم معشوقه های باشکوه شعر نو از میان حجاب سیاست بافی آغاز این سبک سر بر آورده و تا کنون در حوزه عاشقانه های شعر نو خود نمایی می کنند. در مورد مکان خلق این نگاره نیز می توان گفت که در ایران یا افغانستان ترسیم شده و هم اکنون در گالری شخصی خارج از ایران نگهداری می شود و در معرض مشاهدۀ عموم قرار ندارد.

باید پذیرفت بسیاری از کمالاتی که مولانا برای زن قائل شده است در زمان حیاتش بسیار مورد تردید واقع بوده وشاید تنها به خاطر مقام ومنزلتش سرزنش نمی شد . شیوه روایت شعر شباهت تا می دارد به سطرهایی از منظومه «مسافر» که قبلاً مورد بررسی قرار دادیم، با این تفاوت که در اینجا اهمیت لفظ بر معنی پیشی گرفته است و شاعر بیشتر در پی بیان بازی های لفظی خویش است تا بیان صریح واقعیت.

در ادامه بحث کتاب های دیگر شاعر را از این منظر جستجو می کنیم. روی ستون های بی سایه رجز می خوانند. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا با کلیک روی تصویر زیر، از این آموزش های رایگان استفاده کنید. پیشنهاد اول: این کارها رو در شبکه های اجتماعی استوری کنید تا دوستانتون هم لذت ببرن و انگیزه بگیرن. شما می توانید برای دیدن سایر کتاب های نفیس یا کسب اطلاعات بیشتر در ادبیات فارسی به سایر بخش ها مراجعه کنید.

در بخش دیگر می توانید اشعار عاشقانه سعدی و اشعار عاشقانه حافظ را هم بخوانید. در این سبک به فراخور بازگشت قالب به سبک عراقی و خراسانی، و معشوق نیز همان معشوق سعدی و حافظ گشت ولی با این تفاوت که دیگر اوضاع اجتماعی اجازه آن عشق بازی ها را نمی داد و شاعران این سبک اکثراً از تجربه های نیازموده، شعر می گفتند. در دومین مجموعه شعر سهراب، طرح مضامین عاشقانه و یا چیزی شبیه به آن آغاز گشت. شاعر در این دو مجموعه به طور کلّی از حال و هوای دو کتاب قبلی خود فاصله گرفته و به نحو آشکاری قدم در وادی دیگری نهاده است و رویکردی عالمانه به عرفان به خصوص از نوع شرقی آن در کتاب شرق اندوه دیده می شود.

سهراب به هیچ یک از قواعد طبیعت ریشخند نمی زند و برای همه موجودات و مخلوقات احترام قائل است و آن ها را معمولی می داند که برای علتی مهم و از سوی علت العللی بزرگ آفریده شده اند. تاریخ شعر جدید و نیمایی فارسی برای اوّلین بار با این مجموعه بود که به قابلیت های زبان شعر معاصر برای بیان این همه تلمیحات گسترده اکثر مذاهب پی برد. در اولین کتاب (مرگ رنگ) از مجموعه هشت کتاب، به هیچ عنوان به رگه هایی از شعر غنایی و یا مضمونی با کلمات عاشقانه برنمی خوریم.

در صفحات قبل گفتم که شاعر جوان ورود به قلمرو شعر را با مجموعه ای سیاسی و عاری از عوالم عاشقانه آغاز کرد ولی ادامه سرودن در این مجموعه، گاه بارقه هایی از شعر عاشقانه را به ذهن متبادر می سازد. بلکه زن به دلیل مقام مادر بودن ومادر شدن دارای موهبت هایی است که مرد نیست . همان که امام خمینی رحمه الله علیه به خاطر داشتن اندیشه های عرفانی ودانایی فراون بر قرآن وبا رشادت بسیار در زمانهای مختلف قبل وبعد از انقلاب فریاد زد : « از دامن زن مرد به معراج می رود » . بی تردید حافظ شیفته شیوایی زبان قرآن بوده و از صنایع و بدایع آن در شعر خود بهره بردهاست.

استواری کلام، استفاده بجا از صنایع بدیعی قدیم و جدید و نیز نگاه تازه و نو به اشیاء و جهان، هویّتی را به این مجموعه بخشیده است که سالیان دراز مخالفان و موافقان دربارۀ ویژگی های آن صحبت کردند و تا امروز نیز گروه بی شماری را به دنبال خود کشیده و جایگاه با ارزشی در تاریخ ادبیّات معاصر برای سراینده خود به دست آورده است. شاید بتوان گفت این منظومه از آغاز انتشار تا کنون بیشترین تأثیر را بر روی شاعران جوان، نهاده است و هر شاعری در آغاز راه، مدّتی را به کلنجار رفتن در دقایق باطنی و ظاهری این مجموعه می گذراند.

البته سبک عراقی نیز روی در پیچیدگی گویی و ابهام گذاشت و در شعر حافظ و معاصرینش، تشخیص عارفانه یا عاشقانه بودن و جنس معشوق را بسیار مشکل کرد. به عبارت دیگر سبک هندی، شعر را به علت غایی شعر بودن اهمیت می داد و در این راه معشوق نیز وسیله ای بود برای نوآوری در لفظ و به هیچ عنوان در پی آن نبودند که شعر را برای معشوق بپردازند.

مرغ افسانه بلند می شود و وارد خانه ای می شود که در آنجا مردی است مرغ افسانه سینه مرد را می شکافد و داخل سینه اش می شود و سینه مرد نیز تاریک و زیبا می شود و مرد روح شباهت پیدا کرده، و او نیز در فضا به پرواز در می آید. البته کم کم بینش شعری شاعر شکل می گیرد و شعرش استوار شده و به همین ترتیب طرح مسائل عاشقانه کم کم بیشتر به چشم می آید، تا آنجا که عشق یکی از عناصر اصلی شعرهای شاعر می شود.

مجموعه به لحاظ زبانی عمیقاً با سایر آثار شاعر تفاوت دارد و بسیاری از اشعار، در حوزه شعر سپید جای می گیرند، در صورتیکه می دانیم فضای عمومی شعرهای قبلی سهراب، نیمایی بوده است. زبان شاعر در این دو مجموعه پخته شده و به نظر می رسد شاعر در به کارگیری واژه ها روانتر از گذشته عمل می کند. همچنانکه عالم واقع، دارای فراز و نشیب و ضعف و کاستی است، آثار سعدی هم که آینه این عالم است، عاری از نقصهای مزبور نیست. صریحاً به این غلام – معشوق ها اشاره شده است و متأسفانه با همه زشتی و پلیدی، واقعیتی است که وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید