8. مبانی برای نظام اخلاقی اسلام

می توان از این سه واقعه به عنوان سه علت برای انگلیسی – امریکایی نامیدن فلسفه ی تحلیلی یاد کرد. می توان پرسید آیا به کار بردن استدلال به عنوان روش، صرفا مشخصه فیلسوفان تحلیلی است؟ برای انسان ها بعد از این که بدن هایشان مرد، چه اتفاقی می افتد؟ در دوران مأمون (195-218) و عصر معتصم (218-227) و واثق (227-233)، اهل حدیث منزوی شدند و متکلمان اسلامی در صحنه حضور کامل داشتند؛ ولی پس از روی کار آمدن متوکل و خلفای پسین، باردیگر طرفداران عقلانیت منزوی شده و هر نوع بحث و اندیشه جز در حدود احادیثی که محدثان نقل میکردند ممنوع شد، حتی در سال 406 قمری، القادر بالله، یکی از خلفای عباسی، کتابی به نام البیان القادری تألیف کرد ودر آن، فضایل صحابه را به ترتیبی که اهل حدیث قائلند آورد؛ سپس فضایل عمر بن عبدالعزیزرا نقل کرد و به تکفیر معتزله پرداخت .

در نبرد حنین دیدم عمر بن خطاب، پا به فرار گذاشته و از میدان میگریزد. همچنان كه امام كاظم عليه السلام به علی بن يقطين فرمود : تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بی نياز كرده است ” . و به ديگری فرمود : اين كار برای كسی روا است كه خداوند او را با داشتن همسری از اين كار بی نياز نكرده است . و اما كسی كه دارای همسر است ، فقط هنگامی ميتواند دست به اين كار بزند كه دسترسی به همسر خود نداشته باشد ” .

خداوند فیاض است. الرحمن است و الرحیم. نتیجه این حدیث و حاصل آن این است که این عمل، عمل اخلاقی بوده، نزد خداوند و خلق ارزش دارد. این گفتوگو، حاکی از آن است که فرد پرسشگر، با فطرت پاک خود، این دو عقیده را قابل جمع نمیدانست، و چون خلیفه از تصحیح این دو عقیده فروماند، با بد گویی، او را به کتک تهدید کرد. این فرضیهها پیوسته یکی پس از دیگری مانند حبابهای روی آب ظاهر و نابود میشوند و هیچ گاه اصالت وحی را متزلزل نمیسازند. کتاب به شکل داستان نقل شده و به جرأت می توان گفت علی رغم حجم کمش، یکی از زیباترین و تأثیرگذارترین کتابهای حوزه دفاع مقدس است.

علی رغم قبول رگه های آلمانی فلسفه ی تحلیلی، باید گفت این فلسفه در اساس انگلیسی و تجربی است. البته آن ها نیز از اصول عقلی پیروی می کنند، اما فعالیت این علوم، عقلی محض نیست؛ آن ها بر اساس مبادی و قواعد عقلی به آزمایش و مشاهده عالم خارج می پردازند؛ در حالی که علوم عقلی، هم اصولشان عقلی است و هم آنچه در باره آن تحقیق می کنند. بر اساس این رای، فلسفهی تحلیلی قدمتی صد ساله دارد و حدوداً از ۱۸۸۰ آغاز شده است.

این تغییر منظر به دلیل اتفاقات جنگ جهانی دوم و حوادث پس از آن چون ظهور نازیسم۱۱، مهاجرت اعضای حلقه ی وین به امریکا و پناهنده یا کشته شدن آنها است. براهین وارد در قرآن هر چند به صورت صغرا و کبرا نیست، در تعبیرات تکان دهندة آن مبدأ برهان گنجانیده شده که به این امر با تدبر در آیات آن روشن میشود. این قوانین و مقرّرات به شکلی برآورندهی نیازهای فطری و طبیعی انسان هستند و در پرتو این قوانین، سلامت و رشد آدمی تضمین میشود. بررسی تغییرات وسیع تاریخی در طول سههزار سال تاریخ بشر شواهد کمی برای اثبات روند معین رشد تمدن، در اختیار میگذارد.

در نهایت میتونیم بگیم که فلسفه ازدواج شامل جلب رضایت و حمایت از خانواده از نظر عاطفی، جنسی، روانشناختی و… فلسفه اخلاقی ابتدا در غرب به صورت علم، و به دنبال آن در فرهنگ اسلامی نیز مطرح شد؛ ولی مباحث آن بدون عنوان فلسفه اخلاق، بلکه تحت عنوان حسن و قبح عقلی و استلزامهای عقلی در علم کلام و علم اصول مورد بحث قرار گرفت تا اینکه از زمان مرحوم علامه طباطبایی به بعد کم کم به سمت علم مستقل حرکت کرد تا اینکه نخستین کسی که بعد از وی تحت این عنوان کتابی به نگارش درآورد، استاد شهید مطهری بود و در پی آن، استاد مصباح و استاد سبحانی و بهدنبال آن کتابهای دیگری به نگارش درآمد و هم اکنون با حجم فراوانی از کتابها و مقالات در این باب روبهرو هستیم.

حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعهای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا میشود که در غرب ظهور کرده. از جنبه خانوادگی، حجاب موجب استحکام خانواده و پیوند زناشویی میشود چرا که مرد یا زنی که به لحاظ بصری و لمسی از فردی غیر از همسر خود بهره نگرفته است نسبت به همسر خود علاقه بیشتری احساس میکند و همین علاقه و لذت بیشتری که به تبعِ آن میّبرد، به پایبندی بیشتر او به خانواده منجر میشود و همین بر روحیه زن و دلگرمی او به تلاش در محیط خانواده نیز اثر مستقیم میگذارد.

1. پیروان بوذاسف به تناسخ بوده است، و در آن زمان در بینالنهرین پیروانی داشت. پاسخش خیر است. به اعتقاد او از اینجا میتوان به جهان شوخطبعی وارد شد و شوخطبعی -که آثار بکت هم مالامال از آن است – در بهترین حالت تمرین پایداری در برابر هیچانگاریای است که باد ادعاهای انسان را میخواباند. به دنبال این بحث، افلاطون «تمثیل غار» را پیش مى کشد و درجات تقرب به واقعیت را ذکر مى کند.9 افلاطون معتقد است: باید داوطلبان زمامدارى را آزمود و آن ها را براى این کار آماده کرد. آیا هیچ فیلسوفی پیش از آنها از استدلال به عنوان روش استفاده نکرده است؟

سنت فلسفه ی تحلیلی در بسیاری از موارد با عنوان هایی چون فلسفه ی انگلیسی، امریکایی، آنگلوساکسون، آنگلوامریکن و آنگلوفون نامیده می شود. مثلاً اگر به جسمی می نگریم، این جسم جوهریست که صفاتی دارد از قبیل رنگ، وزن، کیفیت مثل مزه و یا شکل و وضعی دارد، و نسبتی با دیگر موجودات دارد و قس علیهذا. گروهی سعی کردهاند با برشمردن موضوعها و ایده های فلسفهی تحلیلی تمایز این فلسفه را با دیگر رویکردهای فلسفی نشان دهند. از نظر بسیاری از فیلسوفان قاره ای، فلسفه هم عنان با تاریخ فلسفه۴ است و فلسفهی تحلیلی متهم به عدم عنایت به صبغهی تاریخی مباحث فلسفی میشود.

فرد متاهل انگیزه بیشتری برای پیشرفت شغلی دارد و معمولا افراد بعد از ازدواج اقدام به پس انداز و تهیه وسایل رفاهی زندگی می کنند و قبل از ازدواج به نوعی بیشتر درآمد صرف هزینه های زائد می شود. یک توضیح؛ مـدتـها در فـضای مجازی و از جـمله وبلاگ قبـلی ام، با نام محمدجواد مهدوی فعالیت می نمودم. دامت در این کتاب سعی میکند ریشه های فلسفهی تحلیلی را بیابد و به ما نشان دهد فلسفهی تحلیلی از کجا آغاز شده است. متأسفانه در همان دوران، احادیثی از لسان پیامبر نقل شد که مویی با جبر فاصله ندارد.

بدین گونه حلقه ی وین با نسب نامه ی ژرمنی خود، در آغاز فلسفه ی تحلیلی و احیای آن (بعد از ۱۹۶۰) نقش اساسی را ایفا کرد.۱۳ به باور دامت اگر جنگ جهانی دوم اتفاق نمی افتاد، فلسفه ی تحلیلی در امریکا و انگلستان گسترش نمی یافت و در اروپا به حیات خود ادامه می داد. عشق در لحظه ای پدید می آید، دوست داشتن در امتداد زمان؛ این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

حیطه تأملاتم مسائل زیادی را دربر می گیرد. برخی با یک نگاه تاریخی به بررسی حدود فلسفهی تحلیلی میپردازند؛ برخی به لحاظ موضوعی فلسفهی تحلیلی را از سایر فلسفهها جدا میکنند؛ برخی روش فلسفه ورزی در این نحله را باعث تمایز آن با دیگر فلسفهها میدانند و برخی میکوشند حدود و ثغور آن را در تقابل با فلسفهی قاره ای۲، توضیح میدهند۳. بعضاً در كنار ریاضتهای عملی، به تدوین آثار ارزشمند و ماندگاری در باب اخلاق اسلامی نیز پرداختهاند؛ از آن جمله میتوان به «رسائل اخوان الصفا و خلّان الوفاء»، «السعادة و الاسعاد فی السیرة الانسانیة»، «تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق»، «اخلاق ناصری»، «احیاء علوم الدین»، «المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء»، «المراقبات فی اعمال السنة»، «جامع السعادات» و دهها اثر دیگر اشاره كرد.

نخست آنکه توضیح داده شود که مراد از این واژه چیست و دیگر آنکه در سیاق و متن تاریخی خود مورد بررسی قرار گیرد. هورک هایمر، آدورنو و از اعضای مکتب فرانکفورت بودند که در امریکا به طرح ایده های خود پرداخته و با استقبال فیلسوفان امریکایی مواجه شدند. از نظر او این دوره، زمان امیدواری برای انقلاب در علم بود. خلافت فرزندم یزید، قضای الاهی است و بندگان، در آن اختیاری ندارند ( همان، ص171).

حکومت اموی، مسألة قضا و قدر را بیش از هر چیز ترویج میکرد تا بتواند وضع حاکم بر اجتماع را معلول آن قلمداد کند، و از این طریق، مردم را در بارة هرنوع نابسامانی به سکوت وا دارد. آیا یقین به چیزی ممکن است و یا اینکه همه شناختهای ما چیزی بیش از حدس و گمان نیست؟ بنابر رای گلاک، شاید نتوان هیچ تعریف و صورت بندی کاملی از حدود و ثغور فلسفه ی تحلیلی یا شروط لازم و کافی آن به دست داد. به همین دلیل، در سنت قاره ای فیلسوفان بیشتر به بررسی فهم و ادراک آدمی و چگونگی شکل گیری آن پرداخته اند.

وقتی غرب فلسفه چگونگی را ایجاد و بدنبال آن در جهان تصرف کرد، این گونه نبود که این فلسفه چگونگی، منفصل از فلسفه چیستی و چرایی باشد. ناگهان سرنوشت بر او پیشی میگیرد، و او کار دوزخیان را انجام میدهد، و به جهنم میرود، و برخی از شما کار دوزخیان را انجام میدهد، تا آن جا که میان او و دوزخ جز یک ذراع باقی نمیماند. 2. برداشت ما از کتاب و سنّت، برداشت صحیحی نبوده و به گونهای در فهم ما اشتباهی رخ داده است. در مورد سقراط چه می توان گفت؟

دیدگاهتان را بنویسید